X
تبلیغات
نوشته های فراموش شده

نوشته های فراموش شده

نوشته هایم را تقدیم می کنم به کسانی که ...............

جفری کاتزنبرگ یکی از موسسین استدیو انیمیشن سازی دریم ورکز که به همراه جنیفر یانلسون (کارگردان انیمیشن کونگ فو پاندا) این هفته برای شرکت در یک انجمن فن آوری در زمینه انیمیشن به کشور کره جنوبی سفر کرده بودند اعلام کرد بخش عمده ای از سریال تلویزیونی توربو که بر اساس انیمیشن توربو ساخته می شود و قرار است به زودی از شبکه نت فلیکس پخش شود را در کره تولید خواهند کرد.
 
انیمیشن توربو

 کاتزنبرگ یادآور شده با توجه به فشار کاری شدیدی که طی 18 تا 20 ماه گذشته به خاطر حضور فعال در زمینه کارهای تلویزیونی به این استدیو وارد شده و همین طور جذب بینندگان بیشتری از سراسر دنیا ، آنها این تصمیم را گرفته اند و از این پس برای تولید برنامه های خود از گوشه گوشه دنیا کمک خواهند گرفت و اظهار امیدواری کرد که به این ترتیب باید منتظر اتفاقات شگفت انگیزی در زمینه کارهای تلویزیونی بود.

این اولین باری ست که دریم ورکز بخش عمده ای از ساخت یکی از برنامه های خود را به کشور دیگری می سپارد . با توجه به رشد صنعت انیمیشن سازی در کره و وجود نیروهای خلاق و قدرتمند در این رشته این کار از سوی کاتزنبرگ بسیار منطقی و مثبت ارزیابی شده است.

 

**************************

هنری سیلک کارگردان با سابقه انیمیشن هایی با سبک استاپ موشن که برای کارهای موفقی چون کورالاین و کابوس پیش از کریسمس نامزد دریافت جایزه اسکار نیز بوده است ، با فاصله گرفتن از دنیای عروسکی به سراغ کارگردانی فیلم لایو-اکشن گریم و داستان تاریکی (A Tale Dark & Grimm) رفته است.

 
هنری سلیک
این فیلم بر اساس نولی کودکانه به همین نام نوشته آدام گیدویتز (Adam Gidwitz) و با فیلمنامه ای از جان دبلیو مان و جون گان  (John W. Mann and Jon Gunn) ساخته خواهد شد.

 
گریم و داستان تاریکی a tale dark and grimm
سال گذشته هنری سیلک از پروژه ای استاپ موشنی  دیزنی به نام پادشاه سایه (The Shadow King) که بعدا امتیاز ساخت آن را استدیو انگلیسی- آلمانی  K5 International خریداری کرد،  کنار گذاشته شد .
************************

فیلم پویانمایی "رویای گورخر" به کارگردانی محمدعلی سلیمان‌زاده در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کلید خورد.

این فیلم به مدت زمان 8 دقیقه و با تکنیک پیپر انیمیشن دیجیتالی مراحل اولیه تولید خود را آغاز کرده است.

فیلم "رویای گورخر" قصه‌ای شاعرانه، سیال و رویایی دارد که استوری برد و طراحی شخصیت‌های آن انجام شده است.

این فیلم ارتباط یک گورخر با یک پروانه را به نمایش می‌گذارد که با دیدن پروانه در آن فضای سیاه و سفید به رویاهای رنگی می‌رسد.

سلیمان‌زاده کارگردان سینمای پویانمایی ایران پیش از این، فیلم‌های "ننه کلاغه و روباهه"، "گرگ و میش"، "ژنرال و بادبادک" و "کلاغی که می‌خواست قوی‌ترین باشد" را در کارنامه هنری خود ثبت کرده و این آثار در جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی نیز موفقیت‌های زیادی را به دست آورده است.

***********************
استوديو اُپن رود اول آنونس از انيميشن كمدي شغل آجيلي(The Nut Job) را منتشر كرد. اين انيميشن به كارگرداني پيتر لپينيوتيس و فيلمنامه لورن كامرون داستان سنجابي است كه براي ورود به مغازه آجيل فروشي و دزدي از آنجا برنامه ريزي مي كند.

 
انیمیشن شغل آجیلی
 

ويل آرنت، كاترين هايگل، و برندان فراسر صدا پيشگان اصلي اين انيميشن زيبا هستند.

شغل آجيلي 17 ژانويه 2014 اكران مي شود و گفته مي شود از شانسهاي نامزدي اسكار است.

  
**************************
کمپانی فاکس اعلام کرد پخش مجموعه انیمیشن کمدی "پدر آمریکایی" از 29 سپتامبر از سر گرفته شده و کیم کارداشیان جای یکی از شخصیت‌های فضایی صداپیشگی می‌کند.
 
کیم کارداشیان بازیگر هالیوودی در قسمت جدید انیمیشن کمدی "پدر آمریکایی" به جای یک بیگانه فضایی صحبت می‌کند.
 
در این فصل از مجموعه "پدر آمریکایی" یک سفینه فضایی در شهر لانگلی فالز با زمین برخورد می کند و در این مدت شخصیتی که کارداشیان جای وی صحبت می کند عاشق همکار خود راجر می‌شود.
 

صداپیشگی کیم کارداشیان در انیمیشن American Dad
 
"پدر آمریکایی" نام مجموعه انیمیشنی کمدی-اجتماعی به تهیه‌کنندگی کمپانی فاکس است که پخش آن از سال 2005 آغاز شده و تا کنون 152 قسمت از آن ساخته شده است. کارداشیان در دهمین فصل "پدر آمریکایی" صداپیشگی خواهد کرد و از دیگر صداپیشگان این فصل از "پدر آمریکایی" می توان به زویی دشنل، اولیویا وایلد، استنلی توشی و الیسون بری اشاره کرد.
 
ست مک فارلن، مایک بارکر و مت ویتزمن خالقان انیمیشن "پدر آمریکایی" هستند و کارداشیان در دهمین فصل این انیمیشن، صداپیشگی می‌کند. داستان های این مجموعه انیمیشن که برای بزرگسالان ساخته می شود، حول خانواده اسمیت می گردد و از دریچه طنز با مسائل اجتماعی روز برخورد می کند.
 
تاکنون کمپانی فکس تهیه کننده انیمیشن "پدر آمریکایی" بوده اما کمپانی تی.بی.اس امتیاز فصل یازدهم تا بیست و پنجم این مجموعه انیمیشن پر طرفدار را خریداری کرده است.
 
همچنین شایعاتی درباره ساخته شدن فیلم سینمایی انیمیشن "پدر آمریکایی" به گوش می رسد.
****************************
ست رو گن انیمیشن "پارتی سوسیس ها" را با همکاری ایوان گولدبرگ نوشته و آن را کونراد ورنان و گرگ تیرنان کارگردانی خواهند کرد.
 
 ست روگن نویسنده و بازیگر کانادایی که پیش از این در انیمیشن های "هیولاها در مقابل بیگانگان"، "پاندای کونگ فو کار" و "سیمپسون ها" صداپیشگی کرده، فیلمنامه انیمیشن "گروه سوسیس ها" را با همکاری ایوان گولدبرگ نوشته است.
 
انیمیشن پارتی سوسیس ها
 
این انیمیشن نه تنها دو نویسنده بلکه دو کارگردان هم به نام های کونراد ورنان کارگردان "هیولاها در مقابل بیگانگان" و گرگ تیرنان کارگردان مشهور ژانر انیمیشن دارد. از آثار پیشین تیرنان می توان به مجموعه تلویزیونی "موتور تانک"، "شرک 2" و "ماداگاسکار 3" اشاره کرد که همگی در شرکت دریم ورکز تهیه شده بودند.
 
داستان suasage party درباره تلاش های یک سوسیس است که می خواهد حقیقت وجود خود را کشف کند. پس از آنکه این سوسیس از یک سبد خرید به پایین می افتد، او و دوستان جدیدش سفر خطرناکی را در سوپرمارکت آغاز می کنند تا پیش از فروش فوق العاده 4ام جولای، جای خود را در فروشگاه بیابند.
 
سونی پیکچرز، آناپورنا پیکچرز و پوینت گری از تهیه کنندگان این انیمیشن هستند و شرکت سونی پیکچرز تهیه کننده اصلی این انیمیشن هنوز زمانی را برای اکران آن مشخص نکرده است.

*****************************

استوديوي ديزني با انتشار اولين عكس از فيلم سينمايي «سيندرلا» آغاز فيلمبرداري اين پروژه را در لندن خبر داد.

در اين عكس شاهد حضور «ليلي جيمز»‌ در نقش اول سيندرلا هستيم كه با اسب در حال عبور از منطقه اي زيبا است.

«كنيث برانا» كارگرداني نسخه سينمايي «سيندرلا» با اقباس از فيلمنامه انيميشن كلاسيك «سيندرلا» نوشته «كريس ويتز»‌ بر عهده دارد.


 

لیلی جیمز ستاره دانتون آبی در لایواکشن سیندرلا


علاوه بر «ليلي جيمز» (سيندرلا) ، «ريچارد مادن» (شاهزاده) ، «كيت بلانش» (نامادري» ، «هلنا بوهام كارتر» (فرشته مهربون) ، «استلان اسكارسگارد» (گرانددوك) ، «نونسو آنوزي» (دوست شاهزاده) و «دريكر جاكوبي»‌ (پادشاه) از ديگر بازيگران اين پروژه هستند.

«هاليدي گرينگر» و «سوفي مك شرا»‌ نيز مذاكرات نهايي خود را براي بازي در نقش ناخواهريهاي «سيندرلا» يعني «آناستازيا» و «دريزلا» آغاز كرده اند.


استوديوي ديزني ، 13 مارس 2015 را براي اكران اين فيلم انتخاب كرده است.
*************************
پس از فروش 44 میلیون دلاری در هفته اول اکران و فروش کلی 585 میلیون دلاری انیمشن "خانواده کرودها" سازندگان این انیمشن تصمیم گرفتند تا قسمت دوم آن را نیز جلوی دوربین ببرند و نیکلاس کیج ، اما استون و رایان رینولدز به عنوان صداپیشگان "خانواده کرودها 2" باز می گردند.

 
 

خانواده کرودها انیمیشنی سه‌بعدی کامپیوتری ۲۰۱۳، به سبک کمدی ماجرایی، محصول کمپانی دریم‌ورکس انیمیشن ست که توسط فاکس قرن بیستم توزیع شد. در قسمت اول این فیلم صداپیشگانی چون نیکولاس کیج، اما استون، رایان رینولدز، کاترین کینر، کلارک دیوک و کلوریس لیچمن حضور داشتند.
 

خانواده کرودها به نویسندگی و کارگردانی کرک دمیکو و به تولید کریستین بلسون و جین هارتول  در سالن‌های نمایش در ۲۲ مارس ۲۰۱۳ روی پرده آمد.

[ یکشنبه 1392/07/28 ] [ 11:35 ] [ حبیب ]

[ ]


وبسایت گولد دربی که هرساله با نظر منتقدانش شانس‌های اصلی اسکار را معرفی می کند امسال نیز نظر منتقدانش را بازتاب داده است. نکته جالب شانس ایران، گذشته و اصغر فرهادی است که در ادامه به آن می‌پردازیم.
 

پیش بینی برندگان احتمالی اسکار 2014
در بخش بهترین فیلم اسکار 2014 منتقدان این وبسایت به این 10 فیلم رسیده اند: 12 سال بردگی (شانس اول کسب اسکار بهترین فیلم تا این لحظه)، جاذبه، فشار آمریکایی، کاپیتان فیلیپس، درون لوین دیویس، گرگ وال استریت، پیشخدمت، نجات آقای بنکس، آگوست: اوسیج کانتی و مردان مقبره ها. جالب است که یکی از منتقدان این وبسایت گذشته اصغر فرهادی را جزو 10 فیلم برتر پایان سال خود قرار داده اما به نوشته این وبسایت شانس بردن اسکار بهترین فیلم توسط گذشته 100 به 1 است. البته سایت گولد دربی فیلم گذشته را در رتبه 26 ام قرار داده و بالاتر از فیلم هایی چون گتسبی بزرگ و قسمت دوم هابیت! و از آنجایی که هیچ فیلم خارجی زبان دیگری که در اسکار امسال حضور دارند بالاتر از گذشته قرار نگرفته به نظر می رسد ساخته جدید اصغر فرهادی یکی از شانس های اصلی اسکار بهترین فیلم خارجی زبان است.
در بخش بهترین کارگردان استیو مک کویین تا این لحظه بیشترین شانس را برای بردن اسکار دارد. آلفونسو کوارون، دیوید ا راسل و پل گرین گراس به همراه مارتین اسکورسزی رتبه های بعدی را به خودشان اختصاص داده اند. در این لیست اصغر فرهادی هجدهم است و البته شانس زیادی برای بردن اسکار ندارد اما بالاتر از چهره هایی چون پیتر جکسون و رایدلی اسکات قرار گرفته است.
در بخش بهترین بازیگر نقش اول زن کیت بلانشیت شانس اصلی است و ساندرا بولاک، جودی دنچ و مریل استریپ هم گزینه های بعدی اند. در این لیست البته برنیس بیژو بازیگر نقش اول زن در فیلم گذشته ساخته اصغر فرهادی اگرچه به عنوان برنده جایزه بازیگری کن حضور دارد اما رتبه ای بهتر از هشتمی ندارد. در بخش بهترین بازیگر نقش اول مرد شانس اصلی تا این لحظه شیوتل اجیفور است و رابرت رد فورد، متیو مک کانهی، تام هنکس و بروس درن گزینه هایبعدی کسب جایزه اسکار هستند. البته تام هنکس در این بخش برای فیلم کاپیتان فیلیپس انتخاب شده و جالب است که در بخش بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای بازی در نقش والت دیزنی شانس سوم اسکار است. البته نتایج جشن بزرگ سینمای آمریکا از الان قابل پیش بینی نیست ولی باید دید آیا بازیگر فارست گامپ می تواند رکوردی خارق العاده از خودش به جا بگذارد و در یک شب دو اسکار بازیگری بگیرد یا خیر.
در بخش بهترین فیلمنامه ارجینال ساخته اصغر فرهادی یازدهم است تا شانسش برای نامزدی در این بخش فعلا چندان زیاد نباشد. در این بخش شانس های اصلی به ترتیب فشار آمریکایی، یاسمین آبی، درون لوین دیویس، نبراسکا و ایستگاه فروتویل هستند.در بخش بهترین فیلمنامه اقتباسی هم باز 12 سال بدگی شانس اصلی است. آگوست: اوسیج کانتی دوم است و گرگ وال استریت، پیش از نیمه شب و کاپیتان فیلیپس در رتبه های بعدی هستند. مردان مقبره ها هم با اختلافی نه چندان زیاد دنبال 5 فیلم برتر است.
اما در بخش بهترین انیمیشن سال به عقیده منتقدان گولد دربی شانس آخرین ساخته هایائو میازاکی از همه بیشتر است. باد بر می خیزد بالاتر از یخ زده، دانشگاه هیولاها، من نفرت انگیز و کرود ها قرار گرفته است.
اگرچه فعلا نتایج اسکار خارجی زبان پیش بینی نشده اما با توجه به این که گذشته تنها فیلم خارجی زبان حاضر در لیست بهترین فیلم ها بود به نظر می رسد از شانس بالایی حداقل برای نامزدی در اسکار برخوردار است.
**************************

صدسال از زمانی می‌گذرد که شرکت‌های اسباب‌بازی، اسباب‌بازی‌هایی متحرک و بسیار پیشرو (البته در زمان خودش) روانه‌ی بازار کردند. برج ایفل رقصان، دلقک و توپ‌های چرخانش یا اردکی که در آب شنا می‌کرد.

 

حالا اما دنیای اسباب‌بازی وارد وادی جدیدی شده است. پژوهشگران شرکت دیزنی،یک اسباب‌بازیِ ابتکاری طراحی کرده‌اند. این وسیله، بیش از آن‌که یک وسیله‌ی بازی باشد، ابزاری برای طراحی یک اسباب‌بازی است. این نرم افزار که مخصوصاً برای افراد مبتدی و غیر متخصص طراحی شده، می‌تواند با اتصال به یک چاپگر سه بعدی، ‌اسباب‌بازی مورد نظر کاربر را تولید ‌کند.

 

یکی از اصلی‌ترین وسیله‌هایی که باعث حرکت در اسباب‌بازی‌های قدیمی می‌شد، چرخ‌دنده بود. پژوهشگران شرکت دیزنی با الهام از این چرخ‌دنده‌ها در نرم‌افزار ابداعی‌شان، به کاربر اجازه می‌دهند مثل یک اسباب‌بازی‌ساز کارکشته، چرخ‌دنده طراحی کند و آن را در وسیله‌ی حرکتی موردنظرش جای بدهد.

 

گروهی از پژوهشگران، در دو آزمایشگاه زوریخ و بوستون روی این پروژه شروع به کار کردند. اما از آن‌جایی که هروقت صحبت از طراحی نرم‌افزار می‌شود، پای پژوهشگران دانشگاه ام‌آی‌تی هم به میان کشیده می‌شود، شرکت دیزنی قسمتی از پروژه را در آزمایشگاه ام‌آی‌تی انجام داد.

 

این بسته‌ی نرم‌افزاری شامل دو قسمت است: در بسته‌ی اول کاربر اجزای وسیله‌ی مورد نظرش را به‌صورت بند بند طراحی می‌کند و بعد با کمک تنها چند نقطه، خطوط بیضی شکلی را رسم می‌کند. این خطوط وقتی نهایی شوند همان حرکت چرخ‌دنده‌ها را شکل می‌دهند. در واقع با کشش این بیضی، محوری که چرخ‌دنده باید بر اساس آن بچرخد مشخص می‌شود. پس از آن کاربر به سراغ اشکال طبقه‌بندی شده‌ی سیستم می‌رود و شکلی را با توجه به محور چرخش انتخاب می‌کند. بعد از همه‌ی این‌کارها نرم‌افزار دیگری شکل نهایی مورد نظر کاربر را شبیه‌سازی می‌کند. این شکل شبیه‌سازی شده دقیقاً نسخه‌ی رایانه‌ای شکلی است که کاربر طراحی کرده است و اگر کاربر از شبیه‌سازی نهایی راضی باشد، به بخش جذاب ماجرا می‌رسد که در بسته‌ی دوم این پکیج وجود دارد:

 

در این قسمت شخصیت‌های دیجیتالی که توسط کاربر طراحی شده‌اند، به یک پرینتر سه بعدی سپرده می‌شوند. پرینتری که با مواد اولیه‌ا‌ی مثل ژل‌ها یا مواد گیاهی این شخصیت‌ها را به شکلی قابل ارتجاع و متحرک تجسم می‌بخشد. با این حال کاربر هم‌چنان می‌تواند در صورتی‌که که از جسم نهایی راضی نبود آن را تغییر دهد. مثلاً اگر از نحوه‌ی تحرک آن خوشش نیامد، می‌تواند جای اتصال بندها یا چرخش چرخ‌دنده‌ها را تغییر دهد. در نرم‌افزار ویژه‌ی طراحی، برنامه‌های فراوان و متنوعی برای تغییر در بند یا حرکت چرخ‌دنده‌ها در نظر گرفته شده است. هم‌چنین در بعضی اوقات برای متصل کردن اجزای یک شیء به یکدیگر می‌توان از بست هم استفاده کرد که بازهم چنین امکانی برای طراحی بست در این نرم‌افزار وجود دارد.

 

و همه‌ی این کارها را می‌توان با سرعتی خارق‌العاده انجام داد. اگر طرح یک وسیله را از قبل در ذهن داشته باشید کار با این نرم‌افزار درست مثل نقاشی‌های ساده و کودکانه‌ی برنامه‌ی فوتوپوینت1 خواهد بود. بعد از تکمیل طراحی هم به لطف یک چاپگر سه‌بعدی، خیلی سریع می‌توانید شخصیتی را که تا چند دقیقه قبل تنها در ذهن شما وجود داشت، تجسم ببخشید. البته این شخصیت چندان هم ساده نخواهد بود. مثلاً یک دوچرخه‌سوار در حال دوچرخه سواری، یا یک پلنگ در حال دویدن. این حرکت‌ها به اسباب‌بازی شما جان می‌بخشند، حرکت‌هایی که تا پیش از این به طراحی‌های پیچیده و ظریفکاری‌های متخصصانی هم‌چون ساعت‌سازها نیاز داشت.

 

پژوهشگران هم‌چنین برای آزمایش این طرح حدود 10 شخصیت طراحی کردند و هفت تای آن‌ها را به چاپگر سه‌بعدی سپردند. طراحی هرکدام از این شخصیت‌ها فقط 10 دقیقه طول کشید.

 

یکی از دانشمندان دست اندر کار در این پروژه «استلین کراس» است. او در این باره می‌گوید:«شخصیت‌های ما در حال حاضر فقط با حرکت‌های دورانی حرکت می‌کنند، با این حال ما یک قدم به طراحی و ساخت سریع روبات‌های سفارشی2 نزدیک شده‌ایم. روبات‌هایی که قادر خواهند بود همراه با تعامل با محیط، کارهای پیچیده انجام دهند.

 

 

ساخت اسباب بازی سه بعدی

 

یکی دیگر از امکانات این برنامه تعیین مواد مورد نیاز برای هر قسمت اسباب‌بازی است. مثلاً برای بست‌ها یا بندهایی که به بند دیگر متصل می‌شوند، موادی سخت‌تر در نظر گرفته می‌شود تا در برابر چرخش و حرکت، مقاوم‌تر از بخش‌های دیگر باشند. هم‌چنین مواد نرم‌تر هم برای قسمت‌های قابل ارتجاع در نظر گرفته می‌شود. طراحان این نرم‌افزار فکر همه جا را کرده‌اند. «برند بیکل» دانشمند پژوهشگر در پژوهشگاه سیدنی در بوستون می‌گوید: «ما بر این باوریم که روش ما یک گام مهم به سوی طراحیِ فیزیکیِ شخصیت‌هاست. حالا ما در آستانه‌ی استفاده از طیف وسیعی از مواد و طراحی سیستم‌هایی پیشرفته‌تر با دقت بیش‌تر هستیم تا سازه‌هایی هرچه پیچیده‌تر بسازیم.

****************************
انیمیشن جدید دیزنی و پیکسار اثری کوتاه بر پایه تریلوژی داستان اسباب بازی ست که قرار است روز هالووین پخش شود و برای اولین بار در آن از کاراکتر جدیدی هم به نام کارل جنگنده رونمایی خواهد شد.
 
کارل جنگنده در انیمیشن داستان اسباب بازی ترور
البته دیزنی اعلام کرده که در کنار کارل دیگر چهره های دوست داشتنی این سری از جمله باز لایتیر، وودی و... هم حضور خواهند داشت. جالب است که صداگذار این کاراکتر جدید کارل ویثرز است. بازیگر سیه چرده ای که بازی هایش در فیلم های راکی از ذهن هواداران این فیلم ها پاک نمی شود.
گفته می شود "داستان اسباب بازی ترور" مضمونی کمدی- ترسناک دارد که مناسب روز هالووین است. البته دیزنی با لحنی طنزآلود اعلام کرده که این انیمیشن باعث می شود تا بچه ها به عوض کردن لباس مجبور شوند.داستان این انیمیشن کوتاه هم گم شدن یکی از اسباب بازی ها است که هنوز نامش فاش نشده و بقیه عروسک ها باید قبل از این که همگیشان درگیر مشکل شوند آن را حل کنند.
همان طور که از قبل هم روشن بود، تام هنکس به جای وودی، تیم آلن به جای باز و جوان کیوزاک هم به جای جسی صحبت می کند. بقیه کاراکتر ها هم دوبلور های خودشان را دارند. این انیمیشن 16 اکتبر از شبکه اسکای پخش می شود. پیش از این هم انیمیشن های کوتاهی توسط دیزنی بر پایه داستان اسباب بازی ساخته شده بود و این چهارمین انیمیشن کوتاه از سری "توی استوری تونز" است.
*************************
کتاب "بالا در ابرها" نوشته پل مک کارتنی به یک فیلم سینمایی انیمیشن سه بعدی بدل می شود. مایکل لین و باب شی کار تهیه این فیلم را برعهده دارند و با همکاری کمپانی آرجی اچ این پروژه را تولید می کنند.

این فیلم که قرار است به صورت سه بعدی در سال 2015 راهی پرده‌ سینماها شود، بر تصمیم یک سنجاب برای پیدا کردن جایگاه امنی به نام انیمالیا متمرکز است و کتاب توسط پل مک کارتنی، جف دانبار و فیلیپ آرداق نوشته شده است.

انییمشن بالای ابرها بر اساس کتابی از پل مک کارتنی
 

قرار است پل مک کارتنی چندین ترانه جدید هم برای این فیلم بنویسد. تونی بنکرافت که "مولان" از جمله ساخته های اوست کارگردانی این فیلم انیمیشن را برعهده دارد و آن را بر مبنای فیلمنامه ای از جاش کلاوسنر که پیش از این برای نوشتن فیلمنامه انیمیشن موفق و پرفروش "شرک برای همیشه" شناخته شد، می سازد. 

تهیه‌کنندگان بر این موضوع تاکید کردند که می دانند ساخت این فیلم چقدر برای پل مک کارتنی اهمیت دارد و او چقدر از عملی شدن این پروژه شگفت انگیز و همکاری خلاقانه، هیجانزده است.

مک کارتنی نیز درباره این پروژه گفت: کتاب "بالا در ابرها"  پروژه الهام‌بخشی برای وی است و از این که با این گروه کار می کند بسیار خوشحال است. وی در بیانیه ای که به این مناسبت منتشر کرد نوشت گروهی که تشکیل شده گروهی با استعدادها و توانایی ها خیلی بالاست و کار کردن با جاش کلاوسنر و تونی بنکرافت برایش خیلی باارزش است. او گفت می تواند مطمئن باشد که این انیمیشن فیلمی گرم، بامزه و پرتحرک باشد و بتواند در سراسر جهان مخاطبان خود را به دست بیاورد.

پل مک کارتنی این کتاب مصور را برای کودکان در سال 2006 منتشر کرده بود.

این خواننده و آهنگساز موسیقی که از سال 1960 تا 70 عضو گروه بیتلز بود، در همکاری با جان لنون به شهرت رسید. همکاری این دو به خلق شماری از مشهورترین آهنگ ها و ترانه های قرن بیستم از جمله "دیروز"، "هی جود" و "بگذار باشد" منجر شد.

در کتاب رکوردهای جهانی گینس، از مک‌کارتنی به خاطر دریافت شصت لوح طلایی و فروش صد میلیون نسخه از تک‌آهنگ‌هایش، با عنوان موفق‌ترین موسیقیدان و ترانه‌سرای موسیقی پاپ، نام برده شده‌است. ترانه "دیروز" که از ساخته‌های او است، بیش از هفت میلیون بار در رادیو و تلویزیون ایالات متحده، پخش شده و بیش از هر ترانه دیگری، نسخه‌ای از آن توسط خوانندگان و نوازندگان دیگر، ارایه شد.

گذشته از فعالیت در دنیای موسیقی، مک‌کارتنی نقاش، هنرپیشه و حامی حقوق حیوانات، گیاه‌خواری و آموزش موسیقی است. به سال ۱۹۹۶، وی به پاس یک عمر فعالیت در موسیقی، موفق به دریافت لقب شوالیه شد. نوشتن کتاب کودک نیز یکی از فعالیت های جانبی او محسوب می شود.

*********************************

نسخه زنده سینمایی ماجراجویی‌های «کروئلا د ویل» شخصیت منفی فیلم انیمیشن «صد و یک سگ خالدار» توسط کمپانی والت دیزنی تهیه و تولید می‌شود.

قصه زندگی این کاراکتر خبیث و بد طینت داستان معروف کلاسیک «صد و یک سگ خالدار» با نام «کروئلا» جلوی دوربین می‌رود.

کمپانی والت دیزنی برای کار نگارش فیلم‌نامه این کمدی اکشن ماجراجویانه ایلین براش مک کنا همکار قدیمی خود را دعوت به همکاری کرده است.

 

آلین براش مک کنا و کروئلا در نسخه سینمایی صد و یک سگ خالدار

 

این در حالی است که مسئولان کمپانی والت دیزنی در ارتباط با خط اصلی قصه فیلم‌نامه فیلم زنده سینمایی ماجراجویی‌های کروئلا د ویل سکوت کرده‌اند.

مسئولان این کمپانی که از کار ایلین براش مک کنا بر روی فیلم‌نامه نسخه زنده «سیندرلا» راضی بوده‌اند، می‌گویند وی بهترین گزینه ممکن برای کار جدید آن‌هاست.

«سیندرلا» زنده و جدید کمپانی والت دیزنی هم‌اکنون در دست تولید است و قرار است برای نمایش عمومی در فصل تابستان سال آینده میلادی آماده شود.

 کاراکتر کروئلا دویل اولین بار در سال 1956 در قصه کتاب «صد و یک سگ خالدار» اثر داوی اسمیت به دوستداران دنیای ادبیات و سینما معرفی شد.

این داستان در سال 1961 دستمایه تولید یک فیلم انیمیشنی توسط کمپانی والت دیزنی شد. در این فیلم بنی لو گرسون صدای خود را به کاراکتر کروئلا قرض داد.

کمپانی والت دیزنی یک بار دیگر در سال 1996 دست به تولید نسخه زنده سینمایی داستان «صد و یک سگ خالدار» زد و این بار گلن گلوز در نقش این کاراکتر بد ذات و منفی بازی کرد.

این بازیگر در سال 2000 در قسمت دوم این فیلم که با نام «صد و دو سگ خالدار» ساخته شد، دوباره در نقش این شخصیت ظاهر شد.برعکس قسمت اول فیلم که با استقبال تماشاگران روبرو شد، دومین قسمت آن نتوانست فروش بالایی در جدول گیشه نمایش سینماها بکند.

در حالی که کمپانی والت دیزنی در فیلم «مالفیشنت»، شخصیت منفی قصه فیلم «زیبای خفته» را تبدیل به کاراکتر اصلی ماجرا کرده، معلوم نیست «کروئلا» را هم در همان حال و هوا خواهد ساخت یا خیر.قصه «مالفیشنت» (که تابستان سال آینده اکران عمومی می‌شود و آنجلیا جولی نقش اصلی آن را به عهده دارد) از دیدگاه کاراکتر منفی قصه تعریف می‌شود و نه از دیدگاه شخصیت‌های مثبت ماجرا.

[ جمعه 1392/07/26 ] [ 21:23 ] [ حبیب ]

[ ]

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/3.07/176091.jpg

 

رضا عطاران در میدان ضد، خیابان کوشش (یکی از محله‌های قدیمی مشهد) متولد شده است. او که فرزند سوم خانواده محسوب می‌شود اصالتا کاخکی بوده و در کودکی مادر خود را بر اثر زلزله‌ای در کاخک از دست داده است. آقا رضا که ۲ خواهر بزرگتر و یک برادر کوچکتر از خود دارد در خانواده‌ای گرم و صمیمی پرورش یافته و در حال حاضر به همراه همسرش در تهران زندگی می‌کند، بنا به گفته دوستان هم محله‌ای، رضا عطاران سالی چند بار برای زیارت و دیدن پدر و خانواده‌اش به مشهد سفر می‌کند.

او در سال ۱۳۴۷ در مشهد مقدس متولد شده، از ۱۶ سالگی به تئاتر روی آورده است. بنا بر درخواست های مکرر شما در این شماره به کودکی و دوران طلایی وی در مشهد مقدس و نحوه ورود او به دنیای هنر اشاره ای کرده‌ایم که امیدواریم مورد پسند شما قرار بگیرد، با ما همراه باشید تا سری به محله کودکی رضا عطاران بزنیم و البته گپی هم با پدر مهربانش، خواهرش و دوستانش زده‌ایم.

کودکی درس‌خوان، زرنگ و حرف شنو!!

پدر مهربانش با کلامی زیبا و دلنشین برای ما تعریف می‌کند: رضا بسیار باهوش و با استعداد بود، در تمامی دورن تحصیل و مدرسه‌اش، یک بار ندیده‌ام که او در خانه درس بخواند و یا مشقی بنویسد، گاهی با عصبانیت به او می‌گفتم: «پسرجان تو چه جوری فردا می‌تونی امتحان بدی وقتی هیچی درس نخوندی!»

در جوابم با خونسردی می‌گفت: بابا جان شما از من نمره خوب می‌خواهی و من برای شما نمره خوب می‌آورم، خدا را گواه می‌گیرم که هر سال هم شاگرد اول می‌شد و من را رو سفید می‌کرد. (با خنده)

چی شد که این جوری شد؟

خواهر عطاران، خاطره‌ای از نوجوانی رضا به یاد دارد، او به ما از نحوه ورود رضا به تئاتر می‌گوید: به یاد دارم که روزی رضا به همراه دوستش «حمید حقیقی» به خانه آمد، من از پشت پنجره به حرف‌های آنها گوش می‌دادم و دقت می‌کردم، برادرم رضا به دوستش می‌گفت: بهت ثابت می‌کنم که از همین تئاترها به صدا و سیما خواهم رفت! دوستش هم که باور نمی‌کرد مدام از او می‌پرسید، تو واقعا می‌خواهی به تلویزیون بروی؟ اصلا مگر می‌توانی؟ و رضا هم با صدایی محکم و رسا رو به حمید کرد و گفت: حالا می‌بینی که می‌روم و معروف می‌شوم! و کار خودشم کرد، حرف رضا از همون اول هم حرف بود! (لبخند می‌زند)

شوق کاری رضا قانعم کرد!

وقتی از پدر بهترین کمدین کشور پرسیدم: با بازیگر شدن پسرش موافق بوده یا نه؟ با همان لحن زیبا و خواستنی مصرانه گفت: چرا دروغ بگویم اولش بله! مخالف بودم، هم درکی از این رشته نداشتم و با خودم می‌گفتم که کار خوبی نیست، هم عقلم کم بود (با خنده) اما وقتی شوق رضا رو نسبت به هنر و بازیگری دیدم، گفتم: خیلی خوب بابا جان به کارت برس. (می‌خندد)

حیاط خانه را سینما کرده بود

خواهر آقا رضا عطاران می‌گوید: رضا و دوستانش از همان کودکی به دنیای هنر و بازیگری علاقمند بودند تا جایی که پدرم وقتی دید نمی‌تواند مانع او شود، پرده‌ای را در حیاط خانه تعبیه کرد تا رضا بتواند در آنجا نمایش اجرا کند، رضا و دوستانش هم که از زرنگی کم نداشتند، نقشه‌هایی کشیدند و برای خودشان سینمایی راه انداختند، رضا که خود نمایش‌های چارلی چاپلین را اجرا می‌کرد، یکی از دوستانش را بسیج کرده بود تا بلیت درست کند و از هر کسی که برای دیدن نمایش به خانه می آید ۲ تومن پول بگیرد و به او بلیتی بدهد! (با خنده) این کار برای من و خانواده‌ام بسیار زیبا بود، چون عشق رضا به بازیگری را نشان می‌داد.

رضا عطاران از نظر پدرش!

وقتی اولین کار او «ساعت خوش» را از تلویزیون دیدم کلی خندیدم و خوشحال شدم که او می‌تواند مردم را بخنداند، رضا بی‌دریغ، ساده و راحت بازی می‌کند و خودش را نمی‌گیرد و من اگر به او افتخار نکنم چه کاری می‌توانم انجام دهم؟ (باز هم می‌خندد)

از پدر می‌ترسید

خواهر بزرگترش فاطمه خانم برای‌مان تعریف می‌کند: رضا عصرها در کوچه خودمان به همراه دوستانش فوتبال بازی می‌کرد، یک روز بعد از بازی که به خانه آمد دیدم که لنگان‌لنگان راه می‌رود، نگو که یکی از بچه‌های قلدر محل روی پایش افتاده بود و پای رضا شکسته بود، بعد از ۳ روز که حاضر شد به دکتر برویم، وقتی پزشک از او پرسید که چرا زودتر نگفتی به دکتر گفت: آخه از پدرم می‌ترسم، می‌ترسیدم که دیگر نگذارد بازی کنم!!! (با خنده)

یره تو خجالت نمی‌کشی؟

اولین تئاتری که رضا عطاران در آن ایفای نقش کرد، «موش عاشق» نام داشت که در مشهد مقدس به روی صحنه رفت، پدرش تعریف می‌کند که «وقتی نمایش را به همراه خواهرش دیدیم، به او گفتم، یره (یارو) تو خجالت نمی‌کشی؟ دختر تو نمایش کم بود که تو عاشق موش شدی؟» (با خنده)

کاراکتر پدر در کارهای عطاران

خانواده‌اش برای‌مان تعریف می‌کنند، در سریال «زیر آسمان شهر» که رضا نویسنده آن بود تقریبا بابا را به نمایش گذاشته بود، زمانی که خشایار با چوب دستی خود به دنبال فولاد می‌کرد مانند کودکی ما بود که پدر نیز در کودکی ما چوبی بر می‌داشت و دنبال‌مان می‌دوید! (با خنده)

یا در فیلم «خوابم میاد» که در یکی از سکانس‌ها همه بچه‌ها در خانه سرهنگی جمع می‌شدند و تلویزیون می‌دیدند، آن هم به کودکی ما بر می‌گردد، آن زمان چون تلویزیون کم بود همه بچه‌های محل در خانه یکی از همسایه‌ها «که سرهنگ ارتش» بود جمع می‌شدیم و برنامه کودک نگاه می‌کردیم، این تصویرها از کودکی در ذهن رضا مانده است که در حال حاضر او در ساخت فیلم‌هایش از آن خاطرات کمک می‌گیرد!

چه نفر اول باشم چه بیستم، من پدر رضا عطارانم!

وقتی که گفتم این گفته شما چاپ می‌شه با لحنی جدی و قاطع گفت: بله بله بله، حتما چاپ کنید، به دیوار هم بزنید، افتخار می‌کنم که پدر رضا عطارانم. شما بگید، وقتی یک کارمند بانک میاد و کاغذ من رو می‌گیره، خودش هم همه کارها رو درست می‌کنه، می‌تونم بگم نه؟ (با خنده) در هر اداره یا بانکی در محله خودمان که وارد می‌شوم من را می‌شناسند و به من لطف دارند و کارم را به نحو احسن راه می‌اندازند، این سوء استفاده از نام پسرم نیست بلکه یک سرفرازی برای من محسوب می‌شود.

قدم زدن با رضا تو کوچه خیابان سخت است

پدر آقا رضا می‌گوید: مدت‌ها پیش که رضا به مشهد آمده بود با هم به بیرون رفتیم تا قدم بزنیم یه ثانیه نکشید که مردم دور رضا جمع شدند، من هم به او گفتم: بابا جان من می‌رم تو هم وقتی آزاد شدی بیا! رضا عادت دارد با صبر و حوصله به تمام محبت‌های مردم پاسخ دهد که این برای خود مردم هم جالب توجه است.

فاطمه عطاران می‌گوید: به همراه فرزندانم و برادرم برای خرید به بازار رفتیم، با پیشنهاد خود رضا ماشین نبردیم تا پیاده‌روی کنیم و هوا بخوریم. وقتی داشتیم بر می‌گشتیم مردم او را شناختند و صدها نفر یکباره دورمان را احاطه کردند تا با رضا عکس بگیرند!! این که مردم کشورم رضا را دوست دارند و برای او کارهایش وقت می‌گذارند بسیار لذتبخش و خوشحال‌کننده است اما گاهی اوقات هم این توجه‌ها برای ما محدودیت‌هایی را به وجود می‌آورد که ما را موظف می‌کند بیشتر حواس‌مان به خودمان باشد تا در شأن رضا و موقعیت اجتماعی او رفتار کنیم!

طرفدار غذای سنتی، مخالف فست فود

در کشور ما خواهرها بسیار بسیار هوای برادران‌شان را دارند و نمی‌گذارند که در زندگی به آنها سخت بگذرد. مصداق خوب و روشن این ادعا، خواهر بزرگوار رضا عطاران است، با اینکه «به قول خودش» از برادرش دور است، اما حواسش به تمام علایق و سلایق او هست، فاطمه عطاران که ۲ سال از آقا رضا بزرگتر است می‌گوید: «رضا عاشق غذاهای سنتی است که از بین این غذاها کوکوسبزی و قورمه سبزی را ترجیح می‌دهد و هر وقت مشهد می‌آید ما بسیج می‌شویم، برای او، آنچه که دوست دارد فراهم کنیم. رضا به دلیل شرایط کاری بیشتر با غذاهای بیرون سر و کار دارد به همین دلیل دیگر از فست فود خسته شده و می‌توانم بگویم تمایلی به اینگونه غذاها نیز ندارد!»

مسجد امام علی (ع) اولین پله برای اجرای تئاتر

بعد از چند روز پرس و جو توانستیم چندی از دوستان دوران کودکی و نوجوانی او را پیدا کنیم، یکی از دوستان وی که در حال حاضر بازیگر تئاتر استان خراسان رضوی نیز به شمار می‌رود «حمید حقیقی» است که به دلیل مشغله کاری نتوانست راوی خاطرات کودکی رضا باشد اما دوست دیگرشان که در تئاتر «شیطان سفید» همبازی رضا عطاران بوده، از خاطرات مشترک آن زمان برای‌مان می‌گوید: «راستش را بخواهید شاید آقا رضا در حال حاضر من را از یاد برده باشد اما من به خوبی به یاد دارم که تئاتر «شیطان سفید» را برای همین مسجد امام علی (ع) تمرین می‌کردیم و در تمامی لحظات خوب و بد در کنار هم بودیم. من از آقا رضا چند سالی کوچکترم اما رفتار خوب و کریمانه ایشان را با اعضای گروه نمایش شیطان سفید به خوبی به یاد دارم! هر جا که هست خدا پشت و پناهش.

************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/01.07/behrouzvosooghi2.jpg

 

دو هفته پیش بهروز وثوقی و ناصر ملک‌مطیعی دو تن از ماندگار ترین چهره‌های سینمای ایران که سالیان سال در کنار هم نقش‌آفرینی کرده بودند در آنتالیای ترکیه ساعاتی را با یکدیگر دیدار و گفت و گو کردند. گفتنی اینكه ملك‌مطیعی در تهران و وثوقی در لس‌انجلس سكونت دارند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/01.07/behrouz%20vosooghi3.jpg

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/01.07/behrouz%20vosooghi.jpg

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/01.07/behrouz%20vosooghi1.jpg

 **************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/20.6/174666.jpg

 

تمام علاقه مندان به سینما دوست دارند بدونند که بازیگران حال سینما چه گونه به این حرفه وارد شدند. بعضی از این بازیگران با بازی در یک پلان درخشیدند و نامی برای خو دست و پا کردند.


هانیه توسلی

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/20.6/0.348239001295196570_irannaz_com.jpg

هانیه توسلی جزو کسانی است که رشته تحصیلی اش با کاری که اکنون انجام می‌دهد، متناسب است. تحصیل کرده ادبیات نمایشی است و کار بازیگری را از تئاتر شروع کرده است تا بالاخره در فیلم کوتاه «روی جاده نمناک» به کارگردانی مهدی کرم پور، جلوی دوربین می‌رود. تست دادن او در دفاتر مختلف سینمایی آن قدر پیش رفت که تنها یک سال و نیم بعد از آمدنش از همدان به تهران، در مجموعه تلویزیونی «غریبه» بازی کرد.


لاله اسکندری

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/20.6/0.348652001295196570_irannaz_com.jpg

لاله اسکندری وقتی خیلی بچه بود جلوی دوربین ظاهر شد. عمویش کارگردان و فیلم نامه نویس بود و وقتی او 5 ساله بود، جلوی دوربین فیلم 8 میلی متری عمویش رفت تا جرقه بازیگر شدن به سرش بیفتد. چند سال بعد هم در فیلم کوتاه «بازیگر فیلم زن لر» از روح انگیز ساقی نژاد بازی کرد و پایش به سینما و تلویزیون باز شد؛ هرچند درس خواندن او در دانشکده هنر و معماری هم او را به فضاهای هنری نزدیک کرد. سال 78 برای اسکندری سال دیده شدن بود؛ یک نقش کوتاه در «متولد ماه مهر» کافی بود تا لاله اسکندری جا پایش را در سینما محکم کند.



ترانه علیدوستی

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/20.6/0.349535001295196570_irannaz_com.jpg

 

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/20.6/tarane2-013_caffecinema.com_.jpg

او حالا بازیگر توانای سینماست.

ترانه علیدوستی از طریق کلاس‌های بازیگری وارد سینما شد.

دبیرستانی بود که در کلاس‌های امین تارخ ثبت نام کرد و با معرفی او به صدرعاملی برای نقش ترانه پرنیان، انتخاب شد؛ نقشی که او را در نخستین حضور سینمایی اش به سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن رساند.

جالب این جاست که هنوز هم در کلاس‌های بازیگری امین تارخ، فیلم نخستین تست بازیگری ترانه برای تازه واردها پخش می‌شود.

*************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/13.6/102662.jpg

 

مرگ برای همه انسان های زمین اتفاقی دردناک و سخت است. این در حالی است که بسیاری از مرگ ها به واسطه شهرت چهره ای که می میرد، بیش از سایرین مورد توجه قرار می گیرد. حال اگر این چهره ها عنوان هنرمند بودن را نیز یدک می کشند، می تواند از نظر رسانه ای بازتاب فزون تری پیدا می کنند.

بازیگران سینما در هالیوود به واسطه عدم برخورداری از زندگی سالمی که در انتظار اغلب ایشان است حاشیه های زیاد دارد و گاهی این حاشیه ها آن قدر زیاد می شود که می تواند دردسرهای زیادی را برای ایشان فراهم سازد و حتی منجر به مرگ ایشان شود.

در این فهرست نگاهی داریم به دردناک ترین مرگ های بازیگران  سینما، چه آن هایی که ناخواسته به مرگ سلام کردند چه آن هایی که آگاهانه قدم در مسیر بی بازگشت گذاشتند.

1-   جیمز دین:
شاید لقب شورشی برای "جیمز دین" که در سال های دهه هفتاد نماد طغیان و نافرمانی در برابر قراردادهای جاری دنیای غرب بود، بهترین گزینه موجود باشد. جوانی که از یک مرزعه به هالیوود رسید و در سن 24 سالگی در اثر یک حادثه تصادف رانندگی در گذشت. بسیاری معتقدند در صورتی که مجال ادامه زندگی را داشت می توانست بازیگر نخست دو دهه پیش روی زندگیش باشد.


2-   ناتالی وود: هنگامی که دو سال پیش پرونده مرگ  ناتالی وود پس از 4 دهه گشوده شد، نشان می دهد که این معما همچنان از سوی مردم مورد سوال و قابل توجه است. وی بر اساس ادعای پلیس به دلیل مصرف بسیار زیاد نوشیدنی های الکلی در سن 43 سالگی درگذشت. وود در 43 اثر سینمایی و تلویزیونی بازی کرد و همچنان از نمونه های موفق بازیگری کلاسیک محسوب می شود.


3-   بروس لی: قطعا یکی از تراژیک ترین مرگ های سینمایی را بروس لی بازیگر شهیر فیلم های رزمی سینما داشته است. مرگی که سال ها حتی در لطایف عامه مردم به عنوان یکی از معماهای بزرگ تاریخ سینما در آمد که آیا گلوله های که به وی در آخرین اثر زندگیش شلیک شد تصادفی بوده یا خیر ؟ به هر حال بروس لی در 32 سالگی و در اوج شهرت به شکلی تراژیکی درگذشت.


4-   براندن لی: اما مرگ لی های سینما تنها محدود به بروس جوان نبود. فرزند وی نیز دقیقا به شکل مرگ پدرش درگذشت. وی در سن 28 سالگی و باز هم پس از ورود به هالیوود در صحنه ای مورد اصابت گلوله قرار گرفت و البته پلیس معتقد بود که این بار این شلیک تصادفی نبوده و البته قاتل را هم دستگیر کرد.


5-   جودی گارلند: بازیگری که همه ما او را با فیلم "جادوگر شهر از" به یاد می آوریم در دسته بازیگرانی است که به دلیل عدم توجه به اخلاق در دهه  پنجم زندگیش وارد فضای سیاهی شد. وی که از برجسته ترین بازیگران دروان خود به شمار می آمد سرانجام در 43 سالگی به دلیل مصرف زیاد در مواد مخدر درگذشت.


6-   مرلین مونرو: خب باید از مرلین مونرو که سال گذشته  داستان زندگیش از نامزدهای اسکار بود هم یادی کنیم که او هم در اوج شهرت و موفقیت در دنیای هالیوود به دلیل ناهنجاری روانی که دچارش شده بود و ناکامی های متعدد در زندگی شخصی خود به دلیل مصرف زیاد مواد مخدر تمام کرد.


7-   شارون تیت: بازیگر که در دهه 60 میلادی در فیلم های پر فروش بازی می کرد و از مهم ترین آن ها می توان به قاتل خون آشامان اشاره کرد از بخت بد خود به دلیل ساخت فیلم " بچه رزمری " که همسرش یعنی "رومن پولانسکی" ساخته بود توسط گروهی شیطان پرست به همراه فرزندی که باردار بود و خواهرش تکه تکه شد.


8-   پت دویل: این بازیگر پس از کسب موفقیت های بسیار برای بازی در سریال های تلویزیونی و چند اثر سینمایی به دلیل افسردگی عمیق و مصرف بیش از حد داروهای روان گردان در سن 28 سالگی با شلیک با گلوله به مغز خود به زندگیش پایان داد.


9-   پاتریک سوایزی: بازیگر فیلم روح که در دهه 90 برای خود شهرت بسیاری را به راه انداخته بود، در سن 57 سالگی در نبردی طولانی با سرطان و در حالی که بسیاری از هوادارانش امیدوار به پیروزی وی دربرابر این بیماری بودند، سرانجام مغلوب شد. بازی وی در فیلم روح و نقشی که در این فیلم داشت به پررنگ شدن اندوه ناشی از مرگش افزوده بود.


10-  هیث لجر:
شاید این مرگ تراژیک ترین مرگ باشد که تاثیر منفی خشن ترین نقش های تاریخ سینما بر بازیگری که آن را ایفا کرده وی ار در اوج موفقیت به سمت استفاده از مواد مخدر بکشاند و در 28 سالگی جانش را بگیرد. جسد بی جان لجر را در آپارتمانش و در تنهایی مطلق وی و مدت ها پس از مرگش یافتند.

****************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/25.05/63531.jpg

 

عکس‌های نادر از ستاره‌های هالیوود که تابحال ندیده‌اید. عکس‌هایی که شاید هیچ وقت ندیده بودید. عکسهایی از جنیفر آنیستون, مریلین مونرو, شان پن, سوفیا لورن، رابین ویلیامز و...



http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/25.05/that-we-ha-fellow-is-Jennifer-Aniston-among-other-things.jpg

عکسی از دوران کودکی جنیفر آنیستون


http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/25.05/Sophia-Loren-1961.jpg

سوفیا لورن سال 1961

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/25.05/This-baby-will-grow-too-very-beautiful-Marilyn-Monroe1.jpg

کودکی مریلین مونرو

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/25.05/Sean-Penn.jpg


شان پن

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/25.05/Robin-Williams.jpg
رابین ویلیامز

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/25.05/Sylvester-Stallone.jpg


سیلوستر استالونه

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/25.05/Tom-Hanks1.jpg


تام هنکس

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/25.05/This-is-one-awesome-photo.Travolta-and-Depardieu-in-person1.jpg


عکس شخصی جالب جان تروالتا و دپارتیو

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/25.05/The-Monkees-in-the-dressing-room.the-light-went-Jack-Nicholson.jpg

جک نیکلسون


http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/25.05/Jane-Fonda-with-her-father-Henry-1950.jpg


جین فوندا و پدرش سال 1950

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/25.05/Vivien-Leigh-and-Laurence-Olivier-in-Nice-19531.jpg
ویوین لیگ و لارنس الیویر

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/25.05/Theodore-Roosevelt-with-her-beloved-parrot-Eli-19021.jpg


تئودور روزولت با طوطی مورد علاقه اش الی

**************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/12.06/170915.jpg

 

زیباترین پرنسسهای دیزنی در 11 فیلم خلاصه شده است كه نمونه آنها را در سیندرلا ، پری دریایی ، زیبای خفته و شجاع دیده ایم . این در حالیست كه تعدادی از پرنسسهای دیزنی علی رغم حضور در فیلمهای ماندگار چون نقش اصلی نبوده اند ، از یادها رفته اند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/12.06/princess02.jpg


«تایگر لیلی» در انیمیشن «پیترپن» یكی از این پرنسسها است كه با وجود نقش اصلی «پیتر پن» كمتر به آن توجه شده است.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/12.06/princess03.jpg

«ماریان» در كارتون «رابین هود» شخصیتی جالب و ماندگار است كه در میان سایر پرنسسهای دیزنی گم شده است.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/12.06/princess05.jpg

«شاهزاده ایلونوی» در كارتون «دیگ سیاه»

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/12.06/princess09.jpg
«گیزل» در كارتون «سحر شده»


http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/12.06/princess10.jpg

«وان لوپ فون شوییتز» در انیمیشن «رالف خرابكار»

[ پنجشنبه 1392/07/25 ] [ 14:5 ] [ حبیب ]

[ ]

Captain Phillips (ناخدا فیلیپس)

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CaptainPhillips1.jpgفیلم هایی مثل "Captain Phillips/ناخدا فیلیپس"،فیلم های پر از فشار و استرسی که شخصیت اصلی آن ها به جای قهرمانان بزن بهادر انسانی عادی است،را می توان گونه ای در حال انقراض دانست.در صنعت فیلم سازی امروز که به شدت ریسک ناپذیر است،ساختن فیلمی حادثه ای بدون یک قهرمان شناخته شده کاری پر خطر محسوب می شود و با این که تام هنکس حرف های زیادی برای گفتن در گیشه دارد اما هیچ کس او را با دواین جانسن یا ون دیزل اشتباه نمی گیرد.دقیقا به همین دلیل هم هست که فیلم خوب از کار در آمده،زیرا هنکس نه آدمی عضلانی و نه یک انبار مهمات متحرک است.(و نه در طول فیلم به یکی از آن ها تبدیل می شود) او که در شرایط بسیار دشواری قرار گرفته به جای عضله و اسلحه از حیله و ذکاوت برای افزایش شانس خود برای زنده مانده استفاده می کند.نتیجه کار تجربه ای است قوی که در پایان زمان دو ساعت و پانزده دقیقه ای خود انرژی بسیاری از بینندگان را خواهد گرفت.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CaptainPhillips2.jpgاگر ایرادی به کارگردان فیلم،پل گرین گرس وارد باشد آن علاقه وافر او به نماهای لرزان است،البته او نماهای بسته را هم خیلی دوست دارد.در کل هیچ کدام از زیاده روی هایی که در فیلم "The Bourne Supremacy/برتری بورن" وجود داشت را نمی توان در "Captain Phillips/ناخدا فیلیپس" دید اما گهگاهی و به خصوص در اوایل فیلم عدم ثبات دوربین کاملا مشهود است و بهتر است تماشاچیان حساس در انتهای سالن به تماشای فیلم بنشینند.البته بعد از گذشت سی دقیقه دیگر متوجه این مشکل نشدم؛حال یا دلیل آن عادت کردن بود و یا هیجان فیلم باعث شد به این مسئله دقت نکنم.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CaptainPhillips3.jpgفیلم نامه بیلی ری از کتاب "A Captain's Duty:Somali Pirates,Navy SEALS,And Dangerous Days At Sea/وظیفه یک ناخدا:دزدان دریایی سومالی،سیل های نیروی دریایی و روزهای خطرناک در دریا" نوشته ناخدا ریچرد فیلیپس (با کمک استفن تالتی) اقتباس شده است و وقایعی را نقل می کند که در طی آن فیلیپس (تام هنکس) در سال 2009 در مقام ناخدای کشتی مِرسک آلاباما به دفاع از کشتی خود بر ضد دزدان دریایی پرداخت.او در نهایت روی یک قایق نجات زندانی شد و تبدیل به ابزاری در بازی موش و گربه بین دزدان دریایی و نیروی دریایی آمریکا شد.علی رغم چند خلاصه سازی و تغییر که برای تبدیل کردن کتاب به فیلم ضروری بوده،فیلم به وقایع کتاب وفادار مانده است.البته این دقت به کار رفته در "Captain Phillips/ناخدا فیلیپس" زیاد هم جای تعجب ندارد،زیرا گرین گرس بازسازی وقایع یازده سپتامبر در فیلم "United 93/یونایتد 93" را با همین دقت انجام داده بود.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CaptainPhillips4.jpgتام هنکس در فیلم "Cast Away/دور افتاده" نشان داد که می شود با خیالی آسوده نقش شخصیتی دائما در خطر و بحران را به او سپرد."Captain Phillips/ناخدا فیلیپس" هم از برخی جنبه ها پسر عموی فیلم مذکور است.هنکس در "Captain Phillips/ناخدا فیلیپس" عکس العمل های یک فرد عادی که در این شرایط دشوار قرار گرفته را به خوبی ارائه می دهد:تلاش برای اجتناب از رویارویی با دشمن تا حد امکان و در صورتی که این امر غیر ممکن بود شکست آن ها از راه هوش و ذکاوت به جای منفجر کردن آن ها.بیننده با ریچرد فیلیپس هم ذات پنداری می کند و این اتفاقی است که در مورد بسیاری دیگر از شخصیت ها در موقعیت های مشابه نمی افتد.گهگاهی به تام هنکس انگ سبک و سطحی بودن زده می شود اما هیچ نکته سطحی و سبکی در مورد این نقش وجود ندارد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CaptainPhillips5.jpgبه جز هنکس بقیه بازیگران فیلم یا بازیگران کلیشه شده در نقش های خاص هستند و یا ناشناس هستند.چهار بازیگری که نقش آفرینی دزدان دریایی را بر عهده دارند،برخاد عبدی،برخاد عبدی رحمان،فیصل احمد و مهات ام.علی،همگی اولین تجربه بازیگری خود را از سر می گذرانند اما اثری از این بی تجربگی در بازی هایشان وجود ندارد.دعواهای میان آن ها همان قدر واقعی است که ناامیدی موجود در تصمیماتشان مشهود است.جمله "همه چیز درست می شه" که دائما از زبان سر کرده آن ها خارج می شود در طول فیلم کم کم از جمله ای اطمینان بخش به دروغی بدشگون تبدیل می شود.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CaptainPhillips6.jpgفیلم توان عمده مخاطبان را می گیرد،زیرا بعد از یک پانزده دقیقه ابتدایی و مقدماتی،دیگر قسمتی از فیلم نیست که خالی از هیجان باشد."Captain Phillips/ناخدا فیلیپس" به دو قسمت تقریبا مساوی تقسیم می شود،نیمه اول موش و گربه بازی فیلیپس و خدمه اش با دزدان دریایی را نشان می دهد و فیلم در بخش دوم به تبدیل به یک درام گروگان گیری می شود که در آن فیلیپس شاهد نزاع و درگیری های بین گروگان گیران است و با تمرکزی که این بخش فیلم روی کماندوهای نیروی دریایی دارد کمی حال و هوای فیلم "Zero Dark Thirty/سی دقیقه بعد از نیمه شب" را هم می شود در آن حس کرد.اگر چه هنوز برای اظهار نظر در مورد حضور فیلم در لیست نامزدهای اسکار زود است اما به شخصه شک دارم که فیلم در میان بهترین تریلرهای سال قرار نگیرد،زیرا هنکس دروازه ای برایمان رو به دریای طوفانی گشوده است.

*******************
.Agents Of S.H.I.E.L.D (ماموران ش.ی.ل.د.)

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/AgentsOfS.H.I.E.L.D.FirstSeason1.jpgوقتی بازی ارزش اش را نداشته باشد شانس زیاد مهم نیست. و اگر تلویزیون را مانند یک بازی در نظر بگیریم، شانس شبکه ی ای بی سی به صورتی ماندگار به «مأموران ش.ی.ل.د مارول» بستگی دارد. حضور فراگیر آن از ترویج اثر بزرگتری چون «انتقام جویان» نشأت گرفته است. هر امیدی که این شبکه به موفقیت در فراهم کردن یک شب با برنامه های جدید دارد به «ش.ی.ل.د» بستگی دارد. مجموعه ای که حداقل درصد زیادی از جمعیت علاقه مندی را که برای دیدن فیلم راهی سینما شدند و یا کمیک بوک های آن را خواندند به خود جذب می کند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/AgentsOfS.H.I.E.L.D.FirstSeason2.jpgنباید حق شبکه را حساب نکنید. آن هم وقتی که این تشخیص درست را داشت تا این برنامه را به جاس ودون بسپرد، مرد فوق العاده با استعدادی که پشت ساخت «بوفی، قاتل خون آشام» بود و در اینجا به همراه برادرش جد و موریسا تنچارئون کار می کند. و در حالیکه ودون احتمالاً هیچ یک از ابر قهرمان هایش را همراه خود نیاورده است (حداقل نه تا الآن) او یکی از جذاب ترین شخصیت ها در کتاب را به تصویر می کشد، فیل کالسون فراموش شده و به حال خود رها شده، که یک پیچش کنایه آمیز فوق العاده هم به آن داده شده و کلارگ گرگ تماشاگر جذب کن هم نقش او را بازی می کند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/AgentsOfS.H.I.E.L.D.FirstSeason3.jpgاپیزودی که تحت عنوان "داستان اصلی" روز سه شنبه پخش شد، کالسون را دنبال می کند که گروهی از مأموران را جمع می کند تا از مردم در مقابل تهدیدهای تازه کشف شده ای که آنها در «انتقام جویان» درباره ی آن اطلاع یافته اند محافظت کند. هر یک از اعضای گروه استعدادی دارد، از متخصص مبارزات رزمی (برت دالتون) تا خلبان بی میل ( مینگ- نا ون) تا زوج دانشمند دیوانه ی تکنولوژی (لین ده کستکر و الیزابت هنستریج)، اما هیچ کدام قدرت خارق العاده ای ندارند. این چیز ها مخصوص افراد بد - و گاهی هم نه خیلی بدی - است که با آنها روبرو می شوند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/AgentsOfS.H.I.E.L.D.FirstSeason4.jpgهر کسی که با کارهای تلویزیونی ودون آشنا باشد از دیدن برخی از بهترین ویژگی های او روی صحنه خوشحال خواهند شد: طنز گوشه و کناری که با وفاداری به طرح داستان و شخصیت مخاطب را غافلگیر می کند، تلاش هایی برای به وجود آوردن فانتزی در احساسات دنیای واقعی، این باور که اتفاقات قسمت های قبلی ( و فیلم ها) بایستی در زمان حال انعکاس داشته باشند. و هر کسی که با کار او آشنا باشد علاوه بر این میل دارد ایمان بیاورد که افراد مختلف گروخ کولسون، که حالا عمدتاً به صورت غیرقابل تشخیصی وهمی شده اند، مانند اعضای گروه "اسکوبی گنگ" در مجموعه ی بوفی به تدریج واقعی و کامل می شوند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/AgentsOfS.H.I.E.L.D.FirstSeason5.jpgبا در نظر گرفتن همه چیز، با شروع امیدوار کننده ای روبرو هستیم، آنقدر که از خودتان می پرسید آیا شبکه ی ای.بی.سی تنها شب را به این دلیل با برنامه ی «لاکی 7» تمام می کند تا «ش.ی.ل.د» در مقابل آن باز هم بهتر به نظر برسد. جایی که «ش.ی.ل.د» سطحی از مهارت را نشان می دهد که خلبان های کمی می توانند با آن برابری کنند، «لاکی 7» از روشی که برای سرعت حرکت خود نشان می دهد، در قطب مخالف آن قرار دارد.ناشایستگی سراسر مجموعه را گرفته و با یک حرکت دوربین لرزان و پرش دار که به صورتی بدجنسانه آزار دهنده است شروع می شود و ساختار تماماً فلش بک مجموعه، و پیش روی در راستای خسته کنندگی شخصیت ها و ایده ی آن است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/AgentsOfS.H.I.E.L.D.FirstSeason6.jpg«لاکی» که از یک سریال بریتانیایی گرفته شده جریانات یک قماربازی در کوئینز نیویورک را دنبال می کند که توسط کسانی اداره می شود که جایی کار می کنند که باید بهترین پمپ بنزین آمریکا با بهترین کار کنان باشد. همانطور که در فلش فورواردی (پرش به جلو) که برنامه را آغاز می کند خواهید دید،‌ آنها برنده ی لاتاری می شوند اما متوجه می شوند که پول همیشه با خود خوشبختی نمی آورد، درست همانطور که ما یکبار دیگر متوجه می شویم بدبختی همیشه با خود سرگرمی نمی آورد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/AgentsOfS.H.I.E.L.D.FirstSeason7.jpgخوب است که برنامه ای روی آنتن باشد که عده ی بیشتر و متفاوت تری از مخاطبان معمول را جذب کند و داستان آن مربوط به مردمان قشر کارگر و دغدغه های آنهاست. اما برای اینکه هر یک از این موارد مهم باشند،‌ ما باید این شخصیت ها را باور داشته باشیم و مشکلاتشان برایمان اهمیت پیدا کند. موضوعاتی که وقتی خصیصه ها و پیچش های داستانی اینقدر تکراری و خسته کننده هستند که خودشان عملاً از خستگی از هم می پاشند، هیچ کدام امکان پذیر نیستند. ما می دانیم این آدم ها در انتهای داستان شان همانقدر بدبخت هستند که در ابتدای آن. چیزی که نمی دانیم این است که چرا باید اهمیت بدهیم چگونه به انتهای کار می رسند. در این بازی، همه بازنده اند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/AgentsOfS.H.I.E.L.D.FirstSeason8.jpgبا یک استثناء: لورین بروس، تنها بازیگر بریتانیایی مجموعه که نقش آفرینی جالب توجهی را به عنوان یک صندوقدار سنگین وزن ارائه می دهد که بسیار خوش مشرب است اما زندگی زناشویی فاجعه ای دارد. برنامه ی او شاید استحقاق فرصت دومی نداشته باشد، اما شخص او این حق را دارد. و اگر شانس بیاورد، این فرصت را بدست می آورد.


*********************

Gravity (جاذبه)

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity1.jpgاگر قرار بود مدرکی برای نشان دادن ارزش تکنیک سه بعدی در سینما ارائه شود،آن مدرک بی شک فیلم "Gravity/جاذبه" از آلفانزو کوآرون است."Gravity/جاذبه" در کنار فیلم هایی مثل "Avatar/آواتار" و "Hugo/هیگو" (البته جا دارد از "Prometheus/پرومیتیئس" و "Life Of Pi/زندگی پای" هم یاد کنیم)،قدرت تکنیک سه بعدی را در صورت به کار بردن به جا و هوشمندانه به رخ می کشد.جنبه غرق کننده سه بعدی در این جا غیر قابل انکار و از طرفی غیر قابل بیان است.کوآرون قبلا اشاره کرده بود که هدف این فیلم قرار دادن بیننده در کنار شخصیت ها در فضا است که باید گفت به این هدف رسیده است.مشاهده فیلم در سینمای دو بعدی معمولی بدون شک از ارزش آن خواهد کاست و مشاهده آن در خانه از این هم بدتر است.این نقد و امتیاز داده شده به فیلم فقط در مورد نسخه سه بعدی و سینمایی صدق می کند.این راهی است که کوآرون دوست داشته فیلم دیده شود،او فیلم را این گونه تصور کرده،گسترش داده و ساخته است.هالیوود آن قدر از سه بعدی استفاده بیش از حد و سو استفاده کرده که از آن به عنوان راهی برای دوشیدن مشتریان یاد می شود و این نکته که قرار گرفتن آن در دستان کارگردانی کاردان و استفاده درست از آن می تواند بر ارزش یک فیلم بیفزاید برای خیلی ها تعجب آور است."Gravity/جاذبه" تنها یک فیلم نیست؛چیزی دگرگون کننده است و عنصر درونی بودن آن توسط تکنیک سه بعدی تقویت شده است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity2.jpgدوربین کوآرون بلندتر از فیلم نامه او حرف می زند.فیلم با یک نمای بیست دقیقه ای بدون کات (چیزی شبیه آن چه در فیلم "Children Of Men/فرزندان انسان" بود) آغاز می شود که در خلال آن دو شخصیت فیلم،فضانوردان راین استون (سندرا بولک) و مت کُوالسکی (جرج کلونی) کار خود را در جهت بهبود تلسکوپ هابل در یک پیاده روی فضایی انجام می دهند.دوربین شناور می شود،شیرجه می رود و حرکت می کند تا حس بودن در مدار را منتقل کند و زمین بزرگ و زیبا در پس زمینه تصویر می درخشد.سپس حادثه ای غافل گیر کننده و هولناک اتفاق می افتد و راین که از کنترل خارج شده در فضا شروع به پشتک زدن می کند و دوربین به داخل کلاه فضایی او می رود و بیننده از دیدگاه اول شخص می تواند گیجی او را لمس کند.(توجه:اشخاصی که مشکلات سرگیجه دارند ممکن است در این نما به مشکل بر بخورند) کوآرون در سر تا سر فیلم موفق شده بین رابطه دو شخصیت و گستردگی فضا ارتباط ایجاد کند.میزان سه بعدی بودن فیلم هیچ گاه بیش از حد نیست و در همه صحنه ها با دقت و ظرافت خاصی تنظیم شده است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity3.jpgخط داستانی سر راست است و به مشکلات یک زن در حال مبارزه برای بقا می پردازد.اگر چه کلونی و بولک زوج خوبی را تشکیل داده اند اما فیلم آن ها را از هم جدا کرده و با بولک در نبردش با این شرایط سخت همراه می شود.او که در فضا سرگردان شده و تمام ابزارش برای فرار از این شرایط را از دست داده باید با چالش ها و خطرات جدیدی-آتش سوزی،اتمام اکسیژن،نبود سوخت و قطعات ماهواره ای معلق در فضا-دست و پنجه نرم کند در حالی که هدف ظاهرا ساده ای پیش رو دارد؛رفتن به خانه.خانه ای که جلوی چشمان او قرار دارد اما رسیدن به آن کاری بس دشوار است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity4.jpgسطح هیجان فیلم بسیار بالا است.بعد از یک پانزده دقیقه ابتدایی نسبتا آرام و مفرح فیلم به اوج می رود (به جز یک پرده نسبتا آرام در میان فیلم) و اگر چه زمان فیلم تنها یک ساعت و نیم است اما شدت هیجانات آن رمق بیننده را می گیرد.(البته این یک تعریف بود) راین دائما از شرایط بد به شرایط بدتر می رود؛انگار کوآرون او را ابزاری قرار داده تا طبیعت بی رحم قوانین مورفی (قوانینی در زمینه بد شانسی که از نقل قول های آرتور مورفی (مهندس نیروی هوایی و از محققان تئوری هرج و مرج در آمریکا) برداشته شده اند) را به تصویر بکشد.از نظر رعایت واقعیات در زمینه بقا در فضا "Gravity/جاذبه" خوب عمل کرده و در کنار فیلمی مثل "Apollo 13/آپولو 13" قرار می گیرد.در حالی که آن فیلم بر اساس اتفاقات واقعی و این یکی بر اساس تخیل است اما "Gravity/جاذبه" در جزئیات آن قدر خوب و دقیق عمل کرده که حس واقعی بودن را القا می کند."Gravity/جاذبه" را می توان یک فیلم علمی تخیلی واقعی دانست نه یک اپرای فضایی آبکی و خیالی.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity5.jpgبا توجه به کاربرد زیاد جلوه های ویژه کامپیوتری برای شکل دادن به فیلم می توان گفت سهم بولک در فیلم ناچیز است،اما بازی او در این جا را می توان به سادگی بهترین ایفای نقش او تا به حال دانست که از نقش برنده اسکار و اغراق شده او در "The Blind Side/سمت کور" خیلی بهتر است.او در بسیاری صحنه ها مجبور بوده انواع مختلفی از احساسات،از رهایی گرفته تا ناامیدی را بدون دیالوگ و در حالی که دوربین به صورتش نزدیک بوده منتقل کند.نقش از نظر فیزیکی هم طاقت فرسا بوده و شرایط جسمی خوبی را طلب می کرده است.مثل تام هنکس در فیلم "Cast Away/دور افتاده" او در بخش عمده فیلم هم بازی ندارد،اما بر خلاف هنکس او در معرض خطر مرگ قرار دارد.تصور این که بولک برای این ایفای نقش نامزد اسکار نشود غیر ممکن است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity6.jpgجرج کلونی شاید بیش تر به این دلیل انتخاب شده که موفقیت فیلم در گیشه تضمین شود.بینندگانی که به امید دیدن او به تماشای فیلم می روند ناامید خواهند شد،زیرا بعد از گذشت حدود نیم ساعت او از فیلم خارج می شود.او و بولک تنها بازیگرانی هستند که در فیلم جلوی دوربین قرار می گیرند و اد هریس تنها صدا پیشگی کنترل کننده ماموریت را به عهده دارد.("شکست خوردن جزء گزینه ها نیست" دیالوگی است که احتمالا به نقش او در "Apollo 13/آپولو 13" اشاره دارد)

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity7.jpgبا عرض معذرت از جرج کلونی باید گفت که هم بازی اصلی بولک محیط فیلم است.تماشای این محیط که تماما توسط کامپیوتر ها خلق شده تجربه ای شگفت آور است.این محیط مثل محیط "Star Wars/جنگ ستارگان" یا "Star Trek/پیشتازان فضا" دور از دسترس و اتو کشیده نیست.این محیط تا حدودی حس بودن در فضا را به بیننده می دهد،این که در سکوت مطلق شناور باشید و زمین را طوری ببینید که از روی زمین به هیچ وجه نمی توانید.عیب و نقص های موجود در سیاره دیگر دیده نمی شوند و خبری از مرزهای سیاسی نیست و آن چه می بینید تنها دریا و خشکی است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Gravity8.jpgسادگی محیط فیلم من را بی اختیار به یاد فیلم "Moon/ماه" انداخت،فیلم دانکن جونز با بازی سم راکول که در حقش خیلی کم لطفی شد.ذهنیت های هر دو فیلم به هم شبیه هستند اگر چه این یکی خیلی حادثه ای تر است و بودجه اش هم به طور قابل توجهی بیش تر است.هر دو فیلم به ایده تنهایی و جدایی در فضا می پردازند.این مسئله ریشه های روان شناختی قدرتمندی دارد که "Gravity/جاذبه" هم مثل "Moon/ماه" به خوبی آن را کند و کاو می کند.با این تفاوت که در این جا جلوه های ویژه قوی تر هستند و ایفای نقش های موجود در فیلم کمک زیادی به خط روایی خوب آن می کنند.به تمام این ها بهترین کاربرد تکنیک سه بعدی تا به حال را هم اضافه کنید تا همه چیز کامل شود.حتما این فیلم را در سینما تماشا کنید،اگر منتظر دیدن آن در خانه بمانید،اگر چه باز هم ارزشش را دارد اما دیگر آن تاثیر قدرتمند را نخواهد داشت.

****************

Cloudy With A Chance Of Meatballs 2 (ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی 2)


http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs21.jpgممکن است خانه و خانواده هایی که بچه هایی دارند که به دلیل احترام به دیگر موجودات زنده از خوردن گوشت خودداری می کنند، با رسیدن انیمیشن « ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی 2» دچار تغییرات شگرفی شوند. این انیمیشن یک ادامه ی سراسر طنز بر کارتون سال 2009 شرکت سونی پیکچرز انیمیشن است که برای هر چیز خوردنی که تصورش را بکنید، جنبه ی انسانی قائل می شود. حالا در فیلم حاضر حتی توت فرنگی ها هم جان دارند، دیگر از موجودات پیوندی مانند "ساندویچ-کروکودیل" یا "هندوانه-فیل" ها که بگذریم. هر چقدر که این موجودات زنده ی غذایی ممکن است دیوانه وار به نظر برسند، ساخت چنین دنباله ی عجیب و غریبی هم به همان اندازه دل و جرأت می خواهد. دنباله ای که می تواند هم در میان کودکان و هم بزرگسالان میخکوب شده بازار خود را داشته باشد و در عین حال فرصت موفقیتی چشم گیر در بازار فروش بین المللی را هم به دست آورد. خیلی بد شد که این طنز هوشمندانه درباره ی غذاهای بی خاصیت تنها به خراب کردن دندان های کودکان راضی نیست و به دنبال دستکاری ذهن آنها نیز هست.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs22.jpgتا زمانی که انیمیشن «اسمارفز» از راه رسید، « ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی» نزدیکترین چیز به موفقیت بود که بخش انیمیشن کمپانی سونی پیکچرز تجربه کرده بود. با این حساب، ادامه ی عجیب آن - که در آن باقی مانده های غذایی که توسط مخترع ناامید و فاسد، فلینت لاکوود به صورت ژنتیکی تغییراتی یافته اند، تبدیل به غذا-هیولاهای وحشی ای می شوند که جزیره ی "بجو و قورت بده" را دچار غارت و ویرانی می کنند- در مقایسه با فروش جهانی 125 میلیون دلاری فیلم اول، الهام بخش جذب مخاطبان بیشتری است و در عین حال تعداد غافلگیر کننده ای از شوخی ها و طنز های آن به فیلم اول بازمی گردد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs23.jpgبا توجه به پیش درآمدی که به شکلی سرهم بندی شده سعی می کند نشان دهد در قسمت قبل چه چیزهایی پیش آمده، شاید عاقلانه تر بود که به جای آنکه ادامه ی داستان از جایی که فیلم قبلی تمام شده بود از سر گرفته شود، یک داستان کاملاً مستقل و جدید نوشته شود. با وجود اینکه « ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی » موفق شد پایه گذار رابطه ی احساسی مایل به پیشروی ای باشد که در داستان فرعی میان فلینت ( با صدا پیشگی بیل هیدر) و پدرش (جیمز کاان) صورت می گیرد، در یک نقطه ی مشخص داستان تقریباً کاملاً‌ از خط خود خارج شد، آن هم وقتی خوراکی های غول آسا همه چیز را تحت شعاع قرار می دهند و شخصیت اندی سمبرگ درون یک مرغ غول پیکر در حال کباب شدن گیر می افتد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs24.jpgآنهایی که توسط لطیفه های سبک حسی فیلم های «فروشگاه کوچک وحشت» سرگرم می شدند، خوشحال می شوند که بفهمندد این ادامه که با مسئولیت پاکسازی عظیمی که در برابر مردم شهر قرار گرفته آغاز می شود، همان راه را ادامه می دهد. در عین حال، طرفداران صمیمیت قسمت اول و روش هوشمندانه ی کلی ای که برای مسخره کردن فیلم های سبک فاجعه در پیش گرفته بود، این قسمت را که با وجود مبارزه ی فلینت و دوستانش با جزیره ای تحت تسلط مخلوقات جهش یافته بیشتر شبیه به یک بازسازی تمسخرآمیز و اغراق آمیز از فیلم های «پارک ژوراسیک» به شمار می رود، کمتر مطابق سلیقه ی خود می بینند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs25.jpgفلینت به جای آنکه از این واقعیت که یکی از اختراعاتش نزدیک بود دنیا را ویران کند سرافکنده باشد، به دنبال این است که به عنوان یک مخترع درجه یک شناخته شود. الگوی او، چستر وی (با صداپیشگی ویل فورت) که شخصیتی ترسناک و تا حدی شبیه به استیو جابز دارد، برای منفعت شرکت استثمارگر خود "لایو کورپ" که قصد دارد محصولی به سبک آی فون برای رستوران جدید خود ابداع کند، از خلاقیت دیگران نهایت سؤاستفاده را می کند. قطعاً یک دلال محصولات کشاورزی شبیه به مسئولان شرکت بیولوژی - کشاورزی مونسانتو می توانست تبهکار بهتری از کار در بیاید اما شاید به اندازه ی کافی احمقانه و خنده دار نبود.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs26.jpgچستر وی مشتاقانه به دنبال دستیابی به دستگاه اف.ال.دی.اس.ام.دی.اف.آر (مخففی طولانی برای وسیله ای که او اختراع کرده بود که آب را به غذا تبدیل می کرد) است که فلینت ساخته بود. اف.ال.دی.اس.ام.دی.اف.آر که در انتهای قسمت اول به نظر می آمد از بین رفته است، در واقع پیشرفت کرده و هوشمند تر شده و یک اکوسیستم جامع از "شبه غذا" هایی تولید می کند که به عقیده ی فیلم این حق را دارند که در صلح و امنیت زندگی کنند. چرا؟ چون آنها بسیار جذاب و زیبا هستند و شامل موجوداتی مانند "هیپوتاتاموس" و "میوه نوشیدنی" هم می شوند که تشخیص دادنشان کار بامزه ای است. بله، یک "عنکبوت پنیری" جهش یافته (یک همبرگر غول پیکر که جای پاهایش سیب زمینی سرخ کرده و چندین چشم کنجدی وحشتناک دارد) می تواند شما را بخورد، اما اگر دست از خاراندن پشتش بردارید، می تواند یک حیوان خانگی دوست داشتنی باشد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs27.jpgواقعیت این است که در این دنیای توهم آور هیچ منطقی حکم نمی کند، جایی که فلینت که حالا برای چستر وی و اورانگوتان رئیس مآبش بارب (کریستن شال) کار می کند، بایستی به دنبال دستگاه اف.ال.دی.اس.ام.دی.اف.آر خود بگردد و یک قطعه ی از بین برنده ی سیستم داخل آن وارد کند. کارگردانان فیلم کودی کمرون و کریس پیرن هر دو در گروه داستان نویسی فیلم اول نقش داشتند و با وجود اینکه ادامه ای که ساخته اند نسبت به منبع اصلی احترام زیادی نشان می دهد ( با اختصاص نقش های مهمتر برای تقریباً تمام شخصیت های فرعی، که شامل یک بخش سخنرانی قوی و محکم برای شخصیت فیلمبردار منی (بنجامین برت) می شود) اما اثر فعلی آنها بسیاری از پیام آن فیلم و آنچه کتاب مصور کلاسیک جودی و رون برت در پی بیان آن بودند را زیر پا می گذارد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs28.jpgاگر فیلم اول بدترین شرایطی را که در صورت بازیچه گرفتن طبیعت توسط انسان ها پیش می آمد نشان می داد، قسمت دوم می گوید که جامعه نباید برای از بین بردن نتایج وحشتناک مهندسی ژنتیک، که اینجا به عنوان شکلی ناب از خلاقیت تصویر شده، عجولانه عمل کند. یک صورتک خندان روی یک مارشمالو بگذارید و واضح است که نژاد جدیدی به وجود آورده اید که ارزش نجات دادن دارد. اما سعی کنید مانند چستر وی، آن موجود دوست داشتنی را خرد کنید و آن را به عنوان غذا سرو کنید، آن وقت است که در مقابل چنین رفتار نامردانه و کاپیتالیستی ای حتی مرگ هم سرنوشت مهربانانه ای به نظر می رسد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs29.jpgاستودیوهای فیلمسازی هرگز از چنین انتقاد از خود های پوچ و بی معنی خسته نمی شوند، از اینکه پیام های ضد مصرف گرایانه را داخل فیلم هایی بگنجانند که واضح است طوری طراحی شده اند تا قلمرو کوچکی از محصولات مرتبط را حمایت کنند. حالا این تم داستانی ضد و نقیض را با داستان اخلاقی نسبتاً عاری از خودپرستی که جودی و رون برت در کتاب خود موعظه می کردند مقایسه کنید: در قسمت دوم کتاب کودکانه ی آنها به نام "ترشی ها به سمت پیتزبورگ"، وقتی شخصیت ها با کوهی از باقیمانده ی غذاها مواجه شدند، به پخش آن همه غذا بین جمعیت های گرسنه ی سراسر دنیا اقدام کردند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/CloudyWithAChanceOfMeatballs210.jpgبا این وجود سازندگان فیلم حاضر هیچ چیز را جز میل به سرگرم کردن ضروری و واجب نمی دانند. هرچقدر هم که دنیایی که خلق کرده اند عجیب و غریب باشد، محصول به بار نشسته ی از هم گسیختگی بخش تخیلات است. در حالی که فیلم قبلی تکنولوژی را جلو می برد تا همه چیز را قابل خوردن گرداند، این فیلم بیشتر از آنکه روی بافت و مفهوم متمرکز باشد به طراحی و نقش خود توجه دارد و انبوهی از شبه غذاهای وحشی و یک محیط سالم و قوی استوایی برای زیستن آنها اختراع می کند ( به اضافه ی شهر خیالی سن فرانخوزه، جایی که مقر فرماندهی بسیار جالب شرکت لایو کورپ در آن قرار دارد) که همه ی اینها به صورت سه بعدی در آمده اند.

آنچه فیلمنامه ی اریکا ریوینوجا، جان فرانسیس دیلی و جاناتان گلدستاین در پرداختن به ارزش غذایی کم دارد، با موجودات غذایی جذاب اش جبران می کند. اگر دلیل دیگری هم نباشد، لحن مسخره و خنده دار فیلم و ریتم دیوانه وار آن برای که انرژی و سرمستی تان حسابی و به سرعت زیاد شود مفید است.

**********************
Fruitvale Station (پاسگاه فروتویل)

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/FruitvaleStation1.jpgبسیاری اوقات، بهترین فیلم های اول سینماگران، حاصل کار کارگردانانی است که به موضوعی می پردازند که به آن علاقه و تعصب دارند. در مورد رایان کوگلر، این آتش نسبت به اسکار گرنت شعله گرفته است. اسکار، جوانی 22 ساله بود که صبح روز عید کریسمس سال 2009 هنگامی که در بازداشت پلیس به سر می برد به ضرب گلوله از پای در آمد. این اتفاقات که در ایستگاه پلیس/ پاسگاه فروتویل در منطقه ی بیِ بارت لاین اتقاق افتادند، پس از آنکه تصاویر با موبایل گرفته که حادثه را نشان می دادند راهی شبکه های آنلاین شدند، باعث بروز خشم بین المللی شدند. در فیلم، کولگر به رخدادهای واقعی وفادار مانده است، گرچه برخی از آگاهان بر سر این نکته بحث کرده اند که او خصوصیات بد و خشن شخصیت گرنت را تلطیف کرده تا قهرمان فیلم اش بیشتر قابل همدردی و همذات پنداری باشد. با به کار بستن یک روش زیر نظر گرفتن دیگران بدون دیده شدن، کولگر موفق می شود داستان خود را به صورتی مستقیم و بدون حاشیه تعریف کند که بدون اینکه نصیحت آمیز به نظر برسد پیام خود خود را منتقل می کند. حالا که فیلم با برانگیختن افکار عمومی نسبت به دادگاه جورج زیمرمن روی پرده رفته است، سؤالاتی که «پاسگاه فروتویل» درباره ی مسئله ی نژادی مطرح می کند ارتباط بیشتری از خود نشان می دهند، تا زمانی که فیلم هر دو جایزه ی اصلی گروه داوران و جایزه ی فیلم منتخب تماشاگران را در جشنواره ی فیلم ساندنس سال 2013 برای خود به ارمغان آورد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/FruitvaleStation2.jpg«پاسگاه فروتویل» با یک دقیقه از تصاویر واقعی مربوط به رخدادهای آن شب در پاسگاه شروع می شود. باقی فیلم نمایش داستانی آخرین روز زندگی اسکار گرنت (مایکل بی.جوردن) است. تا پانزده دقیقه ی پایانی، هیچ چیز مهم و خاصی برای او اتفاق نمی افتد. او سعی دارد یک شغل قانونی پیدا کند تا از اجبار به بازگشت به فروش مواد مخدر خود داری کند، این جرمی است که او در حال حاضر هم به خاطر آن به قید وثیقه آزاد است. او زمانی را با دوست دخترش سوفیا (ملانی دیاز) و دختر چهارساله ی شان تاتیانا (آریانا نیل) می گذارند. از آنجایی که آن روز، روز تولد مادرش (اوکتاویا اسپنسر) است، او و خانواده اش در میهمانی مادر شرکت می کنند. سپس او تاتیانا را به خانه ی خواهر دوست دخترش می برد تا خودش، دوستانش و سوفیا بتوانند راهی سن فرانسیسکو شوند تا آتش بازی را تماشا کنند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/FruitvaleStation3.jpgکوگلر «پاسگاه فروتویل» را با تمی اگزیستنیالیستی (هستی گرایانه) ترکیب می کند. از آنجایی که ما تماشاگران می دانیم داستان چگونه پایان می یابد، هر اتفاق به ظاهر ناچیز مفهومی بزرگتر پیدا می کند. بسیاری اوقات وقتی اسکار کاری انجام می دهد، این "آخرین بار" اوست. صحنه ی به ویژه تلخ فیلم هنگامی است که او به تاتیانا شب بخیر می گوید، آنهم پیش از اینکه راهی سفری شود که وی را از آن بازگشتی نیست. برای آنهایی که در آن لحظه حضور دارند، این یک بوسه ی خداحافظی معمولی است ( بخصوص که اسکار قول می دهد روز بعد او را به فروشگاه چاک. ای. چیز ببرد). برای ما، این لحظه ی وداع آنهاست.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/FruitvaleStation4.jpgاستفاده ی کوگلر از دوربین روی دست کمی خشونت به به این روند اضافه می کند که با استفاده از روش های سنتی فیلمبرداری ممکن نبود. او از هر چیزی که ممکن است باعث شود «پاسگاه فروتویل» فیلمی ساده و یا پاکسازی شده به نظر برسد اجتناب می کند. او نمی خواهد این فیلم به یک ملودرام دستکاری کننده ی احساسات مخاطبان تبدیل شود. در نهایت فیلم بیش از آنکه درباره ی اسکار باشد، درباره ی مرگ اوست. تصورات ما از این شخصیت ناقص است اما روایت داستانی لحظات آخر زندگی او چنین نیست. «پاسگاه فروتویل» بیانیه ای قوی و قابل توجه درباره ی روابط نژادی در آمریکا در اوایل قرن بیستم اظهار می دارد. علاوه بر این فیلم یک مورد دیگر از خشونت پلیس را نیز به نمایش می گذارد. اما بعضی جنبه های شخصیت اسکار در زیر ویژگی های اسکار به عنوان یک شخصیت نمادین پنهان می شود. البته دلیلی پشت این مطلب هست: اگر اسکار آن شب به آن شکل کشته نشده بود، هیچ کس به جز اطرافیان نزدیک اش نام او را هم نمی شنیدند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/FruitvaleStation5.jpgسهم بیشتر موفقیت فیلم به بازیگر نقش اول آن مایکل بی. جردن برمی گردد زیرا که تصویری قوی و باور پذیر از شخصیت اصلی ارائه می دهد. او به اسکار شأن و حضوری مؤثر می بخشد. در نقش های مکمل، ملونی دیاز و اوکتاویو اسپنسر نیز قوی ظاهر شده اند و اجازه می دهند ما اسکار را در شرایط مربوط به خانواده اش ببینیم که زاویه دیدی برای مشاهده ی جنبه ی متفاوتی از شخصیت او در اختیارمان قرار می دهد. اگر یک صحنه باشد که برای ترسیم اسکار به عنوان "شخصیت خوب" زیاده روی کرده باشد، آن صحنه در فروشگاه مواد غذایی است که در آن به زنی که سعی دارد تصمیم بگیرد چه نوع ماهی ای بخرد، کمک می کند. در کلِ محتوای «پاسگاه فروتویل»، این تنها صحنه ای است که ناجور و نامنتاسب به نظر می رسد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/FruitvaleStation6.jpg«پاسگاه فروتویل»، شاید در سال 2013 "موتور کوچکی باشد که موفق شد" خود را از اکران محدود ماه جولای به فرصت نامزدی برای اسکار برساند. فیلم داستانی قابل توجه دارد که فرصت نمایش و بحث درباره ی موضوعاتی را مطرح می کند که هرگز حقیقتاً برطرف نشدند و کماکان در پس زمینه ی فرهنگی جامعه کمینه کرده اند. شاید بعضی ها «پاسگاه فروتویل» را یک فیلم سیاسی ببینند اما برای من، این فیلم داستان یک فاجعه را تعریف می کند که باید طوری دیده شود که نژاد، جنسیت، عقیده، گرایش سیاسی یا مذهب شخص در آن هیچ اهمیتی نداشته باشد.

*************************
Rush (شتاب)

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Rush1.jpgشهرت ران هاوارد در ساخت فیلم های خوش ساخت و راضی کننده برای عامه بینندگان است.از اولین روزهای کارش پشت دوربین با فیلم ساده ای مثل "Splash/ترکش" گرفته تا موفق ترین فیلمش "Apollo 13/آپولو 13" و فیلم برنده اسکارش،"A Beautiful Mind/یک ذهن زیبا"،هاوارد همیشه ستایش منتقدان و بینندگان را پشت سر خود داشته است.البته در سال های اخیر شرایط برای او به آن خوبی ها نبوده است.اکنون او با همکاری مجدد با پیتر مورگن فیلم نامه نویس (نویسنده "Frost/Nixon/فراست/نیکسون") پا به قلمروی تاریک تری گذاشته و یکی از بهترین فیلم های این دهه خود را برایمان به ارمغان آورده است.(که از نظر تاثیر دراماتیک چیزی کم از "Frost/Nixon/فراست/نیکسون" ندارد) "Rush/شتاب" نه تنها دیدگاهی متوازن از رقابت بین دو راننده مسابقات اتومبیل رانی ارائه داده،بلکه موفق شده از پس کار مشکل به تصویر کشیدن مسابقات فرمول یک،که به ذاته ورزشی سینمایی نیست،بر بیاید.صحنه های مسابقه تاثیر گذار و پر تنش هستند اما قدرت فیلم در ترسیم چهره شخصیت ها،انگیزه ها و رقابت میان آن ها نهفته است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Rush2.jpgبخش عمده فیلم بازسازی دراماتیک فصل سال 1976 فرمول یک است که در طی آن جیمز هانت (کریس همزورث) و نیکی لائودا (دنیل برال) رقابتی شانه به شانه برای تصاحب عنوان قهرمانی داشتند.از آن جا که احتمالا 95 درصد مخاطبان فیلم از پایان آن آگاه نیستند،حرفی از آن به میان نمی آورم،اگر چه همه وقایع آن در تاریخ ثبت شده است.هاوارد تنها تغییرات کوچکی در وقایع داده و این تغییرات عمدتا جزئیات مربوط به شخصیت ها هستند که نحوه آشنایی آن ها با همسران آینده شان یکی از این تغییرات است.می توان گفت روابط عاشقانه مرکزی فیلم،رابطه هانت با سوزی میلر مدل (الویا وایلد مو طلایی) و رابطه لائودا با مارلین (الکساندرا ماریا لارا)،از ضعیف ترین جنبه های فیلم است.هاوارد در گذشته تبحر خود در ترسیم روابط عاشقانه را به رخ کشیده بود اما خبری از این مهارت در "Rush/شتاب" نیست.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Rush3.jpgاز نظر فنی "Rush/شتاب" را می توان فیلمی ورزشی دانست،زیرا داستان رقبایی را نقل می کند که برای به دست آوردن قهرمانی می جنگند.در اکثر فیلم های این گونه آدم خوب و آدم بد داستان به وضوح مشخص هستند و این که باید طرف دار که باشیم از پیش تعیین شده است.این امر لزوما بد نیست اما وجه درام داستان را منحرف می کند.در "Rush/شتاب" هاوارد و مورگن رویکرد دیگری در پیش گرفته اند.داستان فیلم بین هانت و لائودا به خوبی تقسیم و تراز شده است و ظاهر و باطن آن ها به نمایش در آمده است.هانت فردی سطحی،مغرور،خود شیفته و اهل شلوغی است و لائودا اخمو و آدم گریز است.شیوه فیلم در ترجیح ندادن یکی از این دو به دیگری پویایی خاصی در آن ایجاد کرده است.مخاطب درگیر زندگی هر دو شخصیت می شود و قهرمان شدن اگر چه مهم است اما در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Rush4.jpgگزاف نیست اگر بگوییم بدون رقابت موجود میان این دو،هیچ یک از آن ها نمی توانست تا این اندازه به موفقیت برسد.تصادف لائودا که در صحنه ابتدایی فیلم به آن اشاره می شود،لحظه تعیین کننده ای در رابطه آن دو است.او با تحریک هانت و به این دلیل که نمی خواهد در برابر او کم بیاورد در این مسابقه ی خطرناک شرکت می کند.در دوران نقاهت این دیدن موفقیت های هانت است که به او انگیزه بازگشت به میادین را می دهد.همان طور که خود لائودا بعدها می گوید،اگر چه هانت واسطه تصادف و آسیب دیدگی او بود اما خود او انگیزه بازیابی و بازگشت لائودا نیز شد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Rush5.jpg"Rush/شتاب" فیلمی مستقل نیست و وجود بودجه هالیوودی در فیلم مشهود است.جنبه های مختلف تولید فیلم فوق العاده اند که جزئیات مربوط به زمان رویداد فیلم از مهم ترین آن ها است.صحنه های مسابقه عالی کار شده اند.در مسابقات مختلف ترسیم شده در فیلم هیجان بالایی وجود دارد که سر آمد آن ها مسابقه پایانی در پیست بارانی ژاپن است.برای مطابقت داشتن نسبی داستان با واقعیت،فیلم نامه در بعضی جاها دچار محدودیت شده است (مثلا صحنه اوجی که پیش روی پا یا پای آن دو در پیست را نشان دهد در فیلم وجود ندارد،زیرا چنین اتفاقی در 1976 نیفتاده است) اما همین امر باعث شده فیلم کم تر مصنوعی و اتو کشیده به نظر برسد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Rush6.jpgبا بودجه ظاهرا 40 میلیون دلاری که فیلم داشته هاوارد برای کم نیاوردن مجبور شده تعداد بازیگران سر شناس حاضر در فیلم را کم کند.خبری از بازیگران گران قیمت فهرست A (لیستی از 10 بازیگر پر در آمد هالیوودی که همه ساله منتشر می شود و در آن عوامل مختلفی مثل ارزش بازیگر در تولید و تبلیغات فیلم و موفقیت فیلم های او در گیشه در نظر گرفته می شود) در فیلم نیست،اگر چه همزورث با در دست گرفتن چکش "Thor/تور" در جهت قرار گرفتن در این لیست حرکت می کند.همزورث در "Rush/شتاب" بازی بسیار خوبی ارائه داده است و شخصیت و گستره توانایی های او در بازیگری با رها شدن از بند محدودیت های خدای شمالی،"Thor/تور"،خود را نشان داده اند.الویا وایلد دیگر نام آشنای فیلم در همان نقش (خوشبختانه) کوتاهش بازی افتضاحی انجام داده است.بهترین بازی فیلم از آن دنیل برال است که خشم حاصل از برانگیخته شدن را با خصیصه نو آوری و آدم گریزی در شخصیت لائودا در هم آمیخته است اما شاید 99 درصد بینندگان تا کنون او را ندیده باشند.(اگر چه او نقش های مکملی در فیلم های "Inglourious Basterds/حرامزاده های لعنتی" و "The Bourne Ultimatum/اولتیماتوم بورن" داشته است)

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Rush7.jpgبا حذف چند صحنه "Rush/شتاب" می توانست به جای R (درجه بندی سنی محدود یا Restricted،افراد زیر 17 سال با حضور والدین مجاز به تماشای این فیلم ها هستند) درجه PG-13 (افراد زیر 13 سال با حضور والدین مجاز به تماشای این فیلم ها هستند) بگیرد.سینه ها،باسن ها و تک صحنه ای که بدن له شده بعد از تصادف را نشان می دهد می توانستند به راحتی از فیلم حذف شوند اما به هاوارد بابت خودداری از این کار احترام می گذارم،زیرا "Rush/شتاب" فیلمی نیست که برای نوجوانان جذابیت داشته باشد،پس چرا سعی شود آن ها هم مخاطب فیلم قرار گیرند؟"Rush/شتاب" برای بزرگ سالانی مناسب است که دوست دارند در فیلم های ورزشی هم کمی ابهام در خوب و بد بودن شخصیت ها ببینند.طرفداران فرمول یک که سال 1976 را به یاد دارند از فیلم لذت خواهند برد و اما برای دیگرانی چون من که در دویستمین سال گرد استقلال آمریکا (1976) به چیزهای دیگری علاقه داشتند این فیلم نه تنها یک درس خوب درباره تاریخچه ورزش است،بلکه دو ساعت سرگرم کننده در سینما را رقم خواهد زد.

**********************
Prisoners (زندانیان)

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Prisoners1.jpgداستان های کاراگاهی به ندرت عرصه مناسبی برای فیلم های هالیوودی هستند.تبدیل یک داستان معمایی متوسط به فیلم،خواه داستانی ساده تر از آثار آگاتا کریستی باشد یا پیچیده تر از آن،به دلیل محدودیت های ساختاری فیلم کار بسیار دشواری است.در نتیجه وقتی چنین فیلمی ساخته می شود معمولا تشخیص فرد مجرم و سمت و سویی که داستان قرار است بگیرد زیاد مشکل نیست.مدت زمان فیلم و حفظ رمز آلودی شخصیت ها معمولا موانع دشواری ایجاد می کنند و فیلم های موفقی مثل "Prisoners/زندانیان" که هر از گاهی ساخته می شوند،استثنا هستند.موفقیت فیلم را می توان مرهون این دانست که فیلم چیزی بیش از سوژه همیشگی پیدا کردن مجرم را کند و کاو می کند.فیلم نامه آرن گوزیکاوسکی که توسط دنیس ویلنیوو کانادایی تبار کارگردانی شده به موضوع گناه،معصومیت و ناامیدی می پردازد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Prisoners2.jpgسال گذشته با اکران عمومی "Argo/آرگو" در اوایل اکتبر صحبت از آغار مسابقه اسکار به میان آمد و امسال این مسابقه دو هفته زودتر و با اکران "Prisoners/زندانیان" آغاز می شود.جدا از یک چهارم پایانی و فوق العاده فیلم،تصور این که "Prisoners/زندانیان" در میان نامزدهای اسکار بهترین فیلم قرار نگیرد کمی مشکل است.در گونه هیجان انگیز/معمایی این فیلم از اعتبار بالایی برخوردار است و می توان آن را از بهترین های این ژانر دانست.فیلم نامه هوشمندانه و اجرا بی عیب و نقص است و معدود کم و کاستی های موجود به چشم نمی آیند.از همه مهم تر این که فیلم دارای شخصیت خاص خود است و گرفتار آفت معمولی بودن که بسیاری از فیلم های این گونه را درگیر کرده نشده است.اگر چه به شخصه معمای فیلم را پیش از فاش شدنش حدس زدم اما تنها لحظاتی پیش از آن موفق به این کار شدم و کم پیش می آید فیلمی این چنین مرا تا لحظات آخر درگیر حدس زدن کند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Prisoners3.jpgفیلم همان قدر که از نقطه نظر معمایی راضی کننده است ممکن است تماشایش برای برخی بینندگان مشکل باشد.موضوع فیلم،کودک ربایی و سوء استفاده و قتل احتمالی،ممکن است بعضی مخاطبان را ناراحت کند تا حدی که شاید نتوانند فیلم را تا انتها تماشا کنند.از نظر بصری خبری از صحنه های بد رفتاری با کودک در فیلم نیست اما اهمیتی که موضوع در خط روایی داستان دارد ممکن است آزار دهنده باشد."Prisoners/زندانیان" یکی از آن تجربه های شادی بخش نیست،بلکه فیلمی تاریک است و در قلمرویی پرسه می زند که افرادی مثل دیوید فینچر داستان هایشان را در آن می بافند و حضور جیک جیلنهال خواه نا خواه حسی شبیه فیلم "Zodiac/زودیاک" ایجاد می کند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Prisoners4.jpgداستان فیلم به جز آغازش هیچ نکته ساده و سر راستی ندارد.دو خانواده همسایه در غرب پنسیلوانیا برای شام عید شکر گزاری دور هم جمع می شوند.خانواده دووِر به سرپرستی کلر (هیو جکمن)،پدر خانواده و گریس (ماریا بلو)،مادر خانواده به ملاقات خانواده برچ می روند در حالی که زوج فرانکلین (ترنس هاوارد) و نانسی برچ (ویولا دیویس) شام مفصلی ترتیب داده اند.بعد از صرف شام هم چنان که بزرگ ترها گرم صحبت و بچه ها مشغول تماشای تلویزیون هستند دو دختر نوجوان،آنا (ارین گراسیموویچ) و جوی (کایلا درو سیمنز) از خانه بیرون می روند و بر نمی گردند.در ابتدا هیچ یک متوجه نمی شوند اما بعد از جست و جویی در محله و پیدا نشدن دخترها،آن ها به پلیس اطلاع می دهند و کاراگاه لوکی،کاراگاهی تنها که در حل کردن پرونده ها تبحر دارد وارد ماجرا می شود.سر نخ های اولیه به مظنونی به نام الکس جونز (پل دانو) منتهی می شوند اما مشخص می شود که این فرد توانایی ذهنی انجام چنین آدم ربایی را ندارد.با این وجود مدارک همگی به دخالت او دلالت دارند و کلر که غم و اندوه بر او فائق شده تصمیم می گیرد که خود به جای پلیس از الکس اعتراف بگیرد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Prisoners5.jpgقبلا مواردی شبیه این را دیده ایم،این که چگونه تلاش مردم عادی برای حل کردن جرایم منجر به اشتباه گرفتن فرد بی گناه می شود که نمونه بارز آن مستندهای "Paradise Lost/بهشت گم شده" هستند.بسته شدن پرونده همیشه نیازمند پیدا شدن مجرم است اما مشکل این است که گاهی هر قدر هم که شواهد ضد یک نفر باشد باز ممکن است آن فرد گناه کار نباشد و حقیقت در قطعات گم شده معما نهفته باشد.قانع کننده ترین دلیل بر ضد مجازات اعدام همین نکته است که شما نمی توانید کسی که به اشتباه اعدام شده را به زندگی برگردانید و این نکته به نوعی در فیلم "Prisoners/زندانیان" به چشم می خورد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Prisoners6.jpgخط داستانی پر از سر نخ های به ظاهر بی ربط و سوال های بی پاسخ است.آیا الکس در آن برخورد چیزی در گوش کلر زمزمه کرد؟اگر این طور بود او چه گفت؟چه کسی در خانه نزدیک محل احتمالی ربوده شدن بچه ها زندگی می کند؟کشیش الکلی چه رازی را مخفی می کند؟چهره اسرار آمیز حاضر در مراسم کلیسا کیست؟اهمیت هزارتوها و مارها در چیست؟و نقش خدا و دین در تمام این مسائل چیست؟فیلم نامه گوزیکاوسکی تمام این ها را با ظرافت خاصی به هم پیوند می زند.مسائل فیلم در چهار چوب منطق قرار دارند و نکته غیر منطقی و بی هدفی در فیلم وجود ندارد.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Prisoners7.jpgبازیگران فیلم چشم گیر هستند.پنج تا از هفت بازیگر اصلی سابقه نامزدی اسکار دارند.(به جز ماریا بلو و پل دانو) با چنین بازیگرانی مطمئنا باید منتظر بازی هایی قوی بود،انتظاری که بیهوده هم نبوده است.در این میان به خصوص بازی هیو جکمن بسیار دیدنی است و او آن چنان عمقی به شخصیتش داده که در هیچ یک از نقش های قبلی او حتی در "Les Misérables/بینوایان" که بابتش نامزد اسکار شد سابقه نداشته است.جیک جیلنهال هنر بازیگری خود را به سطح جدیدی برده و نمونه کاراگاه خسته از دنیایی که او ترسیم کرده را تنها در فیلم های نوآر (فیلم نوآر (معادل فرانسوی فیلم سیاه) اصطلاحی است که توسط منتقدان فرانسوی ابداع شد تا بتوانند نوع خاصی از فیلم های آمریکایی را که دارای مشخصاتی مانند تیرگی،داشتن دید بد بینانه نسبت به همه چیز و ... بود را تعریف کنند) می شود دید.بلو،دانو،ویولا دیویس،ترنس هاوارد و ملیسا لیو همگی در نقش های مکمل حضوری موثر داشته اند.اگر اشکالی در فیلم باشد،که البته اشکال کوچکی هم هست،گریمی است که برای پیر کردن ملیسا لیو به کار رفته است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/Prisoners8.jpg"Prisoners/زندانیان" تریلری برای بزرگ سالان است و تنها زمانی در سال که از این دست فیلم ها ارائه می شود همین زمان است.فیلم به حداقل ها قناعت نکرده،از پرسیدن سوال های سخت ترسی نداشته و از بررسی مسائل ناراحت کننده شانه خالی نکرده است.فیلم از برانگیختن احساسات بینندگان عبایی نداشته ولی به بازی دادن آن ها برای برانگیختن این احساسات متوسل نشده است و از همه مهم تر به نارضایتی که ممکن است پایان غیر قطعی فیلم ایجاد کند اهمیتی نداده است.دنیس ویلنیوو فیلمی را ساخته که می خواسته،فیلمی که بسیاری از اصول رایج هالیوود در راضی نگه داشتن عامه بینندگان را زیر پا می گذارد.فیلم های قوی معمولا ناراحت کننده هستند و "Prisoners/زندانیان" هم از این قاعده مستثنی نیست.

********************

This Is The End (این پایان کار است)

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/ThisIsTheEnd1.jpgزمانی که ماه سپتامبر فرا برسد،"This Is The End/این پایان کار است" احتمالا یکی از گزینه ها برای خنده دارترین فیلم تابستان 2013 خواهد بود.فیلم در زمان 107 دقیقه ای خود طنز خیلی بیش تری از فیلم های مشابه (نظیر "The Hangover Part III/خماری 3" و "The Internship/کارآموزی") دارد و وقتی شما را می خنداند خنده ای غیر قابل کنترل خواهید داشت.بین این فوران های خنده زمان هایی هست که فیلم به خاطر سناریوی مرسوم ژانر فاجعه اش،کم رمق می شود.اما در کل فیلم خنده دارتر و پر انرژی تر از خیل فیلم های ناامید کننده این فصل است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/ThisIsTheEnd2.jpgبیش تر قسمت های فیلم در عمارت جدید جیمز فرانکو در هالیوود اتفاق می افتد.او به مناسبت خرید این خانه مهمانی ای بزرگ ترتیب داده و حدود صد نفر از دوستانش که شامل ست روگن،جی باراکل،جونا هیل،کریگ رابینسن و دنی مک براید می شود در آن حضور پیدا کرده اند.افراد دیگری هم در مهمانی هستند (مثل مایکل سرا،اما واتسن،ریحانا و دیوید کرام هولتز) که مدت زیادی در فیلم نمی مانند زیرا درست وسط مهمانی،پایان دنیا،آن طور که در انجیل ذکر شده،آغاز می شود.در ابتدا افراد داخل عمارت متوجه حوادث در حال وقوع نمی شوند تا این که زلزله آغاز می شود و دیوها از وسط چاه بزرگ ایجاد شده به بیرون می ریزند و این جا است که اوضاع خطرناک می شود.بازماندگان در خانه فرانکو جمع می شوند و سعی می کنند حدس بزنند چگونه می توانند از روز داوری جان سالم به در ببرند.آن ها غذاهای باقی مانده را جمع می کنند،تلاش می کنند برای تنها مجله هرزه نگاری که دارند کاربردی پیدا کنند،سر هم داد می زنند و به نوعی در حال رقم زدن دنباله غیر رسمی فیلم "Pineapple Express/قطار سریع السیر آناناس،نام نوعی ماری جوانا" هستند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/ThisIsTheEnd3.jpgدر حالی که شش بازیگر اصلی فیلم همگی سعی کرده اند چهره ای نسبتا منطبق با شخصیت های واقعی شان با اندکی چاشنی طنز را ارائه دهند،چهره های برجسته فیلم دو تا از بازیگران فرعی فیلم هستند که کلا حدود پنج دقیقه جلوی دوربین قرار می گیرند.یکی از آن ها مایکل سرا است که نقش یک احمق کوکائینی را به عهده دارد و نقشش در صحنه غافل گیری در حمام و در پایان فیلم چشم گیر است.دیگری اما واتسن است که قالب هرمیونی (شخصیت او در سری "Harry Potter/هری پاتر") را شکسته و با بد دهانی و چرخاندن تبر شکل و شمایلی جدید از خود ارائه می دهد.او همچنین در یکی از بهترین دیالوگ های فیلم دخیل است که در تبلیغات فیلم نیز به کار رفت؛"هرمیونی همین الان همه چیزمونو دزدید"

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/ThisIsTheEnd4.jpg"This Is The End/این پایان کار است" فرصتی به روگن و فرانکو داده تا شایعاتی که در روزنامه های زرد در موردشان به راه افتاده را به سخره بگیرند.روگن را به ندرت بدون ماری جوانا می بینیم و در یکی از صحنه ها مواد باعث می شود توهمی در قالب "گنگنم استایل،یک تک آهنگ پاپ کره ای از رپر اهل کره جنوبی،پارک جی سانگ (Psy یا سای) است که به دلیل طنز و تم گیرا و رقص ناموزون به طور گسترده مورد تحسین قرار گرفته است" داشته باشد.فرانکو هم در گوشه گیری عجیبی که به او نسبت می دهند مبالغه می کند.دنی مک براید در نیمه تاریک فرو رفته و بعد از سر در آوردن از مکانی عجیب و غریب برای خودش برده ای جنسی دست و پا می کند.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/ThisIsTheEnd5.jpgفیلم رشته ای از لحظات خوب و نسبتا خوب است که در بعضی جاها غافل گیر کننده می شوند.لحظات زیادی در فیلم هستند که علی رغم منفصل بودن از کل ماجرا بیننده را وادار به خنده می کنند.کیفیت بالای طراحی تولید بر ارزش فیلم افزوده است،زیرا معمولا در ژانر کمدی فاجعه صحنه های تخریب و نابودی کوتاه و آبکی هستند اما در این جا این صحنه ها به اندازه کافی خوب کار شده اند.کیفیت گرافیکی دیوها که تا حدودی شبیه بالروگ در قسمت اول " The Lord Of The Rings/ارباب حلقه ها" هستند را می توان چیزی بین درجه یک و دو دانست و کیفیت گرافیکی بالای فجایع فیلم چیزی از لحن کمدی آن کم نکرده است.

http://www.naghdefarsi.com/media/kunena/attachments/1076/ThisIsTheEnd6.jpgحس من این است که فیلم در ابتدای مطرح شدنش ایده ای کوچک و صرفا تفریحی بوده و کم کم به پروژه ای بلند پروازانه و بزرگ تبدیل شده است."This Is The End/این پایان کار است" فیلمی غیر مرسوم است و به آن چه در تبلیغاتش وعده داده شده عمل می کند.فیلم تجربه ای که "The Hangover/خماری" چند سال قبل رقم زد را در 2013 رقم می زند.تخیلات منحرفانه ست روگن و اوان گلدبرگ چیزی را ارائه می دهد که بسیاری فیلم های تابستان در ارائه آن ناکام بودند؛تجربه ای طنز و مفرح که از زیاده روی و مسخره شدن در آن خبری نیست.

[ چهارشنبه 1392/07/24 ] [ 10:52 ] [ حبیب ]

[ ]

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/16.07/13920714000049_PhotoA.jpg

درام دلهره‌آور «آی تی» با بازی پیرس برازنان بازیگر ایرلندی تبار سینما جلوی دوربین می‌رود. وی یکی از تهیه‌کنندگان اصلی این فیلم هم هست.

کارگردانی «آی تی» را فیلم‌ساز مطرح سینمای ایتالیا استفانو سولیما به عهده دارد و از حال و هوایی پر رمز و راز برخوردار است.

فیلم‌نامه این درام دلهره‌آور پرتنش را دان کای نوشته است و سولیما تغییراتی در آن ایجاد کرده است، تا متن آن اروپایی‌تر به نظر برسد.

در قصه فیلم‌نامه، پیرس برازنان در نقش یک ناشر موفق و سرشناس دنیای کتاب ظاهر می‌شود که در محدوده کاری خود با مشکلاتی روبرو می‌شود.

آشنایی این ناشر با یک جوان عجیب و غریب که با نام مخفف آی تی شناخته می‌شود، سرآغاز تهدیداتی است که او و خانواده‌اش را هدف اصلی خود قرار می‌دهد.

این جوان که ظاهرا یک مشاور ادبی است، با کارهایی که انجام می‌دهد خطراتی برای خانواده ناشر و نوع کسب و کار او به وجود می‌آورد.

شرکت مستقل فیلم‌سازی ایرلندی دریم تایم فیلمز تهیه کننده اصلی «آی تی» است و کلید فیلم‌برداری آن اوایل سال 2014 زده خواهد شد.

تهیه‌کننده گان این محصول تازه سینمایی ایرلند، قصد دارند یکی از بازیگران جوان و مستعد ایرلندی را برای ایفای نقش کاراکتر آی تی انتخاب کنند.

به نوشته سایت سینمایی موویز،«آی تی» با هزینه تولید 15 میلیون دلاری تهیه خواهد شد و هم زمان با ایرلند، در آمریکای شمالی و انگلستان هم اکران عمومی خواهد شد.

پیرس برازنان در دهه نود میلادی در چهار فیلم جیمز باندی سینما در نقش مامور دو صفر هفت بازی کرد و با وجود ابراز علاقه تهیه‌کنندگان این فیلم برای همکاری بیشتر، او از بازی در این مجموعه فیلم کناره گرفت.

این بازیگر ایرلندی‌تبار پس از قطع همکاری با مجموعه فیلم جیمز باند، در تعدادی از محصولات مستقل و غیر متعارف سینمای اروپا بازی کرد.

مدتی قبل درام دلهره‌آور «پایان دنیا» با بازی او به روی پرده سینماهای جهان رفت. این فیلم علمی تخیلی حدود 26 میلیون دلار در جدول گیشه نمایش سینماهای آمریکای شمالی فروش کرد.

«شیح نویسنده» او که توسط رومن پولانسکی کارگردانی شد، در یک سال اخیر چند بار به روی آنتن سیمای جمهوری اسلامی رفته است.

*************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/16.07/13920714000121_PhotoA.jpg

 

صنعت سینما که این روزها علاقه‌مند به تولید نسخه‌های جدید و دوباره‌سازی شده فیلم‌های ژان کلود ون رم شده،‌«کیک بوکسور» او را هم دوباره‌سازی می‌کند.

این اکشن رزمی دلهره‌آور در سال 1989 به روی پرده سینماها رفت و با هزینه یک میلیون دلاری خود، 14 میلیون دلار در آمریکای شمالی فروش کرد.

شرکت مستقل فیلم‌سازی رادار پیکچرز «کیک بوکسور» جدید سینما را تهیه می‌کند و استفن فونگ فیلم‌ساز آسیایی‌تبار، برای کارگردانی آن انتخاب شده است.

این فیلم‌ساز که اکشن رزمی «قهرمان تای‌چی» را در کارنامه هنری خود دارد،«کیک بوکسور» جدید سینما را با هزینه‌ای 15 میلیون دلاری کارگردانی می‌کند.

هنوز بازیگر نقش اصلی فیلم جدید انتخاب نشده و استفن فونگ مشغول نوشتن فیلم‌نامه آن براساس قصه مارک دیسال است. در سال 1989، گلن آبروس فیلم‌نامه نسخه  اصلی را بر مبنای قصه دیسال نوشت.

قصه فیلم درباره مردجوانی به نام کرت اسلوان است که باید یک ورزش باستانی چینی را یاد بگیرد، تا بتواند به کمک آن از قاتل برادرش انتقام بگیرد. ون دم در نسخه اصلی در نقش کرت اسلوان ظاهر شد.

بحث تولید «کیک بوکسور» در حالی مطرح شده که هفته قبل اعلام شد فیلم دیگری از ژان کلود ون دم به نام «ورزش خون» هم توسط صنعت سینما (این بار شرکت مستقل فیلم‌سازی رلتیولی یبکیجرز) دوباره‌سازی خواهد شد.

جیمز مگ تیگ سازنده فیلم‌های «وی برای وندتا» و «ترور نینجا»، برای کارگردانی نسخه جدید ودوباره سازی شده «ورزش خون» انتخاب شده است.

تا قبل از این گفته می‌شد فیلیپ نویس امر کارگردانی این اکشن دلهره‌آور را انجام خواهد داد. اما معلوم نیست چرا مک تیگ جایگزین این فیلم‌ساز شده است.

نسخه جدید «ورزش خون» که به احیای قصه فیلم سال 1988 ون دم می‌پردازد، درباره چند سرباز اجیر شده و مزدور قرن بیست و یکمی است که درگیر مسائل و ماجراهای دنیای زیرزمینی جنگندگان برزیلی می شوند.

رابرت مارک کیمل (نویسنده فیلم‌نامه‌های «ربوده شده» و «بچه‌کاراته») کار نگارش فیلم‌نامه نسخه تازه «ورزش خون» را انجام داده است.

به نوشته سایت اینترنتی موویز و براساس صحبت‌های منابع نزدیک به شرکت فیلم‌سازی رلتیولی مدیا، ژان کلود ون دم به عنوان بازیگر مهمان نقش کوتاهی در قصه نسخه دوباره‌سازی شده فیلم «ورزش خون»خواهد داشت.معلوم نیست وی به عنوان بازیگر با نسخه تازه «کیک بوکسور» هم هم کاری خواهد داشت یا خیر.

تهیه‌کنندگان فیلم«ورزش خون» هم هنوز بازیگر اصلی فیلم را انتخاب نکرده‌اند، اما آن‌ها گفته‌اند قصد دارند یک بازیگر ورزشکار را برای بازی در این نقش انتخاب کنند.احتمال زیادی وجود دارد که نقش اصلی نسخه های دوباره سازی شده هر دو فیلم قدیمی ون دم را یک بازیگر به عهده بگیرد.

نسخه اصلی فیلم «ورزش خون» را نیوت آرنولد کارگردانی کرد. این فیلم هم مثل «کیک بوکسور»با هزینه یک میلیون دلاری تولید خود، یازده میلیون دلار در آمریکای شمالی فروش کرد و لقب یک کار پرفروش را گرفت.

موفقیت نسبی مالی فیلم، راه را برای تولید سه قسمت بعدی آن فراهم کرد به این ترتیب، احتمال زیادی وجود دارد که فیلم تازه هم به صورت یک مجموعه فیلم دنباله‌دار درآید.

«ورزش خون» و «کیک بوکسور» اولین فیلم های ژان کلود ون دم بازیگر بلژیکی‌تبار سینما هستند که صاحب یک نسخه تازه و دوباره‌سازی می‌شوند.

اهل فن پیش‌بینی می‌کنند به زودی تولید نسخه‌های جدید و دوباره‌سازی شده دیگر این بازیگر هم در دستور کار صنعت سینما قرار گیرد.

ژان کلود ون دم در دهه هشتاد میلادی به عنوان یک بازیگر رزمی‌کار وارد دنیای سینما شد و بسیاری از وی به عنوان جانشین آرنولد شوازرنگر اسم می‌بردند. اما وی نتوانست موفقیت این بازیگر را در عالم سینما تکرار کند.

**********************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0712/09.01/773454_1.jpg

وودی آلن به خاطر تن ندادن به قانون منع استفاده از دخانیات در سینما،فیلم خود،جاسمین غمگین،را از سینماهای هند بیرون کشید.

جاسمین غمگین،جدیدترین فیلم وودی آلن با بازی کیت بلانشت قرار بود که آخر این هفته در سینماهای هند اکران شود ولی از آن جایی که در این کشور قانون ممنوعیت استفاده از دخانیات در فیلم های سینمایی وجود دارد،هیئت مدیره مرکزی جواز فیلم هند،تصمیم بر سانسور بخش هایی از فیلم جاسمین غمگین گرفت.

وودی آلن نیز اکنون اعلام کرده که ترجیح می دهد به جای آن که نسخه سانسور شده فیلمش در هند اکران شود،اصلا این فیلم اکران نشود.جاسمین غمگین داستان دختر زیبایی به نام جاسمین (با بازی کیت بلانشت) است که پس از آن که همه چیز زندگی اش از جمله ازدواجش با تاجر ثروتمند یعنی هال (الک بالدوین) تباه می شود،به آپارتمان معمولی خواهرش می رود تا دوباره به اوضاع زندگی اش سر و سامانی دهد.

*************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/16.07/IMAGE634343164903281250.jpg

 

تارانتیو قبل از آنکه دیگر فیلم های ۲۰۱۳ اکران شود فیلم هایی که به نظر خود در این سال بهترین ها هستند را اعلام کرد.

«جاذبه» آلفونسو کوارون می‌تواند یک نفر دیگر را به فهرست بی‌پایان هواداران خود اضافه کند: کوئنتین تارانتینو.

وبسایت این کارگردان و فیلمنامه‌نویس برنده دو جایزه اسکار، فهرست فیلم‌های محبوب او در سال ۲۰۱۳ را منتشر کرد که شامل «جازمین غمگین» تازه‌ترین ساخته وودی آلن همین طور فیلم شکست‌خورده «رنجر تنها» با بازی جانی دپ است و این در حالی است که سال ۲۰۱۳ هنوز تمام نشده است.

فهرست فیلم‌های منتخب تارانتینو بدون ترتیب به شرح زیر است:

۱- « خوشی بعد از ظهر» (Afternoon Delight)، جیل سولووی  
۲- «پیش از نیمه شب» (Before Midnight)، ریچارد لینکلیتر
۳- «جازمین غمگین» (Blue Jasmine)، وودی آلن
۴- «احضار روح» (The Conjuring)، جیمز وان
۵- «Drinking Buddies»، جو سوانبرگ
۶- فرانسس ها» (Frances Ha)، نوا بامبک
۷- «جاذبه» (Gravity)، آلفونسو کوارون
۸- «کیک-اس ۲» (Kick As.s ۲)، جف وادلو
۹- «رنجر تنها» (The Lone Ranger)، گور وربینسکی

۱۰- «پایان کار است» (This Is The End)، ست روگن و ایوان گولدبرگ

****************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/16.07/13920716000337_PhotoA.jpg

 

«پاتریس شرو» کارگردان فرانسوی، پس از قریب به نیم‌قرن فعالیت در عرصه سینما و تئاتر، روز گذشته در سن ۶۸ سالگی درگذشت.

«پاتریس شرو»، کارگردان مطرح سینمای فرانسه با قریب به نیم قرن سابقه کاری در سینما و تئاتر که فیلم‌هایی جنجال‌برانگیزی چون «ملکه مارگو» (برنده جایزه سزار و برنده جایزه اسکار بهترین طراحی لباس)، «برادر او»، «شکنجه» و «صمیمیت» را در کارنامه کاری خود دارد، عصر روز گذشته در سن 68 سالگی درگذشت.

علت درگذشت «شریو»، ابتلا طولانی مدت به بیماری سرطان ریه اعلام شده است.

«آن‌هایی که دوستم دارند سوار قطار شوند»، «برادر او» و «شکنجه» از دیگر آثار این کارگردان هستند.

او در عرصه کارگردانی تئاتر و اپرا نیز فعالیت گسترده‌ای داشته است.

*************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/16.07/177487.jpg

 

برای دومین سال پیاپی ، مجله «اسكوایر» ، «اسكارلت جوهانسون» را به عنوان زیباترین و جذاب ترین زن در قید حیات معرفی كرد.

«جوهانسون» 28 ساله كه به تازگی با یك خبرنگار فرانسوی به نام «روماین دائوریاك» نامزد شده ، تنها بازیگر زن است كه دو مرتبه به عنوان جذاب ترین زن سال مجله اسكوایر انتخاب شده است.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/16.07/scarlett%20johansson.jpg

بازیگر زن فیلم «انتقامجویان» كه اخیرا در فیلم «دان جان» با «جوزف گوردن لویت» همبازی شده ، پیش از این در سال 2006 نیز این عنوان را از مجله اسكوایر گرفته است.

او در سال 2003 پس از بازی در فیلم «گمشده در ترجمه» به سینما معرفی شد و از آن پس در فیلمهای مطرحی همچون «دختری با گوشواره های مروارید» و (Match pint) و در نهایت با یك قراردادی میلیون دلاری در نقش بیوه سیاه پوش فیلم «انتقامجویان» ظاهر شد.

«جوهانسون» در حال حاضر خود را برای بازی در فیلمهای «كاپیتان آمریكایی : سرباز زمستان» و «سرآشپز» آماده می كند.

************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/16.07/13-10-5-184929railway_man.jpg

 

درام «کارگر راه‌آهن» به کارگردانی جاناتان تپلیتسی 3 ژانویه 2014 در بریتانیا اکران می‌شود.

این فیلم بر مبنای زندگی‌نامه شخصی اریک لوماکس ساخته شده که درباره تجربیات هولناک او به عنوان یک زندانی ژاپنی‌ها در دوران جنگ جهانی دوم و آشتی او با یکی از اسیرکننده‌هایش است.

کالین فیرث در «کارگر راه‌آهن» (The Railway Man) نقش لوماکس را بازی می‌کند.

نیکول کیدمن به نقش پتی همسر لوماکس ظاهر می‌شود که نقش مهمی در مقابله او با خسارت روانی ناشی از هراس‌های دوران جنگ داشت و کاری کرد او 30 سال بعد با یکی از شکنجه‌گران خود که یک افسر ژاپنی بود، روبرو شود.


جرمی اروین («اسب کارزار») نقش لوماکس جوان را در صحنه‌های جنگ جهانی دوم بازی می‌کند. هیرویوکی سانادا، استلان اسکارسگارد و تانرو ایشیدا دیگر بازیگران «کارگر راه‌آهن» هستند.  

نقش کیدمن در این فیلم را ابتدا قرار بود ریچل وایس بازی کند، اما او به خاطر فیلمبرداری صحنه‌های اضافه‌شده دو فیلم «میراث بورن» و «آز بزرگ و قدرتمند» ناچار شد این پروژه را رها کند.

«کارگر راه‌آهن» تولید مشترک بریتانیا و استرالیا است و با حمایت شرکت لاینزگیت اینترنشنال ساخته خواهد شد. فیلمنامه را اندی پاترسن با همکاری فرانک کاترل بویس نوشته است.

کیدمن که متولد استرالیاست، سال 2002 برای فیلم «ساعت‌ها» برنده اسکار بهترین بازیگر زن شد و برای فیلم‌های «مولن روژ» و «حفره خرگوش» («مخمصه») هم نامزد اسکار بوده است. فیرث سال 2011 برای فیلم «گفتار پادشاه» اسکار بهترین بازیگر مرد را برد و برای فیلم «یک مرد مجرد» هم نامزد اسکار بود.

«کارگر راه‌آهن» سپتامبر پیش در جشنواره‌های تورنتو و سن سباستین نمایش داده شد.

*************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/16.07/99599.jpg

 

با پایان مهلت معرفی فیلم‌ها به آکادمی اسکار در بخش بهترین فیلم خارجی، روزنامه لس‌آنجلس تایمز از نمایندگان ایران و عربستان به عنوان شانس‌های اصلی دریافت جایزه نام برده است.

لس‌آنجلس تایمز در پیش‌بینی خود از اسکار ۲۰۱۴ دو فیلم «گذشته» اصغر فرهادی از ایران و «وجده» به کارگردانی حیفا المنصور از عربستان را به عنوان دو شانس اصلی کسب اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی معرفی کرد.

این روزنامه آمریکایی موفقیت فرهادی در جوایز اسکار ۲۰۱۲ با فیلم «جدایی نادر از سیمین» را در افزایش شانس موفقیت فیلم جدیدش موثر دانسته است.

فیلم «گذشته» فرهادی با نمایش در جشنواره کن با بازخورد مناسب منتقدین همراه شد و توانست دو جایزه بهترین فیلم معنوی و بهترین بازگر زن (برنیس بژو) را از این رویداد معتبر به دست آورد.

به نوشته لس‌آنجلس تایمز، «برنیس بژو» امسال می‌تواند رقیب قدری برای اسکار بهترین بازیگر زن در کنار «کیت بلانش‌»، «ساندرا بولاک» و «مریل استریپ» باشد. «گذشته» از ۲۰ دسامبر در سینماهای آمریکا به روی پرده خواهد رفت.

فیلم «وجده» نیز که اولین نماینده سینمای عربستان در اسکار فیلم خارجی است، به عنوان اولین فیلم به کارگردانی و نویسندگی یک زن عربستانی تا کنون مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است.

مسلما «حیفا المنصور» - کارگردان - برای ساخت فیلم در کشوری که زنان حق رانندگی ندارند، کار سختی داشته است و بیشتر این فیلم را از داخل یک ون کارگردانی کرده است.

«وجده» روایتگر داستان دختر ۱۰ ساله‌ای است که دوست دارد دوچرخه داشته باشد، اما در فرهنگی زندگی می‌کند که با این مساله شکل دارد. این فیلم‌ که با بازخورد مناسب منتقدین و مخاطبان مواجه شده است، تا کنون با اکران محدود در چند سالن سینما به فروش ۲۵۰ هزار دلاری دست یافته است.

کمپانی سونی کلاسیک که چهار سال است فیلم‌های برنده اسکار خارجی را توزیع می‌کند (عشق،‌ جدایی‌ نادر از سیمین، در دنیایی بهتر و راز چشم‌هایش) امسال نیز علاوه‌بر «گذشته»، فیلم «شکار» ساخته جدید توماس وینتربرگ را نیز به عنوان یکی از شانس‌های اسکار دارد.

بر اساس گزارش لس‌آنجلس تایمز، از دیگر فیلم‌های پرامید در بخش بهترین فیلم خارجی می‌توان به فیلم «گوریا» نماینده سینمای شیلی‌، راکت از استرالیا، «ilo ilo» از سنگاپور، برنده جایزه دوربین طلای جشنواره کن و فیلم «عمر»، نماینده سینمای فلسطین اشاره کرد.

***************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/16.07/13920619000532_PhotoA.jpg

 

بخش فیلم‌های خارجی زبان اسکار ۲۰۱۴ امسال با خبرهای زیادی همراه بود و علاوه بر همه اینها شرکت ۷۶ فیلم از ۷۶ کشور جهان، و شکسته‌شدن رکورد هشتاد و شش ساله این جوایز نیز قابل توجه بود.

در حالی‌که سال گذشته آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اعلام کرد که اسکار فیلم‌های خارجی زبان با 74 فیلم رکورد 85 سال گذشته خود را شکسته است، این آمار امسال به 76 فیلم افزایش یافت.این بخش از جوایز همچنین امسال با خبرهای شگفتی‌ساز بسیاری همراه بود.

مولداوی و عربستان سعودی برای اولین بار، به آکادمی علوم و هنرهای سینمایی، فیلم فرستادند و کشور مونته‌نگرو نیز برای اولین بار به عنوان یک کشور مستقل در این رقابت‌ها شرکت می‌کند.

همچنین کشور پاکستان پس از نیم قرن برای اولین بار نماینده سینمای خود را به آکادمی اسکار فرستاده است.انتخاب فیلم «رنوآر» به عنوان نماینده سینمای فرانسه، در حالی‌که همه انتظار فیلم «آبی گرمترین رنگ است» را می‌کشیدند، تعجب همگان را برانگیخت.

دلیل چنین انتخابی، اکران نشدن این فیلم در زمان قانونی تعیین شده یعنی از 1 اکتبر 2012 تا 30 سپتامبر 2013 بود.

سینمای هند نیز در حالی‌که همه انتظار انتخاب فیلم موفق «ظرف غذا» را می‌کشیدند، فیلم نه چندان شناخته شده «جاده خوب» و سینمای ژاپن به جای فیلم مطرح «مثل پدر، مثل پسر»، فیلم «گذرگاه بزرگ» را معرفی کرد. هردو این انتخاب‌ها با جنجال‌های زیادی همراه بودند چون دو فیلم اول هر دو دیده شده بوده و بسیار مورد تشویق و تمجید قرار گرفته بودند ولی دو فیلم معرفی شده فیلم‌هایی بودند که چندان شناخته شده نبودند.

در فهرست فیلم‌های امسال، بسیاری از فیلم‌ها چندان در خارج از کشور سازنده‌اشان دیده نشده‌اند، ولی اغلب یا در جشنواره‌ها اکران شده‌اند و یا تیزر تبلیغاتی آنها در آمریکا پخش شده است.

آکادمی اسکار فهرست 76 فیلم فرستاده شده به این دوره از جوایز را به جای جمعه، دوشنبه اعلام کرد و دلیل این تاخیر، نیاز به زمان بیشتر برای بررسی صلاحیت فیلم‌ها عنوان شد.هر کشور هر ساله می‌توانند، یک فیلم را به انتخاب خود، حداکثر تا تاریخ 1 اکتبر به آکادمی اسکار ارسال کنند.

«مارک جانسون»، کمیته فیلم‌خارجی زبان اسکار در مصاحبه با ورایتی گفت: ما خوشحال خواهیم شد که در رابطه با فیلم‌های فرستاده شده با انعطاف بیشتری رفتار کنیم و به جای رد آنها، تمامی آنها را بپذیریم، ولی در صورتی که ویژگی‌های لازم را نداشته باشند، دیگر چاره‌ای نیست.اسامی نامزدهای این دوره از رقابت‌ها 16 ژانویه اعلام شده و مراسم اسکار نیز 2 مارس 2014 برگزار خواهد شد.

***********************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/13920711000048_PhotoA.jpg

 

فیلم جدید جکی‌چان به نام «سی ‌زد۱۲» راه خود برای نمایش عمومی در سینماهای آمریکای شمالی را پیدا می‌کند این فیلم مدتی قبل به روی پرده سینماهای هنگ‌کنگ رفت.

این بازیگر رزمی کار 59 ساله سینمای هنگ کنگ در کنار بازی در نقش اصلی «سی ‌زد12»، تهیه کننده و کارگردان آن هم بوده است.

رسانه‌های گروهی هنگ‌کنگ و چین می‌نویسند این اکشن ماجراجویانه و رزمی دنباله‌ای بر فیلم «عملیات کندور» است که در سال 1986 اکران عمومی شد.

فیلم‌نامه فیلم را خود جکی‌چان نوشته و در آن دوباره در نقش عقاب آسیایی ظاهر می‌شود، نقشی که در قسمت اول فیلم مورد توجه تماشاگران قرار گرفت.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/13920711000062_PhotoL.jpg

 

در «سی ‌زد12»کاراکتر عقاب آسیا راهی یک ماموریت سخت و غیرممکن تازه می‌شود. او این بار باید کله‌های برنزی دوازده حیوان سنتی زودیاک چینی را پیدا کند.

به نوشته سایت اینترنتی آسیا فیلمز، عقاب آسیا رهبری یک تیم داوطلب ورزیده را به عهده می‌گیرد تا این اشیاء عتیقه و باستانی را (که از مدت‌ها قبل گم شده‌اند)  پیدا کنند.

گفته می‌شود این اشیاء عتیقه در قصر تابستانی قدیمی هستند. اما ورود به این محل و یافتن آثاری که از قرن هجدهم میلادی گم شده‌اند، کار چندان ساده‌ای نیست.

دو تن از همراهان عقاب آسیا در مقایسه با بقیه از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. یکی از این دو تن بانویی پاریسی و دیگری یک دانشجوی چینی است.

جکی‌چان در گفت‌وگو با رسانه‌های گروهی گفته «سی زد12» برای هجدهم اکتبر سال جاری میلادی به روی پرده سینماهای آمریکای شمالی می‌رود.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/13920711000064_PhotoL.jpg

 

الیور پلات، سیتلین دشل، لورا ویسبکر ، استیو زاش و سنگ وو کوان در دیگر نقش‌های مهم این اکشن ماجراجویانه بازی‌کرده‌اند.

فیلم تازه جکی‌چان در شرایطی به روی پرده سینماها می‌رود که این بازیگر رزمی کار از فعالیت‌های هنری خود به مقدار زیادی کاسته است.

منتقدان سینمایی دلیل اصلی این امر را پیری وی اعلام کرده‌اند و می‌گویند او دیگر نمی‌تواند مثل دو یا سه دهه قبل جنب و جوش و تحرک زیادی داشته باشد.

این کمدین رزمی کار سرشناس آسیای جنوب شرقی، قرار است بزودی در قسمت تازه‌ای از مجموعه فیلم کمدی اکشن پلیسی «ساعت شلوغی» بازی کند.

قسمت چهارم این فیلم هم‌اکنون در مرحله پیش‌تولید قرار دارد و پیش‌بینی می‌شود کلید فیلم‌برداری آن برای سال 2014 زده شود.

**************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/13920713000075_PhotoA.jpg

 

تهیه‌کنندگان مجموعه فیلم ترسناک و دلهره‌آور «جیغ» می‌گویند پنجمین قسمت آن، آخرین قسمت آن خواهد بود و قسمت دیگری از این مجموعه فیلم ساخته نخواهد شد.

هاروی وینستن مدیر شرکت فیلم‌سازی وینستن که تهیه کننده این مجموعه فیلم است، خبر تولید قسمت آخر آن را به صورت رسمی اعلام کرد.

این تهیه‌کننده قدیمی سینما می‌گوید «جیغ 5»را با همکار برادرش باب وینستن تهیه خواهد کرد. اما هنوز زمانی برای شروع فیلم‌برداری آن اعلام نشده است.

تا به حال معلوم شده که نیو کمپل بازیگر اصلی این مجموعه فیلم ترسناک، دوباره در نقش اصلی قسمت پنجم بازی می‌کند و یک بار دیگر کاراکتر سیدنی ماجراجو را به روی پرده سینما برمی‌گرداند.

به نوشته سایت اینترنتی ددلاین، دیوید آرکت هم از جمع بازیگران قبلی «جیغ» با قسمت پنجم آن همکاری خواهد داشت. نام بقیه بازیگران فیلم هنوز اعلام نشده است.

کار نگارش فیلم‌نامه «جیغ 5»از چند هفته دیگر شروع خواهد شد و شرکت فیلم‌سازی وینستن، نام فیلم‌نامه نویس آن را اعلام خواهد کرد.

به گفته هاروی وینستن:« تماشاگران قسمت چهارم «جیغ» را دوست داشتند. به همین دلیل قصد داریم با قسمت پنجم آن ،یک پایان خوب را برای این مجموعه فیلم ترسیم کنیم.»

بحث پایان تولید مجموعه فیلم «جیغ» پس از تولید قسمت پنجم آن، در حالی اعلام می‌شود که وس کریون کارگردان قسمت چهارم فیلم در سال 2011 گفت این فیلم شروع یک تریلوژی (سه گانه) تازه برای این مجموعه فیلم است.

این فیلم ساز در گفت‌وگوی دیگری هم تولید «جیغ 5»را جزو کارهای اصلی خودش و تهیه‌کنندگان آن اعلام کرد و گفت این فیلم حتما ساخته خواهد شد.

وس کریون هم صحبتی درباره زمان شروع کار فیلم برداری پنجمین قسمت این مجموعه فیلم پر فروش نکرده و حتی درباره زمان احتمالی کار شروع فیلم‌برداری هم اظهار نظر نکرده است.

«جیغ 4» در سال 2011 فقط 38 میلیون دلار در آمریکای شمالی فروش کرد. ولی تماشاگران دیگر کشورهای جهان حدود 100 میلیون دلار برای تماشای آن پول خرج کردند.

این فیلم با هزینه تولید 40 میلیون دلاری ساخته شد و اگر چه در آمریکا فروش زیادی نکرد، ولی استقبال تماشاگران خارجی از آن خوب بود.

قصه مجموعه فیلم «جیغ» درباره دختر جوانی به نام سیدنی است که همراه دوستان هم کلاسی اش درگیر مبارزه و مقابله با چند دانشجوی قاتل ناشناس می‌شوند.این جوانان قاتل ماسک عجیب و غریبی را به صورت می‌زنند که نام صورت شبحی شناخته می شود.

قسمت اول فیلم در سال 1996 ساخته شد و سه قسمت بعدی آن در سال‌های 1997، 2000 و 2011 به روی پرده سینماها رفتند.

********************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/13920713000087_PhotoA.jpg

 

پل جیاماتی بازیگر غیرمتعارف در قسمت سوم مجموعه فیلم ابرقهرمانانه و کمیک استریپی «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز» در یک نقش مهم منفی بازی می‌کند.

این بازیگر  51 ساله در این فیلم در نقش کاراکتر رینو بازی می‌کند. این کاراکتر در قسمت دوم فیلم هم بازی دارد.

سومین قسمت نسخه احیا شده «مرد عنکبوتی/ اسپایدرمن» برای دهم ژوئن سال 2016 به روی پرده سینماهای آمریکای شمالی خواهد رفت.

این در حالی است که تهیه‌کنندگان این مجموعه فیلم، از حالا چهارم ماه مه سال 2018 را هم به عنوان زمان اکران عمومی قسمت چهارم آن اعلام کرده‌اند.

پل‌ جیاماتی در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد قرارداد بازی در سومین قسمت «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز» را به صورت رسمی امضا کرده است.

اما با وجود آن که گاماتی در قسمت سوم بازی دارد، اما هنوز خود او نمی‌داند در قسمت چهارم هم حضور و بازی خواهد داشت یا خیر.

این در حالی است که جیمی فوکس بازیگر اسکار گرفته سینما، مدتی قبل اعلام کرد در هر دو قسمت سوم و چهارم «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز» در نقش کاراکتر منفی اصلی قصه ظاهر خواهد شد.

با این وجود، پل جیاماتی می‌گوید از این که برای بازی در سومین قسمت فیلم دعوت شده، شگفت‌زده شده و انتظار آن را نداشته است.

به گفته او: «وقتی با من تماس گرفتند و گفتند کاراکتر من (که یکی از دشمنان مرد عنکبوتی است)در قسمت سوم این مجموعه فیلم هم حضور دارد، خیلی تعجب کردم.»

به نوشته سایت اینترنتی موویز، شرکت سونی که تهیه‌کننده مجموعه فیلم «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز» است، قسمت دوم آن را برای دوم ماه مه سال آینده میلادی به روی پرده سینماهای آمریکای شمالی می‌فرستد.

اندرو گارفیلد یک بار دیگر در این فیلم در نقش پیتر پارکر/مرد عنکبوتی بازی می‌کند و این بار، درگیر مبارزه با کاراکتر الکترا ( با بازی جیمی فوکس) و رینو می‌شود.

اما استون، دین دهان، سالی فیلد، مارتین شین و فلیسیتی جونز هم در فیلم بازی دارند، کارگردانی «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز 2» را مارک وبر (سازنده قسمت اول آن )انجام داده است.

قسمت اول فیلم که به احیای مجموعه فیلم موفق «مرد عنکبوتی» ( با بازی توبی مگوآتر) پرداخت، در سال 2012 به روی پرده سینماها رفت.

این فیلم در جدول گیشه نمایش سینماهای آمریکای شمالی حدود 262 میلیون دلار فروش کرد. رقم هزینه‌های تولید این فیلم حدود 230 میلیون دلار بود.

***********************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/13920202000022_PhotoA.jpg

 

گیلرمو دل‌تورو فیلم‌ساز مکزیکی تبار سینما، با انتخاب بازیگران اصلی کار تازه‌اش «قله‌ای به رنگ خون» برودی کلید فیلم‌برداری این درام ترسناک را می‌زند.

تام هیدلسون بازیگر بریتانیایی تبار سینما که در مجموعه فیلم «تور» بازی کرده، تازه‌ترین بازیگری است که به این فیلم پیوسته است.

هیدلسون جایگزین بندیکت کامبرباخ شده است که اتفاقاً او هم انگلیسی تبار است. کامبرباخ ماه گذشته اعلام کرد از بازی در فیلم تازه دل‌تورو انصراف داده است.

با این حال، هنوز معلوم نیست علت اصلی کناره‌گیری این بازیگر «سفرهای ستاره‌ای به درون تاریکی» از همکاری با «قله‌ای به رنگ‌خون» چه بوده است.

تا به حال بازیگران جوانی مثل چارلی هونام، میا واسیکوفسکا و جسیکا جاستین برای بازی در چند نقش اصلی و مهم این فیلم انتخاب شده‌اند.

هنوز قرار است چند بازیگر دیگر نیز به جمع بازیگران این درام ترسناک و دلهره‌آوربپیوندند. نام این بازیگران هم تا چند هفته دیگر اعلام خواهد شد.

قصه فیلم درباره جوان نویسنده‌ای به نام ادیت کوشینگ است که بر اثر اتفاقی متوجه می‌شود همسر خون گرم و مهربانش همان کسی نیست که در ظاهر به نظر می‌آید.

این نویسنده جوان تلاش می‌کند پی به هویت واقعی و پنهان همسرش ببرد و نتیجه تلاش او، کشف واقعیتی است که زندگی‌اش را دستخوش یک تغییر بزرگ می‌کند.

به نوشته سایت اینترنتی موویز، قبل از این گفته شده بود کلید فیلم‌برداری «قله‌ای به رنگ خون» اوایل ماه ژانویه سال 2014 زده خواهد شد.

اما گیلرمو دل تورو در تلاش است تا آن را قبل از پایان سال جاری میلادی جلوی دوربین ببرد. تهیه کنندگان فیلم هنوز پاسخی به درخواست وی نداده‌اند.

شرکت مستقل فیلم‌سازی لجندری پیکچرز که امر تولید فیلم را به عهده دارد، چند ماه قبل که بحث ساخت آن در رسانه‌های گروهی مطرح شد، ژانویه سال آینده مبلادی را به عنوان زمان شروع فیلم‌برداری اعلام کرد.

آخرین فیلم گیلرمو دل‌تورو روی پرده سینماها «پاسیفیک ریم» بود که با حال و هوای علمی تخیلی و اکشن خود، تابستان امسال به روی پرده سینمای آمریکای شمالی رفت.

این فیلم با فروش 101 میلیون دلاری خود مورد توجه زیاد تماشاگران قرار نگرفت. هزینه تولید این فیلم کم فروش، حدود 190 میلیون دلار بوده است.

دل‌تورو در مصاحبه‌ای اعلام کرد احتمال زیادی وجود دارد قسمت دوم این فیلم را هم کارگردانی کند. اما این بار هزینه‌های تولید آن بسیار کمتر از قسمت اول آن خواهد بود.

**************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/16.07/13920623000288_PhotoA.jpg

 

اولین سریال «فریبرز عرب‌نیا» با اضافه شدن بازیگران جدیدی نظیر آرش مجیدی، عمار تفتی و شهرام عبدلی، ۲۰ مهرماه در خانه مخروبه‌ای اطراف تهران کلید می‌خورد.

پیش از این برخی عوامل سریال رنگ شک به کارگردانی فریبرز عرب‌نیا انتخاب شده بودند و به تازگی آرش مجیدی، عمار تفتی و شهرام عبدلی نیز به جمع بازیگران اضافه شدند.

بنا بر این گزارش، آرش مجیدی در این سریال نقش مقابل عرب‌نیا را ایفا می‌کند.

«رنگ شک» به تهیه‌کنندگی بهروز خوش رزم قرار است ۲۰ مهرماه در لوکیشن خانه‌ای مخروبه در حوالی تهران کلید می‌خورد.

منزل پدر رویا، ستاد مبارزه با مواد مخدر، حفاظت، اطلاعات نیروی انتظامی و متروی تهران از جمله لوکیشن‌های این کار است. تصویربرداری در تهران انجام می‌شود و امکان این وجود دارد که برای ضبط برخی از صحنه‌ها گروه به منطقه لواسانات بروند.

این سریال با حضور بازیگرانی نظیر فریبر عرب‌نیا، آرش مجیدی، شهرزاد کمال‌زاده، صالح میرزاآقایی، معصومه آقاجانی، حمیدرضا هدایتی، امیر مولوی، رضا نوری، پیام لاریان، طوفان مهردادیان و محمدرضا شیرخانلو و با حضور شاهرخ فروتنیان عمار تفتی و شهرام عبدلی ساخته می‌شود.  

فهرست برخی از عوامل پشت دوربین که حضورشان در این پروزه قطعی شده، عبارت است از: مدیر تصویربرداری: حسن اسدی، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: اکبرنصیری، دستیار دوم کارگردان: ارسطو خوش رزم، مدیر تولید: مهدی بدرلو،صدابردار: علی گراکویی، طراح گریم: محسن موسوی، اجرای گریم: آفرین صادقی، پژمان بنفشه خواه، مدیر تدارکات: پرویز کاظم لو، عکاس: مسعود پاکدل.

فیلمنامه این اثر را فریبرز عرب نیا نوشته و داستان یک افسر نیروی انتظامی را روایت می‌کند که ماموریت می‌یابد تا وارد یک باند بسیار مخوف مواد مخدر شود و به دلیل فوق سری بودن عملیات تنها یکی از فرماندهان مافوق او از این ماموریت مطلع است و در این راه با مشکلات متعددی مواجه می‌شود.
«رنگ شک» در ۵ قسمت ۴۰ دقیقه‌ای در مرکز سیمافیلم تولید می‌شود.

********************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/16.07/IMAGE634852043102457870.jpg

 

امیر جعفری بازیگر سینمای ایران در مورد سخنان اخیر نتانیاهو؛ نخست وزیر رژیم صهیونیستی مطالبی را در فیسبوک خود منتشر کرد.

متن آخرین وشته امیر جعفری در فیسبوک خود به شرح زیر است؛

حالا سیاست خارجی هم چون سیاست داخلی، وارد بحث هنرمندان کشور شده است.امیر جعفری در تازه‌ترین پست فیس‌بوک‌اش به سخنان بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی واکنش نشان داد.

من و شلوار جین و موزیک غربی...

پندی از کوچک‌ترین عضو یک تمدن ۷۰۰۰ ساله به طفلی شرور از جغرافیای خودساخته و کوچک ۶۵ ساله:

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/16.07/caffecinema-amirjafari-004.jpg

 

- اگر در مورد چیزی اطلاع کافی نداری اظهارنظر نکن تا عمق فاجعه‌بار حماقتت نمایان نشه! تو و جغرافیای خودساختت (که اصلا به رسمیت نمی‌شناسیمت) کوچکتر از اونی که بخوای راجع به مهد تمدن و مردم نجیبش صحبت کنی. بهترین و پاک‌ترین انسان‌ها برای استقلال وعزت و اقتدار این کشور شهید و جانباز شدن تا یک وجب از خاک این مملکت دست تو و امثال تو نیفته که اگر می‌افتاد, امروز شلوار به تن‌مون نبود چه برسه به جینش. مردم ما مردم نجیب و اصیلی هستن که برای پیشرفت و آبادی کشورشون با جان و دل زحمت می‌کشن وهمه مشکلات و سختی‌ها رو با صبر و حوصله خودشون حل می‌کنن, نیازی نیست شما نگران‌شون باشی. مردم ایران بر خلاف شما و همفکرات, نه تنها برای خودشون و دولت و کشورشون که برای همه دنیا و بشریت صلح و آرامش می‌خواد. اون مردی که شما باهاش کل کل می‌کردی و رعب و وحشت راه می‌نداختی تو دنیا تا مدیریت جهانی کنی, رفت و به تاریخ پیوست (بپا تو رم لولو نبره!). همهء دنیا دیدن که چطور ۷۳٪ مردم ایران امیدوارانه با شلوار جین اومدن و رای به تغییر و اصلاح و اعتدال همین نظام و کشور دادن, ظاهرا شما خواب بودی و ندیدی... راستی چیزی داری از جغرافیات که ۷۰ سالش باشه؟! قدمت خودت و جغرافیای خودساختت از زمان اولین زایمان مادربزرگ منم کمتر! چه برسه به این که اصلا بفهمی ۷۰۰۰ سال تمدن یعنی چی؟!...
حرف زیاده واسه گفتن, ولی همین کافیه واست. سایز این حرف‌ها نیستی که واسه ما کری بخونی. برو بشین نقاشیتو بکش بفرست سازمان ملل, زیرشم بنویس نتانیاهو ۵ ساله از تل‌آویو ...

**************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0717/16.07/162750_wfkmtmb.jpg

 

داریوش مهرجویی که قصد دارد «اشباح» را به جشنواره فیلم فجر برساند همچنان در جستجوی بازیگران فیلمش است.

داریوش مهرجویی بیان کرد: ««اشباح» در حال پیش تولید است و به دلیل اینکه چند شخصیت زن در این فیلم وجود دارد، مذاکراتی با چند بازیگر انجام شده اما هنوز چیزی قطعی نشده است.»

او با اشاره به اینکه پیش از قطعی شدن انتخاب بازیگر زن باید یک بازیگر مرد را پیدا کند، گفت: «من به دنبال یک مرد جوان خوش‌چهره بیمارگونه با حدود ۲۰ تا ۲۴ سال سن هستم تا بعد براساس شخصیت و چهره او، مادر، خواهر و دیگر اعضای خانواده‌اش را انتخاب کنم. به همین دلیل هنوز حضور هیچ کدام از بازیگرانی که با آن‌ها مذاکره شده نه قطعی است و نه منتفی.»

کارگردان فیلم «نارنجی‌پوش» ادامه داد: «همچنین اسم هیچ بازیگری را در حال حاضر نمی‌توانم مطرح کنم چون این کار باعث تنش و مخل آسایش می‌شود و هر اسمی که به میان آید ممکن است بازیگران دیگری تصور کنند، فرد دیگری جایگزین آن‌ها شده است در حالی که اینطور نیست.»

مهرجویی با بیان اینکه به جز هدیه تهرانی، طناز طباطبایی و علی مصفا که نام آن‌ها در رسانه‌ها به عنوان بازیگران «اشباح» ‌مطرح شده، در حال مذاکره با بازیگران زیاد دیگری نیز است خاطرنشان کرد: «خوب است رسانه‌ها کمی تأمل کنند تا پس از قطعی شدن انتخاب عوامل و بازیگران به طور رسمی به آن‌ها اعلام کنیم، چرا که وقتی یک فیلمساز می‌خواهد فیلمی را بسازد، بازیگران مختلفی را کاندید می‌کند و بررسی‌هایی را از جهات گوناگون از جمله تناسب میان تمام بازیگران انجام می‌دهد. این قضیه در فیلم «اشباح» اهمیت بیشتری دارد چون ما با یک فامیل سروکار داریم و باید بازیگران به هم بیایند.»
او همچنین درباره اینکه «اشباح» به جشنواره فجر می‌رسد یا خیر؟ گفت: «قصد داریم برای جشنواره فجر آماده شود که اگر زود‌تر فیلم را آماده کنیم آن را در جشنواره سی‌ودوم فیلم فجر نمایش خواهیم داد.»

**********************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/177002.jpg

 

علی کریمی چندان اهل تلویزیون دیدن و دنبال کردن سریال ها نیست. جادوگر که همیشه زندگی حرفه ای و منظمی را دنبال می کند، به خاطر ساعت صرف شام و خوابش چند قسمت بیشتر از برنامه نود را ندیده است. البته همین علی کریمی که در مورد آن صحبت می کنیم، گاهی سریال زیر آسمان شهر را چنان دنبال می کرد که به خاطر آن حتی قید برنامه های دیگر خود را می زد.

به هر حال جادوگر محبوب فوتبال ایران این شب ها یکی از بینندگان سریال پژمان است. کریمی با توجه به نگرش و قلم جادویی پیمان قاسم خانی که مثل چماق مدام روی سر پژمان فرود می آید، در مورد پربیننده ترین سریال این شب های تلویزیون ایران هم صحبت های جالبی می کند: «سریال خوبیه. توی این چند شب هم سریال رو دیدم اما به نظر من خود هنرپیشه ها و بقیه قشرها هم یکسری مسائل و مشکلاتی دارن که می شد به اونها هم اشاره کرد. من نمی گم فوتبالیست ها ایرادی ندارن و همه چیز درسته ولی به هر حال یکسری چیزهای مثبت هم هست که می شد به اونها پرداخت. البته الان نمی شه در مورد این قضیه نظر داد ... فعلا خیلی زودهکه بخوایم قضاوت کنیم ولی امیدوارم که داستان به این سمت و سو بره.»

هرچند کریمی نمی دانست که ما پس از گفتگو با او، با پیمان قاسم خانی تماس می گیریم ونظر او را در مورد جادوگر می گیریم ولی این کار اتفاق های جالبی را به همراه داشت. پیمان قاسم خانی که کلا اهل مصاحبه نیست، برای دومین بار در طی چند روز گذشته با «گل» به صحبت پرداخت: «تحت هر شرایطی هر چی علی آقا بگه درسته! ما علی آقا رو اونقدر دوست داریم که مقابل ایشون حرفی برای گفتن نداریم. خیلی خوشحالم که علی کریمی سریال ما رو دیده ولی در مورد موضوع درستی که ایشون گفته، باید بگم که ما توی قسمت های آینده یکسری از هنری ها رو هم وارد داستان می کنیم و اتفاقا خودزنی جالبی انجام می دیم!»

علی کریمی که از طریق دوستانش در جریان مصاحبه پیمان قاسم خانی با «گل» قرار گرفته بود، از تعریف و تمجیدهای بهترین نویسنده طنز ایران در مورد خودش به وجد آمده بود: «همانطور که شما هم می گین پیمان قاسم خانی یکی از بهترین نویسنده های ایرانه. از طرف من به پیمان قاسم خانی بگین که من کارهای ایشون رو دوست دارم و برام خیلی جالبه که ایشون هر چی می نویسه، می گیره و مردم ازش استقبال می کنند.از طرف من به بچه های سریال پژمان خسته نباشین بگین و امیدوارم که توی قسمت های بعدی این سریال بهتر و پربیننده تر بشه.»

پیمان قاسم خانی به شدت فوتبالی است، پس از صحبت های علی کریمی از خاطرات ورزشی اش در مورد جادوگر می گوید: «من کریمی رو از وقتی می شناختم که سالنی بازی می کرد. اون موقع خود ما هم فوتسال بازی می کردیم و من کریمی رو از همون سال ها به خوبی می شناختم. همیشه پیش خودم می گفتم که اگه این بازیکن تکنیکی بیاد توی فوتبال چه اتفاق خوبی می افته و بالاخره هم شنیدم کریمی وارد فوتبال شده و خیلی طول نکشید که علی آقا خودش رو نشون داد و به یک اسطوره بزرگ تبدیل شد.»

وقتی به قاسم خانی می گوییم که کریمی به راحتی از سریال پژمان انتقادهایی داشته، چنین می گوید: «از علی کریمی به این دلیل خوشم میاد که حرفش رو بدون رودربایستی و مشکلی می زنه. کریمی یکسری خصوصیات اخلاقی جالب داره که برای من خیلی محترم و قابل توجه است. کریمی اگر از ما و سریال ما انتقادی هم داشته باشه، ما حرفی نمی زنیم چون از پس جادوگر برنمیایم (خنده) البته خواهش من از کریمی اینه که قسمت های بعدی رو ببینه و منتظر وارد شدن ماجراهای هنری ها به داستان باشه.»

**********************

« نمی‌توانم بگویم سینما را بیشتر دوست دارم یا تئاتر را، رادیو بیشتر سرحالم می‌کنم یا دوبله، همه‌شان مثل بچه‌هایم هستند. من اگر دو روز از بچه‌ام بی‌خبر باشم، کلافه می‌شوم»

این گفته‌ها بخشی از صحبت‌های شمسی فضل‌اللهی، بازیگر قدیمی سینما و تئاتر ایران است که قرار است در جشنواره‌ی فیلم کودک و نوجوان اصفهان برای او بزرگداشتی برگزار شود.

فضل‌اللهی متولد آذرماه 1320 است و دقیقا مثل مادربزرگ‌های مهربان وقتی صحبت می‌کند، لبخند از روی لبانش کنار نمی‌رود. فقط شاید یک فرق با مادربزرگ‌های معمولی دارد. او می‌گوید هر چند روز یک‌بار، می‌نشیند پشت کامپیوتر و دوستان فیس‌بوکش را سر و سامان می‌دهد و ایمیلش را چک می‌کند، البته وقتی بحث گوشی تلفن همراه هم به میان می‌آید، نشان می‌دهد که اطلاعاتش در این زمینه هم تکمیل است!

وقتی قرار است با او گفت‌وگو کنیم، فکر می‌کنیم خیلی راحت قرار مصاحبه می‌گذارد اما سرش شلوغ‌تر از این حرف‌هاست؛ صبح‌ها فردوسی‌خوانی و حافظ‌خوانی دارد و بعضی روز‌ها هم رادیو برنامه اجرا می‌کند. به این مشغله‌ها، بازی در فیلم‌های سینمایی و تئاتر «دایی وانیا» را هم اضافه کنید که به‌قول خودش باعث شده یکی از مشغله‌های روزمره‌اش تمرین کردن فیلمنامه و نمایشنامه باشد!

یکی از بهانه‌های این گفت‌وگو، اشتباهات زیادی است که سایت‌های مختلفی در درج رزومه کاری‌ این هنرمند داشته‌اند و باعث شده او از آن‌ها خیلی شاکی باشد.

فضل‌اللهی می‌گوید: «کارنامه یک هنرمند، حیاتی‌ترین بخش زندگی‌اش است» و به همین دلیل وقتش را خالی می‌کند تا در خانه میزبان خبرنگاران ایسنا باشد؛ خانه‌ای که مثل خانه همه‌ی مادربزرگ‌ها به‌شدت تمیز و مرتب است، روی دیوارش عکس‌های فرزند‌ان و نوه‌هایش دیده می‌شود و روی میز، میوه و تنقلات برای مهمان‌ها چیده شده است.

بحث خیلی زود، شروع می‌شود. او می‌گوید: «مادرم نام "شهرزاد" را خیلی دوست داشت و به‌همین دلیل اصرار داشت که همه مرا «شهرزاد» صدا کنند».

این بحث سرآغاز تمام آن اشتباهاتی است که در روزمه‌ی کاری این هنرمند آمده است و بهانه‌ای می‌شود تا با طرح این مباحث، خاطراتش از 55 سال فعالیتش در سینما، تئاتر، رادیو و دوبلاژ را مرور بکند. خاطراتی که برای گفتن‌شان لبخند از لبانش محو نمی‌شود، مگر جایی که می‌خواهد از یکی دو سال کار نکردنش، بگوید.

 

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/shamsi%20fazlollahi7.JPG

«شهرزاد» صدایم می‌کردند و همین باعث اشتباه شد

شمس فضل‌اللهی در ابتدا می‌گوید کارنامه کاری که برخی سایت‌ها برای او ذکر کرده‌اند اشتباهات فاحشی دارد تا جایی که او قبل از انقلاب تنها 6 فیلم سینمایی بازی کرده اما این سایت‌ها بازی در 32 فیلم را برایش ذکر کرده‌اند!

فضل‌اللهی: « دلم خیلی می‌سوزد. اگر موضوع تنها اشتباه گرفتن یک نام هنری بود، اشکال نداشت اما مهم این است که کل رزومه کاری من و چند نفر دیگر با این اشتباه خدشه‌دار می‌شود.

پدر و مادرم نام «شهرزاد» را خیلی دوست داشتند اما اسمم را در شناسنامه «شمسی» گذاشته بودند. البته این کار خیلی چیز غریبی نیست چون همین الان هم می‌بینیم که اسم شناسنامه‌ای بعضی‌ها با اسم اصلی‌شان متفاوت است. یادم می‌آید حتی آن موقع که هفت، هشت ساله بودم، خودم نام «شمسی» را بیشتر دوست داشتم چون خلاصه‌تر بود اما مادرم اصرار داشت که در خانه و در فعالیت‌های هنری‌ام مثل تئاتر از نام «شهرزاد» استفاده کنم. با همین نام هم وارد سینما و تئاتر شدم.

سال 1336 به عنوان شاگرد کلاس تئاتر تهران، وارد این حرفه شدم. همچنین ورودم به سینما هم با ایفای نقش کوتاهی در «آسمان جل» آقای وحدت بود. در کل من فقط شش فیلم قبل از انقلاب بازی کرده بودم اما الان اگر برخی سایت‌ها را ببینید، مشاهده می‌کنید که 33، 34 فیلم برایم ذکر شده است!

حتی سال تولد من را هم به اشتباه 1316 ذکر کرده‌اند. آنطور که من متوجه شدم، این تاریخ تولد برای خانمی با نام فخری یا فخرالزمان (نام فامیلی‌شان را نمی‌دانم) بوده که با نام «شهرزاد» در تئاتر و فیلم‌های آقای عنایت‌الله بایگان بازی می‌کردند!»

من کِی در «قیصر» بازی کردم؟!

فضل‌اللهی: « برایم جالب است که در تمام این سال‌ها هیچ‌کس نپرسید که تو این فیلم‌ها را کِی بازی کردی؟! مثلا در سایت‌ها نوشته‌اند که در «قیصر»، «داش آکل»،‌ «قلندر»، «تنگنا» و شاید چند فیلم دیگر بازی کرده‌ام در حالی که این‌طور نبود و در واقع من را با خانم کبری سعیدی اشتباه می‌گیرند. من قبل از انقلاب تنها در شش فیلم «آسمان جل»، «قاصد بهشت»، «شانس و عشق و تصادف»، «عسل تلخ»، «کلید» و «فرار» ‌بازی کرده‌ام.

باور کنید بارها سعی کرده‌ام با مسوولان این سایت‌ها تماس بگیرم و بگویم که این اشتباه را درست کنند اما هیچ‌کس پاسخگو نیست. از طریق سایت که اصلا به ایمیل‌ها و پیغام‌هایم جواب ندادند. چندین پیغام و پسغام هم داده‌ام ولی کسی محل نگذاشت. شاید بعضی‌ها بپرسند "خُب این چه اشکالی دارد و اصلا چه اهمیتی دارد؟" اما برای یک هنرمند رزومه‌اش بسیار حیاتی است. ضمن آنکه من دلم برای آن بازیگرانی که به اشتباه اسم من را جایشان نوشته‌اند می‌سوزد، بالاخره آن‌ها هم زحمت کشیده‌اند. آن‌ها هم دل‌شان به رزومه‌شان، خوش است. مگر هنرمند چه چیز دیگری غیر از کارنامه‌کاری‌اش دارد؟ »



http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/shamsi%20fazlollahi8.JPG

 

در تیتراژی می‌نوشتند «شمسی فضل‌الهی» و در تیتراژ دیگه «شهرزاد فضل‌الهی»!

فضل‌اللهی: « «شهرزاد» نامی بود که مرحوم مادرم مرا با آن صدا می‌زد و اصرار داشت که از آن در کارهایم استفاده کنم. تا سال 41 که می‌خواستم به رادیو بروم، رییس آن موقع رادیو به مادرم گفت "چرا می‌خواهید اسم خوب دخترتان را عوض کنید؟ بگذارید با اسم خودش در حرفه‌اش شناخته شود" و مادرم هم دید، حرف منطقی‌ای می‌زند و قبول کرد و از آن به بعد دیگر با نام «شمسی فضل‌اللهی» کار می‌کردم. البته این هم باعث نشد که اشتباه‌ها کاملا تمام شود، چون یادم می‌آید در تیتراژ فیلم‌های «فرار» و «کلید» ‌همین اشتباه تکرار شد. در تیتراژ یکی از آن‌ها نوشته بود «شهرزاد فضل‌اللهی» و در دیگری «شمسی فضل‌اللهی». بعد از «کلید» هم که دیگر از سینما بیرون رفتم و ترجیح دادم در همان رادیو و تئاتر ادامه فعالیت بدهم.»

«کلید» خیلی اذیتم کرد و ترجیح دادم در سینما کار نکنم

فضل‌اللهی: « در فیلم «کلید» آقای محمد نوذری، من و «گریگوری مارک» نقش‌های اول را داشتیم. فیلم را شروع کرده بودیم که آقای نوذری سرطان گرفت، فوت کرد و کار خوابید. خیلی غصه داشتیم چون آقای نوذری هم فیلمبردار و هم کارگردان خوب و خوش‌فکری بود. تهیه‌کننده خیلی دنبال کسی می‌گشت که بتواند به اندازه ایشان خوش‌ فکر باشد و در نهایت با آقای ژرژ لیشچنسکی لهستانی توافق کرد و کار را دوباره کلید زدیم. پس از چندی، آقای ژرژ هم مریض شد و فوت کرد و دوباره کار تعطیل شد. جالب است که آن زمان مادرم می‌گفت: "بهشان بگو صدقه بدهند و قربانی کنند که کارشان پیش برود، مگر این کارها را بلد نیستند؟!"

در هر صورت کار به کارگردان سوم، یعنی آقای شباویز سپرده شد و ایشان «کلید» را تمام کرد. تا اینجایش خیلی اذیت شده بودیم و فکر می‌کردیم دیگر راحت شدیم اما وقتی فیلم را دیدم واقعا مبهوت مانده بودم. چون یکسری از سکانس‌هایی که قبلا نداشتیم را در تدوین مشاهده می‌کردم و آنچه می‌دیدم اصلا با آنچه در فیلمنامه خوانده بودم همخوانی نداشت! همین شد که تصمیم گرفتم، دیگر فیلم بازی نکنم و به تئاتر، رادیو و کار دوبله‌ام مشغول باشم.


البته تصمیمم هم مثل بعضی از بازیگران فعلی نبود که خداحافظی می‌کنند و چند وقت بعدش دوباره می‌آیند جلوی دوربین. حتی یادم می‌آید سال 42 برای مذاکره به دفتر آقای گلستان رفتم و زنده‌یاد فروغ فرخزاد هم آنجا بود. آقای گلستان به من گفت: «من و آقای غفاری داریم یک فیلم می‌سازیم که می‌خواهیم تو در آن بازی کنی» اما تجربه تلخ «کلید» اجازه نداد که قبول کنم. در واقع بعد از فیلم «کلید» تا سال 64 - 65 دیگر فیلمی بازی نکردم.»

ازدواج، بچه‌داری و وسوسه‌بازی در سینما

وقتی از او می‌پرسیم که در تمام آن 22، 23 سال وسوسه نشدید که در فیلمی بازی کنید، اول می‌خندد و پاسخ می‌دهد: سرم خیلی شلوغ بود و اصلا وقت نمی‌کردم که وسوسه شوم! (خنده)

فضل‌اللهی: «من سال 43 ازدواج کردم و بچه‌دار شدم. آن‌موقع کار دوبله و تئاتر انجام می‌دادم و طبیعتا بچه‌داری هم خیلی وقتم را می‌گرفت. آن زمان می‌خواستیم با آقای پرویز پورحسینی کار جدیدتری در تئاتر نسبت به آنچه انجام می‌شد، انجام بدهیم بنابراین با خانم شهرو خردمند، اولین نمایشنامه‌ی کارگاه به نام «تشنگی و گشنگی» اثر اوژن یونسکو را با کارگردانی آربی آوانسیان تمرین می‌کردیم. واقعا فعال بودم و وقت وسوسه شدن برای بازی در فیلم را نداشتم.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/shamsi%20fazlollahi6.JPG

 

هنر مثل بچه آدم است که باید بزرگش کنی. همه می‌توانند خوب بچه‌داری کنند؟ نه!

شمسی فضل‌اللهی از معدود هنرمندانی است که در طول دهه‌های فعالیت حرفه‌ای‌اش، بازی در تئاتر و سینما را تجربه کرده، سال‌ها پشت میکروفن رادیو نشسته و یکی از دوبلور‌های حرفه‌ای و پیشکسوت ایران نیز به‌حساب می‌آید که صداپیشگی «بامزیِ» دوست‌داشتنی، تنها یکی از نقش‌آفرینی‌های هنرمندانه‌اش است.


فضل‌اللهی: «من خدا را شکر می‌کنم که چنین موقعیتی به من داد. استعدادم هم طوری بود که توانستم خودم را در سینما، تئاتر، رادیو و دوبله نشان دهم و تجربه خوبی کسب کنم. واقعا نمی‌توانم، بگویم کدامش را بیشتر دوست داشتم یا دارم. برای یک هنرمند، هنر مانند بچه‌هایش هستند که در زندگی‌اش رسوخ می‌کند. یک مادر وقتی صبح از خواب بیدار می‌شود، دیگر فکر نمی‌کند که به بچه‌اش باید برسد و غذا بدهد و... . این‌ها کارهای روزمره‌اش است. هنر هم همین است. یک‌وقت‌هایی می‌شود که نشسته‌ام جلوی تلویزیون و کارهایم را انجام می‌دهم، یکهو خیلی ناخودآگاه به ذهنم می‌آید که ای وای! من دو روز است که متن تئاترم را تمرین نکرده‌ام، مثل اینکه یادم می‌افتد که باید به پسر یا دخترم زنگ بزنم.

یادم می‌آید خیلی وقت قبل، آقای اکبر نبوی (کارشناس سینما و روزنامه‌نگار قدیمی) از من پرسید که «بازیگری چه حسی است؟» گفتم شاعر چگونه شعر می‌گوید؟ اصلا شاعر کیست؟ چرا من و شما نمی‌توانیم کار شاعر را انجام دهیم؟ او با همان کلماتی که ما استفاده می‌کنیم، شعر می‌گوید در حالیکه ما در جمله‌سازی‌اش هم مشکل داریم!

کار خود شما، روزنامه‌نگاری هم همین شکل است، خیلی‌ها سواد دارند اما مگر این دلیل می‌شود که روزنامه‌نگار شوند؟! قطعا خیر. سختی دارد، دوندگی‌ دارد، کار دارد، علاقه می‌خواهد. بازیگری هم مثل همین‌ کارهاست.

من فکر می‌کنم باید یک توانایی‌هایی در درون افراد باشد. اگر اتفاقات درون آدم‌ها با حرفه‌شان سازگار شود، آن‌وقت شکوفا می‌شوند؛ می‌شوند خیلی از هنرمندان بزرگ معاصر که می‌شناسیمشان.

توانایی باید در درون آدم باشد. توانایی روزنامه‌نگاری در درون شماست و توانایی بازیگری در درون من. من براساس ضمیر ناخودآگاهم هرچه می‌بینم را تحلیل می‌کنم که چگونه باید بازی‌اش کنم. البته این بدین‌معنی نیست که مردم را زیرنظر بگیریم که چگونه رفتار می‌کنند، نه. اثر رفتار افراد روی ذهن یک بازیگر باقی می‌ماند و وقتی در آینده بخواهد نقشی بازی کند، از مجموعه الگوهایی که در پَسِ ذهنش نقش بسته استفاده می‌کند.»

کدام کارم را بیشتر دوست دارم؟ واقعا نمی‌دانم!


فضل‌اللهی: برایم خیلی سخت است که بگویم از کدام کارم بیشتر لذت می‌برم. چون برای من «لحظه‌های کار» لذت‌بخش است. می‌خواهید بدانید کدام برایم لذت‌بخش‌تر است؟ فقط یک پاسخ دارم که بگویم: لحظه‌ای در رادیو که قطعه‌ای را به‌خوبی اجرا می‌کنم، لحظه‌ای در سینما که سه، دو، یک می‌گویند و نقشم را درست بازی می‌کنم، لحظه‌ای در تئاتر که روی صحنه هستم و دیالوگم را مطمئن و با حس درست می‌گویم و لحظه‌ در دوبله که متوجه می‌شوم صدایم با لب، دهن، حرکت ماهیچه‌های صورت و حتی نوع نگاه شخصیتی که به‌جایش حرف می‌زنم سینک است، این‌ها لحظات لذت‌بخش کار من در 60 سال گذشته است. نمی‌توانم بگویم کدامش بیشتر، همه‌شان لذت‌بخش هستند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/shamsi%20fazlollahi5.JPG

 

بدون دستمزد با پرویز فنی‌زاده، محمود دولت‌آبادی و... در گروه تئاتر پیتر بروک کار می‌کردیم
شمسی فضل‌اللهی هنوز هم دوست دارد تئاتر بازی کند و چندباری سفارش می‌کند که هوای «دایی وانیا» اکبر زنجانپور که در آن بازی می‌کند را داشته باشیم. او می‌گوید یکی از دل‌مشغولی‌های روزانه‌اش تمرین متن «دایی وانیا»ست و از این‌کار لذت می‌برد. فضل‌اللهی همچنین می‌گوید یکی از آغازکننده‌های کارگاه نمایش بوده و همین باعث می‌شود خاطره‌هایی از جشن هنر و مباحثه‌ و جدلی که با آربی آوانسیان کرده است را یادش بیاید...

فضل‌اللهی:« من و چند نفر دیگر آغازکننده کارگاه نمایش که بعدا تئاتر شهر به‌خاطرش ساخته شد، بودیم. البته من دو سال و اندی بیشتر در آن گروه باقی نماندم اما به‌هرصورت یکی از اعضای تیم اولیه شکل‌گیری «کارگاه نمایش» بودم. از آن موقع خیلی خاطرات خوبی دارم اما مسائلی پیش آمد که سال 48 از کارگاه خداحافظی کردم و دیگر برنگشتم. یادم هست آن موقع من بچه کوچک داشتم و با گروه، برای اجرا به شیراز رفته بودم. یادش بخیر! آربی (آوانسیان) کارگردان با ذوق و واردی بود که سر موضوعی درباره برداشتن گام‌های بیشتر برای آسایش بازیگران مباحثه و جدلی داشتیم.


در هر صورت من از کارگاه نمایش جدا شدم. گذشت تا وقتی‌که «پیتر بروک» به ایران آمد و می‌خواست گروهی 15 نفره را برای یک نمایش جمع کند. آن‌موقع او از بچه‌ها، سراغ من را گرفته بود که فلانی کجاست؟ در نهایت تست دادم و وارد تیم «پیتر بروک» شدم.

تیم خیلی خوبی دور هم جمع شده بودیم. الان اسامی همه بچه‌ها یادم نیست اما پرویز فنی‌زاده، محمود دولت‌آبادی، سیاوش طهمورث، داریوش فرهنگ، فهمیه راستکار، رضا کرم‌رضایی، شکوه نجم‌آبادی، نوذر آزادی و چند نفر دیگر در تیم بودیم. پرویز صیاد هم در تیم ما بود که البته بیشتر گروه تعزیه‌اش را جمع و جور می‌کرد، چون آقای بروک اعتقاد داشت که تعزیه هنر نمایشی اصیل ایرانی است.

آن زمان، من بچه کوچک داشتم اما بدون اینکه دستمزدی بگیرم، دو ماه و نیم هر روز 6 - 7 ساعت با گروه تمرین می‌کردم. نهایتا دیدم نخیر! انگار نه‌تنها از دستمزد خبری نیست، بلکه معلوم نیست که اصلا می‌خواهند چه‌ کار کنند؟! به‌خاطر همین هم پیغام دادم که دیگر کار نمی‌کنم. آن‌موقع چند نفر دیگر مانند آقایان فنی‌زاده و دولت‌آبادی و من و خانم نجم‌آبادی کار را رها کردیم.»

با فروغ دوست بودیم / محمود دولت‌آبادی بازیگر بااستعدادی بود

فضل‌اللهی: «حالا که درباره آن موقع‌ها صحبت کردیم و اسم چند نفر را آوردیم، بگذارید این را هم بگویم. وقتی من برای مذاکره به دفتر آقای گلستان رفتم، «فروغ» هم آنجا بود. پس از چندی ایشان جزو دوستان خانوادگی ما شدند. ما در فامیل‌مان چند نویسنده و شاعر داشتیم که یکی از آن‌ها مرحوم جلال خسروشاهی بود که که بعدها کتابی درباره فروغ نوشت.

من از «فروغ» کوچک‌تر بودم اما محبت، احترام، دوستی و هم ‌ذوقی داشتیم. او هم بازیگری و گویندگی فیلم را بسیار دوست داشت و در دوبلاژ «مهر هفتم» اینگمار برگمن هر دو حضور داشتیم. نمایش «کلفت‌ها» را هم مدت‌ها با کارگردانی آقای محصص تمرین کردیم. وقتی فکر می‌کنم، می‌بینم خاطرات بسیاری زیبایی با او داشتم که حتی از ذهن گذراندنش هم برایم جذاب است.

آقای دولت‌آبادی هم قابل تحسین هستند و دوست‌شان دارم. نمی‌توانم بگویم خدا را شکر که ایشان بازیگری را رها کرد و به سراغ نویسندگی رفت، چون واقعا بازیگر بااستعدادی بودند. به‌نظرم همین که ایشان هم در بازیگری و هم در نویسندگی استعداد خود را نشان داده مُبیّن این است که عرصه‌های هنری خیلی هم از یکدیگر بیگانه نیستند.

در کل وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم دوستان خوبی داشتم و از این موضوع خیلی راضی هستم، دوستانی که برایم خاطرات خوبی به جا گذاشته‌اند.»



http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/shamsi%20fazlollahi4.JPG

 

اولین باری که به رادیو رفتم عاشقش شدم / بعد از 50 سال صدای زنده‌یاد نوذری را شناختم اما صدای خودم را نه!

هرچقدر هم که اصرار داشته باشد نمی‌تواند از میان سینما، تئاتر، رادیو و دوبله یکی را انتخاب کند اما وقتی می‌خواهد درباره رادیو صحبت کند، چشمانش برق می‌زند. او مانند جوانی که چند ماهی است که کارش را پشت میکروفون‌ رادیو شروع کرده برای تعریف کردن از آن، ذوق و هیجان دارد.

فضل‌اللهی: «یادم می‌آید 18- 19 سالم بود که با آقا و خانم اسکویی نمایش «اتوبوسی به‌ نام هوس» را کار می‌کردم. آن زمان افراد مختلفی به دیدن نمایش می‌آمدند. در یکی از شب‌های اجرا، گروهی از وزارت فرهنگ و هنر برای دیدن نمایش آمدند که پهبد (داماد محمدرضا شاه و وزیر فرهنگ آن زمان) هم در میان آن‌ها بود. ایشان وقتی کار را دیدند به آقای اسکویی گفتند که «فلانی غیر از اینکه خوب بازی می‌کند، صدای خوبی هم دارد که باید از آن استفاده کند. ما آنجا فیلم‌هایی داریم که فکر می‌کنم با صدای ایشان خوب بشوند».

من که 18 – 19 سالم بود، خیلی متوجه نشدم که منظورشان چه بود. گفتم بروم که چه بشود، ولش کن! اما در نهایت رفتم و گفتند که اگر فیلم‌هایی ساختیم که به صدای شما می‌خورد صدای‌تان می‌کنیم. من هم گفتم آدم نقد را ول نمی‌کند و نسیه را بچسبد و برگشتم سرکارم!

چند شب بعد از آن، یک گروه از رادیو برای دیدن نمایش‌مان آمدند و آن‌ها هم گفتند صدایت برای رادیو خوب است. گفتم، بروم ببینم رادیو چه شکلی است، همان یک نگاه باعث شد عاشق کار در آنجا شوم. برایم جالب بود که همه آن‌جا تند تند نمایشنامه می‌خواندند و بعد هم سریع کار به نتیجه می‌رسید برعکس تئاتر که دو سه ماه باید برای خواندن یک نمایشنامه وقت می‌گذاشتیم. (خنده)»

من خیلی خاطرات خوبی از رادیو دارم اما نقد‌ترینش مربوط به زنده‌یاد منوچهر نوذری است. ما سال 39 با هم یک نمایشنامه‌ای کار کردیم که خیلی دوستش داشتم. یکی دو سال قبل رادیو بودم که بچه‌ها همان نمایش را برایم گذاشتند که گوش کنم. باور کنید وقتی خیلی دقت کردم فقط توانستم صدای زنده‌یاد نوذری را تشخیص بدهم! باورم نمی‌شد که صدای نقش مقابلش برای من باشد! انرژی صدایم خیلی متفاوت بود. نمی‌توانید حتی تصور کنید که چقدر شنیدن آن نمایشنامه برایم لذت‌بخش بود.

ببینید! رادیو آنقدر تجربه‌های خوبی به آدم می‌دهد که حتی حدس نمی‌زنید. رادیو مثل یک قیف دهن‌گشاد با یک خروجی کوچک است که دائم باید پر شود تا بتوانید از آن‌سو چیزی به‌دست بیاورید. کلی باید زحمت بکشید که قیف پر شود و همین تلاش، هیجانی وصف‌ناشدنی را به‌دنبال دارد.

صحبت درباره سال‌های بیکاری؛ تنها دقایقی که خنده را از روی لبان مادربزرگ خشک می‌کند
شمسی فضل‌اللهی که پس از سال 41-42 ترجیح‌ داده بود به‌جای بازی در فیلم‌های سینمایی به تئاتر، رادیو و صداپیشگی مشغول باشد، با «شیرسنگی» مسعود جعفری‌جوزانی در سال 65 دوباره به سینما بازگشت. پرسش درباره دلیل بازگشت به سینما، او را یاد خاطرات دو سه سال بیکاری‌اش می‌اندازد و ناگهان خنده از روی لبانش خشک می‌شود؛ گویا برای مادربزرگ چیزی سخت‌تر از بیکار نشدن نیست.

فضل‌اللهی:« من سه سالی را با شوهر و بچه‌هایم هندوستان زندگی می‌کردیم اما سال 58 به ایران برگشتیم. فکر می‌کردم مگر می‌شود زندگی در میان غریبه‌ها خوش بگذرد؟ حتی اگر هندوستان را کشوری فوق‌العاده می‌دانستم، اما نمی‌توانستم در حس مردم آنجا شریک باشم.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/shamsi%20fazlollahi3.JPG

ایران که برگشتم تا چند سالی اصلا هیچ‌کاری نبود و زندگی‌ من و بچه‌هایم خیلی سخت می‌گذشت. خیلی دوست داشتم کاری کنم اما موقعیتی ایجاد نمی‌شد تا اینکه سال 60، خانم آذردانشی را در خیابان دیدم و ایشان پرسید چرا کار نمی‌کنی؟!‌ من هم گفتم مگر کار هست؟! ایشان آن موقع رفت و چند روز بعدش خانم رفعت هاشم‌پور برای یک کار دوبله تماس گرفت. من همین چیز‌ها را دیده‌ام که می‌گویم آدم‌ها می‌توانند به درد همدیگر بخورند؛ چیزی که متاسفانه امروز دیگر درحال فراموشی است.

بالاخره رفتم سر کار و وضعیتم داشت بهتر می‌شد که خانم ثریا قاسمی تماس گرفت و گفت تو دوست نداری بیایی رادیو؟ باور کنید خیلی خوشحال شدم چون من رادیو را خیلی دوست داشتم. رفتم رادیو. آقای ارگانی مسئول وقت رادیو، مرد خیلی شریفی بود که از ذهنم بیرون نمی‌روند. ایشان من را دوباره وارد رادیو کردند و کارها کم کم روی غلتک افتاد.

سال‌های سختی بود اما واقعا وقتی به آن موقع فکر می‌کنم می‌بینم، آن چند دوست چقدر مرا که تحت‌فشار قرار داشتم خوشحال کردند. بگذریم. »

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/shamsi%20fazlollahi2.JPG

لذت حضور در «یه‌حبه قند» و یک گله از میرکریمی

«یه حبه قند» یکی از خاطره‌انگیزترین فیلم‌هایی که او پس از انقلاب در آن ایفای نقش کرده است، که به گفته خودش خاطرات خوبی از آن دارد؛ خاطراتی که با یک گله از رضا میرکریمی همراه است.

فضل‌اللهی: «از این فیلم خاطرات خیلی خوبی برایم باقی مانده اما دوست دارم قبل از آنکه درباره خوبی‌هایش صحبت کنم یک چیزی را بگویم.

در «یه حبه قند»، آقای میرکریمی صدای من را عوض کرد و یک صدای محلی روی نقش گذاشت. بدون رودربایستی من از آن نوع عوض کردن صدایم راضی نبودم اما دلیل این عوض کردن را قبول دارم. چون تیم بازیگری مدت زیادی را روی لهجه تمرین کرده بودند اما من نتوانسته بودم چنین تمرینی داشته باشم و همین باعث شد لهجه یزدی را آنطور که باید در نیاورم.

بگذریم. «یه حبه قند» خیلی فیلم خوبی برای خود من بود. با خودم فکر می‌کردم دایی و زن‌دایی چه آدم‌های بزرگواری هستند چون آن‌ها مانند خانواده‌های قدیم چیزی برای خود نمی‌خواهند و تنها سعی می‌کنند بچه‌های‌شان را دور هم جمع کنند. آن پیرمرد و پیرزن هیچ چیز برای خودشان نمی‌خواستند و تنها حواس‌شان به بقیه بود، در حالی که آن‌ها هم می‌توانستند مثل خیلی از خانواده‌های امروزی فقط به فکر خودشان باشند. «یه‌ حبه قند» از این جهت خیلی برای من لذت‌بخش بود.»

«شب‌بخیر کوچولو»ی رادیو فضاسازی کودک داشت اما...

بخش پایانی گفت‌وگوی ایسنا با شمسی فضل‌اللهی، درباره سینمای کودک بود. او سال‌ها در رادیو، کارگردانی چند برنامه کودک را برعهده داشته و در سال‌های اخیر هم چند فیلم سینمایی برای کودکان بازی کرده که قرار است یکی از آن‌ها در جشنواره‌ی فیلم کودک امسال (1392) روی پرده برود. فضل‌اللهی درباره دلایل افت کیفی سینمای کودک دهه‌های 80 و 90 نسبت به دهه‌های 60 و 70 حرف‌های زیادی برای گفتن دارد؛ به‌قول خودش مثل مادربزرگی است که می‌تواند تجربه‌های زیادی را در این زمینه بازگو کند اما... .

فضل‌اللهی:« در سینما یا هر برنامه مخصوص کودک، مهم این است که فضای ارتباطی مناسبی هم با او فراهم شود. اگر بخواهم یک مثال عینی بیاورم، برنامه «شب‌ بخیر کوچولو»ی رادیو یکی از بهترین نمونه‌هاست که خیلی‌ها از آن خاطره دارند. آن برنامه، فضاسازی‌ای داشت که کودک را جذب می‌کرد درحالیکه الان آن فضاسازی یکی از حلقه‌های مفقوده سینمای کودک است.


ضمن اینکه بگذارید خیلی بی‌رودربایستی از خودمان یک سوال بپرسیم: کودک باید در کدام سینما فیلم مخصوص به‌خودش را ببیند؟ مگر می‌توانید پدر و مادر را به‌راحتی راضی کنید که وقتی هر دو خسته و کوفته از سر کار آمدند، در آن ترافیک شدید عصر تهران یا شهرهای بزرگ، نصف شهر را با وسیله یا بودن وسیله طی کنند تا به یک سینما بروند و تازه کلی هم پول خرج کنند؟ متاسفانه ما بسترها را فراهم نمی‌کنیم و فقط می‌پرسیم چرا مخاطب سینمای کودک افت می‌کند؟!»

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/shamsi%20fazlollahi1.JPG

 

پیشنهادی برای رونق سینمای کودک: ساخت سالن‌های کوچک و مخصوص برای کودکان در پارک‌ها

فضل‌اللهی: من برای رونق سینمای کودک پیشنهادی دارم که امیدوارم روزی جامه‌ی عمل پوشانده شود. به‌نظرم پارک‌های شهر باید سینمای مخصوص کودک داشته باشد. مثلا در همین پارک قیطریه که روبروی خانه ماست، وسایل بازی متعددی برای کودکان گذاشته شده که خیلی خوب است و اتفاقا خیلی هم استقبال می‌شود. چه اشکالی دارد که یک سینمای کوچک 50 - 60 نفره مخصوص کودکان هم در همین پارک بسازند و فیلم‌های خوب را با قیمت‌های کم برای بچه‌های نمایش دهند؟ وزارت ارشاد باید برای یکی دو سال اول این طرح کمی پول خرج کند و بودجه اختصاص بدهد، اما قول می‌دهم که پس از چند سال، بخش خصوصی و تهیه‌کننده‌ها خودشان دنبال این هستند که سالن‌های کوچک و فیلم‌های خوب مخصوص کودک بسازند. این کار بچه را عادت می‌دهد که در جمع فیلم ببیند نه اینکه پدر یا مادر یک دی وی دی بگذارد و بچه جلوی تلویزیون دراز بکشد و فیلم ببیند. الان بروید پارک‌ها را ببینید، پُر از بچه است. همین‌ها اگر سالن کوچک مخصوص کودک داشته باشند، فیلم هم می‌بینند. مگر ما نمی‌گوییم باید مردم را برای سینما رفتن تربیت کنیم؟ اگر واقعا دنبال چنین کاری هستیم این راهش است.

برای کودک برخلاف بزرگسالان نمی‌توانید یک فیلمنامه پر از چاله و چوله بنویسید و اجرا کنید!
فضل‌اللهی: «ببینید! کار کردن با کودک یا برای کودک تجربه می‌خواهد. شما نمی‌توانید مانند فیلم‌های بزرگسالان، یک فیلمنامه پر از چاله و چوله بنویسید و بدهید دست بازیگر که اجرا کند. یک اشتباه اخلاقی یا اجتماعی داشته باشید، روی ذهن کودک تاثیر می‌گذارید. کار در سینمای کودک بلدی می‌خواهد.

من خودم را کوچک تمام کسانی می‌دانم که در این حرفه کار کرده‌اند و تجربه‌های بزرگی دارند اما ما هم در بخشی از عمرمان هستیم که شاید لازم باشد تجربیات‌مان را بگوییم. مثل مادربزرگی که ممکن است نوه‌اش حرفش را گوش نکند اما او باید تجربه‌اش را بگوید. به‌هر صورت سینمای ما دیگر کم سن و سال نیست که بخواهد در بخشی مانند سینمای کودک با سعی و خطا کار کند.

واقعا خوشحال نمی‌شوم که ما امروز فقط چند کارگردان یا بازیگر حرفه‌ای سینمای کودک داریم. در حالی که می‌بایست پس از آن سال‌ها (دهه 60 و 70) که سینمای کودک‌مان در اوج بود، حرکتی صعودی می‌داشتیم نه نزولی.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/shamsi%20fazlollahi.JPG

 

مگر ما برای اعتلا به این دنیا نیامده‌ایم؟ پس چطور دل‌مان می‌آید بی‌مسئولیت از کنار بعضی چیزها رد شویم؟ واقعا من معنی اینکه فیلمی ساخته می‌شود و می‌گویند: «بد نشد» را نمی‌فهمم. بد نشد یعنی چه؟! بد نشد یعنی خوب نیست، اما متاسفانه این بد نشدها هم در سینمای ما زیاد شده و هم در سینمای کودک‌مان.

چه کسی گفته می‌خواهم بازنشسته شوم؟

گفت‌وگو تقریبا پس از سه ساعت تمام شده است، میوه‌ تعارف می‌کند و می‌گوید:" خسته شدید‌ها". انگار نه‌انگار که ما باید به او خسته نباشید بگوییم! همین باعث می‌شود به شوخی بگوییم: نمی‌خواهید بازنشسته شوید؟! پرسشی که با پاسخی کوبنده مواجه شد! "چه کسی گفته می‌خواهم بازنشسته شوم؟"

فضل‌اللهی:« الان صبح‌ها فردوسی‌خوانی و حافظ‌خوانی در جمع دوستان خودمان داریم. چند دوست هستیم که جمع می‌شویم و بعضی صبح‌ها با هم اشعار این دو بزرگ را می‌خوانیم که خیلی لذت‌بخش است و البته چون باید از قبل مطالعه کنم خیلی وقتم را می‌گیرد.

رادیو هم می‌روم که البته بودجه‌شان کم شده است. الان در رادیو کاری دارم که در واقع سال 41 یا 42 شروع شده بود. آن زمان برای اولین‌بار برنامه «فرهنگ مردم» را اجرا کردم اما چون کار خیلی سختی بود و وقت نمایشنامه‌خوانی‌ام را می‌گرفت، آن را کنار گذاشتم. تا اینکه سال 62، 63 یا 64 با آقای صارمی دوباره آن برنامه را کلید زدیم و هنوز هم پس از سال‌ها با آقای محسن رفیعی اجرایش می‌کنیم.

متأسفانه نمایش‌هایم در رادیو از بین رفت و برنامه کودک هم که دیگر کمتر در رادیو اجرا می‌شود، اما همین تعداد برنامه کم هم برایم خیلی دوست‌داشتنی است.

ضمن آنکه این‌ روز‌ها درحال تمرین متن نمایش «دایی وانیا»ی آقای اکبر زنجان‌پور هستم که کار بسیار زیبایی است. واقعا آقای زنجان‌پور انرژی خوبی برای کار دارد و همین باعث می‌شود که شما هم ترغیب شوید. فعلا این‌ها برنامه روزانه‌ام است تا ببینیم بعدا خدا چه می‌خواهد!»

*************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/IMAGE634585191920202500.jpg

 

طناز طباطبایی بازیگر سینما به گروه بازیگران «50 قدم آخر» ساخته کیومرث پوراحمد اضافه شد و فیلمبرداری به زودی آغاز می شود.

با اضافه شدن طناز طباطبایی به گروه بازیگران برای ایفای یکی از نقش های فیلم «50 قدم آخر» به زودی جلوی دوربین می رود. تعدادی از عوامل پشت صحنه  امروز راهی نجف آباد اصفهان شدند تا به زودی فیلم در دکورهایی که در این شهر ساخته شده جلوی دوربین برود. فیلم درباره رشادت شهدای این شهر است و گویش فیلم نجف آبادی خواهد بود. اکثر بازیگران فیلم پوراحمد از انجمن سینمای جوانان و تئاتر اصفهان و نجف آباد انتخاب شدند.

فیلم جدید کیومرث پوراحمد که پیش از این با نام های «ایرانی» و «شناسایی» معرفی شده، بر اساس ایده ای از «حبیب احمدزاده» مقابل دوربین خواهد رفت و داستان آن درباره سرگذشت یکی از نیروهای اطلاعات و عملیات لشگر زرهی نجف اشرف در عملیات والفجر ۴ است. پیش از این بابک حمیدیان برای ایفای یکی از نقش های اصلی با گروه قرارداد بسته بود.

فیلم سینمایی «50 قدم آخر» با مشارکت انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس ساخته خواهد شد. علت تمایل انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس به مشارکت درتولید جدید ترین اثر خالق «اتوبوس شب» و «قصه های مجید»، مضمون قابل اعتنا و همچنین سابقه و اعتبار کارگردانش به عنوان یکی از کارگردانان سینمای مستقل است.

این فیلم از نظر محتوایی به نسل جوان انقلاب و جنگ میپردازد. رزمندگانی که تلاش علمی دارند تا جنگ را از حالت صرف خارج کرده و به سمت تکنیک و تاکتیکهای مدرن بروند تا با استفاده از نبوغ خود در جنگ، به پیروزی دست یابند.

این فیلم برای نمایش در جشنواره فیلم فجر سی و دوم آماده خواهد شد.

************************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/176733_871.jpg

 

روزنامه‌ی البیان چاپ امارات، سایت صدی بلادی (صدای کشورم) از سایت‌های اعلام کننده این خبر به نقل از مستر بین اعلام کرد که مشاهده فیلمی در اهانت به پیامبر (ص) دلیل اصلی گرایش به دین اسلام بوده است.

صدی بلادی نوشت که مستمر بین خود مایل نبود که در گفت‌وگو با رسانه‌ها این مساله را اعلام کند و تنها به بالا بردن انگشتش به نشانه شهادت اکتفا کرده است.

بنا بر اعلام این سایت برخی منابع گفتند که شیخ راشد الغنوشی از سوی خود و جنبش النهضت تونس پیام تبریکی را برای این هنرمند ارزشمند ارسال کرد و از او خواست تا در راه حل ثابت قدم باشد.

***********************

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/176985.jpg

 

عروس «ماهی بزرگ» اولین نقش مهم‌ کارنامۀ ماریون کوتیار بود. اما با ایفای شخصیت ادیت پیاف در فیلم «لا وی آن رز/زندگی شیرین» بود که دنیا آشکارا لب به ستایش‌ این ستارۀ فرانسوی گشود.

شاه‌نقشی پر از شور و حسرت و حرارت و تلاش و امیدواری؛ که کوتیار با بازی هنرمندانه‌اش توانست چیزهای ظریف چهره و رفتار و تکه‌های ریز ریز شخصیت اسطورۀ ترانه و موسیقی فرانسه را روی پرده زنده کند. کار شاقی که فقط از عهدۀ یک بازیگر کامل برمی‌آمد. بعد از آن، حضور ماریون کوتیار در «دشمنان مردم»، «اینسپشن»، «نیمه‌شب در پاریس»، و «زنگار و استخوان» برای کارگردان‌های این فیلم‌ها نعمتی بود. و بازی‌ او در «مهاجر» که در کن ۲۰۱۳ به نمایش درآمد، یادآور لیلیان گیش در فیلم‌های کلاسیک هالیوود بود.

کوتیار فقط در سینما موفق نبوده و در موسیقی و تئاتر هم وجوه دیگری از وجودش را رو کرده است. سال گذشته شاهد حضور زنده و قدرتمند و حیرت‌انگیز او در اوراتوریوی «ژان‌دارک بر هیمۀ آتش» بودم. گویی که ژان‌دارک از لابه‌لای ورق‌های تاریخ زنده شده باشد و به صحنۀ دادگاه عصر ما قدم گذاشته باشد، تا تمامی رنج‌های بشر را در چهره و صدا و لحن‌اش مجسم کند. در استعداد شگرف کوتیار همین بس که وودی آلن درباره‌اش گفته: «او قادر است هر احساسی را که اراده کند، به سرعت و به آسانی نشان دهد و تماشاگر را طلسم کند.» و ژک اودیار او را چنین توصیف کرده: «ماریون با تمام وجودش بازی می‌کند و به بخشی جدایی‌ناپذیر از فیلم تبدیل می‌شود.»

تازه‌ترین گفتگوی فرانسوی ماریون کوتیار را دربارۀ فیلم تازه‌اش، دنیای بازیگری، و فعالیت‌هایش در سازمان «صلح سبز» در ادامه می‌خوانید.

شما تمام تابستان را برای فیلم‌برداری «دو روز، یک شب» فیلم تازۀ برادران داردن در شهر لی‌یژ (بلژیک) گذراندید. این تجربه برایتان چطور بود؟

دلم می‌خواهد بابت تمام لحظه‌هایی که برای بازی در این فیلم سپری کردم از برادران داردن تشکر کنم. واقعا نمی‌دانم چطور شد که آن‌ها برای این نقش به سراغ من آمدند. داردن‌ها از تهیه‌کنندگان «زنگار و استخوان» بودند و شاید از آنجا من را برای نقش اول فیلم‌ جدیدشان در نظر گرفتند. «دو روز، یک شب» یک فیلم کاملا ناتورالیستی و اثری مطابق با نقطۀ دلخواه و مسیر معمول فیلم‌سازی داردن‌هاست. فیلم قصۀ زنی را روایت می کند که برای از دست‌ ندادن شغلش می‌جنگد. برای بازی در این فیلم با چهرۀ طبیعی و بدون آرایش مو و سر و صورت جلوی دوربین ظاهر شدم. تا آن‌جا که ممکن است از نقش‌های جلوه‌گرانه دوری می‌کنم و چیزی که خیلی دوست دارم رفتن به عمق زندگی مردم است. البته که این سفر در کنار داردن‌های اومانیست، بسیار زیباتر و لذت‌بخش‌تر می‌شود.

تا به حال اتفاق افتاده که زمان انتخاب یک نقش و شروع یک کار شجاعت به خرج دهید؟

من در همۀ مراحل زندگی‌ام به شجاعت و جسارت نیاز داشته‌ام. اصلا زنده ماندن و سرپا بودن در این دنیا شهامت می‌خواهد. هیچ‌ چیز زندگی برای من سهل و آسان نبوده و همیشه در برابر سدها و ناامیدی‌ها و سرخوردگی‌ها قرار گرفته‌ام. اما به نظر من کلمۀ «شهامت» زیاد مناسب حرفۀ بازیگری نیست؛ مگراینکه به آن نسبی نگاه کنیم. قهرمان‌های زندگی من آدم‌هایی هستند که با مبارزات‌شان شهامت خود را به دنیا ثابت کرده‌اند. افرادی مثل خانم وانگاری ماتائی (فعال سیاسی اهل کشور کنیا و برندۀ جایزۀ صلح نوبل در سال ۲۰۰۴) که مبارزه‌اش را به‌عنوان یک اکولوژیست (طرفدار حفظ محیط زیست) و فعال سیاسیِ مخالف با شرایط کشورش پیش می‌برد و به‌ کرات زندگی خود را به خطر انداخته است. یا مثلا خانم آنگ سان‌سوچی که بدون اینکه لحظه‌ای اعتقادش سست شود سال‌هاست که برای آزادی ملتش مبارزه می‌کند. اما در سینما آدم‌های باشهامت کسانی هستند که راوی قصه‌هایی می‌شوند که کشورشان مردم را از گفتن آنها منع کرده است. به نظر من گلشیفته فراهانی بازیگر شجاعی است که مقابل قضاوت عده‌ای ناچار شد سرزمین‌اش را ترک کند. چنین افرادی باید از طریق سینما –دنیایی که ما در آن زندگی می‌کنیم- جسارت‌شان را نشان دهند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/14.07/Marion%202.jpg

 

بازیگران زن فرانسوی برخلاف همتایان آمریکایی خود به تنبلی شهرت دارند! شما یکی از زنان فرانسوی بسیار نادر هستید که پشتکارتان مثال‌زدنی‌ست.

بازیگری برای من یک مقولۀ جدی‌ست. در این حرفه هرچه بیشتر کار و تلاش کنیم، بیشتر آماده می‌شویم و بیشتر کشف می‌کنیم و به غنای بازیگری دست می‌یابیم. من برای کارم ارزش و اهمیت قائلم و بازیگران پرتلاش را ستایش می‌کنم. در فرانسه بازیگران زن فوق‌العاده‌ای هستند که جسم و روح‌ خود را کاملا در اختیار کارشان قرار می‌دهند. مثل لئا سیدو که بازی‌اش همیشه منقلبم می‌کند و بی‌صبرانه منتظر دیدن نقش‌آفرینی‌های جدید او هستم. بین بازیگران آمریکایی جنیفر لارنس بسیار تأثیرگذار و الهام‌بخش است، چون قادر است هرنقشی را به درستی ایفا کند. یک بازیگر بدون کار و تلاش و پیگیری نمی‌تواند همۀ ابعاد یک شخصیت را به نمایش بگذارد. پدر و مادرم هر دو بازیگر تئاتر بودند و پدرم همیشه به من می‌گفت: «استعداد به‌تنهایی کافی نیست. اگر در بازیگری تمرین و ممارستِ زیاد به خرج ندهی، استعدادت خیلی زود ته می‌کشد...» این درسی‌ست که به من ذوق و انگیزۀ بیشتری برای کارکردن می‌دهد.

نقش‌هایتان را معمولا بر چه اساسی انتخاب می‌کنید؟

معمولا نقش‌هایی را انتخاب می‌کنم که احساس کنم همه‌چیز در فیلم سرجای درستش قرار گرفته‌ است. هیچ نقشه و خط مشی مشخصی را دنبال نمی‌کنم و دوست دارم مسیر بازیگری غافلگیرم کند. با این حال همکاری با فیلم‌سازی را که در روند ساخته شدن فیلمش هیچ تأثیری ندارد نمی‌پذیرم. چون به یک ارتباط مثمرثمر با فیلم‌ساز اعتقاد دارم و قرار نیست که به تنهایی گلیم خودم را از آب بیرون بکشم. دقیقا به همین دلیل است که پیشنهاد همکاری در تعدادی بلاک باستر هالیوودی را رد کرده‌ام. بازی‌ام در دو فیلم‌ عظیم و پرهزینۀ «اینسپشن» و «بتمن» هم به این خاطر بود که کریستوفر نولان یک فیلمساز متفاوت و تکرارنشدنی‌ست.

در این سال‌ها گاهی برایم پیش آمده که برخلاف میلم مجبور شده‌ام از بازی در فیلم‌های موردعلاقه‌ام انصراف دهم. چون سرنوشت همیشه مطابق خواسته‌های ما نیست و بعضی وقت‌ها راه خودش را می‌رود. مدت‌ها فکر می‌کردم که سینما از زندگی برایم جالب‌تر و مهم‌تر است؛ اما اشتباه می‌کردم. زندگی همیشه قدرتمندتر از سینما حرکت خواهد کرد، حتی اگر بدون سینما کیف و مزۀ کمتری داشته باشد.

بازیگر برندۀ اسکار، خواننده، ستارۀ دیور ... و عضو فعال سازمان حفاظت محیط زیست. چطور می‌شود به آن آگاهی و وجدان کافی برای این قبیل فعالیت‌ها دست یافت؟
چند سال پیش با چند تن از فعالان «صلح سبز» (سازمان غیردولتی مدافع محیط زیست) ملاقات کردم و دیدم چه‌قدر حرف‌های همدیگر را خوب می‌فهمیم. بعد از آن بود که مجذوب پی‌یر رابی، تئودور مونو، وانگاری ماتائی، و ... شدم و با خواندن کتاب‌های آنها به درجه‌ای از دانش و آگاهی رسیدم که آرزو کردم با همه تقسیمش کنم. اما انتظارم از خودم خیلی بیشتر از این است و در مقایسه با آدم‌هایی که تمام زندگی خود را وقف مبارزه کرده‌اند هیچ کاری نکرده‌ام. با وجود این من در زندگی روزمره‌ام یک مبارز واقعی و یک شاگرد خیلی خوب هستم. و اگر گاهی احساس کنم که در جاهایی اهمال و کم‌کاری کرده‌ام، بی‌درنگ به خودم می‌آیم. البته برای این کار به وقت آزاد بیشتری نیاز دارم. چند وقت قبل با «صلح سبز» عازم کنگو شدم و دو سفر به قطب شمال و بعد جنگل‌های آمازون در پیش دارم.

به نتیجه‌بخش بودن فعالیت‌هایتان خوش‌بین هستید؟

دلم می‌خواهد خوش‌بین و امیدوار باشم. اما از پیشرفت آهستۀ کارهایمان متعجب‌ام. ما در یک جامعۀ مصلحت‌اندیش زندگی می‌کنیم که منافعش را در حفظ محیط زیست نمی‌بیند. به فرزندان‌مان فکر می‌کنم که باید فجایعی را که نسل ما باعث و بانی‌اش بوده تحمل کنند. از روزی می‌ترسم که آن‌ها سرزنش‌مان کنند چرا وقتی فرصت کافی داشتیم کاری برای محیط زیست نکردیم؟ می‌فهمم که فرانسوی‌ها دل‌مشغولی‌های بزرگتری دارند. اما اکولوژی یک مقولۀ ضروری است و باید عموم مردم را از خطرات احتمالی آگاه کرد و به آنها آموزش داد. نابودی منابع و سرمایه‌های بزرگ طبیعی وحشتناک است. دور شدن از طبیعت مترادف با دور شدن از خودمان است و این بسیار مایۀ تأسف است

[ جمعه 1392/07/19 ] [ 15:41 ] [ حبیب ]

[ ]

نوک تیز پیکان سینمای کودک را به سوی تلویزیون گرفتن فایده‌ای ندارد

نشست تخصصی شرایط فعلی سینمای کودک شب گذشته با حضور وحید نیکخواه آزاد، علی زارعان، محمدرضا شریفی‌نیا، علی علایی و سعید قطبی‌زاده در سالن کنفرانس هتل کوثر اصفهان برگزار شد.

در ابتدای این مراسم وحید نیکخواه آزاد با اشاره به اینکه حیات سینمای ایران به بودجه دولت وابستگی دارد، گفت: در این شرایط مدیریت فرهنگی مسیری دایره‌وار را طی می‌کند که ابتدای این حلقه مدیریت و سیاست فرهنگی است و اگر مشکلی در جایی داریم باید به ابتدای همین حلقه بازگردیم و در این میان حلقه آخر اکران است که امروز شرایط بسیار نامناسبی دارد و یک مسیر مجزا قبل و بعد سینمای کودک وجود دارد که حتماً باید تغییر کند.

براساس این گزارش؛ علی علایی مجری و کارشناس این نشست نیز خطاب به علی زارعان مدیر گروه کودک شبکه دو گفت: من تلویزیون در هر اتفاق ناگواری که برای سینما رخ می‌دهد تقسیر‌کار می‌دانم و زارعان نیز در پاسخ اظهار داشت: رفتار پازلی می‌تواند همه چیز را اصلاح کند و به طور مثال حمایت تلویزیون از جشنواره فیلم کودک این پازل را تکمیل خواهد کرد اما نوک تیز پیکان را به سوی تلویزیون گرفتند دردی از سینمای کودک دوا نمی‌کند و اعتقاد دارم سینمای کودک به بازمهندسی و احیای مجدد نیاز دارند.

وی در ادامه تأکید کرد: قرار است باآیپی‌مدیا به یک فرایند جدید رسانه‌ای برسیم که نوع بروز و ظهور فیلم و تصویر را تغییر خواهد داد.

به گزارش خبرنگار فارس، محمدرضا شریفی‌نیا در ادامه این نشست با اشاره به اینکه مشکل اصلی سینمای کودک نبود سرمایه‌گذار خصوصی و متخصص است، گفت: علاوه بر نبود سرمایه‌گذار خصوصی و متخصص مشکلی دیگر سینمای کودک نشناختن ذهن و تفکر کودک است و با وجود این همه مشکلات نباید تنها فارابی را مقصر بدانیم.

شریفی‌نیا ادامه داد: سال گذشته فروش فیلم سینمایی اوقتابوس یک میلیارد تومان شد اما در همان شرایط 5 فیلم دیگر کودک که همزمان اکران شده بوده است در مجموع 200 میلیون تومان هم فروش نکردند و ما باید بدانیم که بچه‌ها چه می‌خواهند نه اینکه در جشنواره به فیلمی جایزه دهیم که بچه‌ها هنگام نمایش آن در سالن خوابشان ببرد.

در ادامه این نشست؛ علی علایی در نقض صحبت‌های علی زارعان گفت: استفاده از واژه مهندسی و بازمهندسی غلط و تحکمی است و نباید در خصوص فرهنگ از این واژه استفاده کنیم که زارعان نیز در پاسخ اظهار داشت: این واژه کاملا درست است و اگر بخواهیم در این باره صحبت کنیم وارد بحث ادبی می‌شویم که جایش اینجا نیست و شما نمی‌توانید هر کلمه دیگری را جایگزین مهندسی و بازمهندسی کنید اما من برای احیای سینمای کودک از مهندسی فرهنگی استفاده می‌کنم.

وی همچنین با اشاره به اینکه اقتابوس را سه بار دیده است گفت: زمانی که هنوز این فیلم را ندیده بودم قصد داشتم با سید جواد هاشمی کارگردان آن صحبت کنم و به او توصیه کنم که بهتر است به بازیگری خود بپردازید اما وقتی فیلم را دیدم بابت ذهن بیمار خودم از او عذرخواهی کردم چرا که این کار کاملا فضای آزمایشگاهی داشت و خوب هم جواب داد و معتقدم به جای اینکه دائما مسیرمان را تغییر دهیم و به دنبال تقلید راه‌های سنتی باشیم بهتر است همین مسیر را که تازه آغاز شده ادامه یابد.

وی با اشاره به اینکه اگر تلویزیون از اقتابوس حمایت می‌کرد قطعا به فروش بیش از یک میلیارد می‌رسید، گفت: در این صورت سید‌جواد هاشمی هم امروز در جمع ما بود و من به عنوان نماینده تلویزیون می‌گویم ای کاش این کارگردان تلاش می‌کرد تا ما را راضی می‌کرد که تیزرهای بیشتری را به این فیلمش اختصاص دهیم تا از این طریق به او کمک می‌کردیم.

زارعان همچنین خاطر نشان کرد: قبل از هر اتفاقی برای مشکل سینمای کودک باید همه ارگان های مرتبط با هم هماهنگ شوند و اگر قرار است اقتابوس ساخته شود باید تلویزیون از همان ابتدا متعهد شود که چند تیزر برای این فیلم پخش خواهد کرد بنابر این باید مدیران با هم هماهنگ باشند نه اینکه هر کسی ساز خود را بزند.

در بخش بعدی این نشست دکتر امیررضا معتمدی متخصص جلوه‌های بصری در سینما با اشاره به اینکه کارگردانان و مدیران سینمایی باید قدرت ذهن‌خوانی کودکان را داشته باشد و آنچه را که آنها می‌خواهند به رشته تحریر و تصویر درآورند گفت: ما متخصصان و انیماتورهای حرفه‌ای داریم اما اکثراً در ایران نماینده‌اند در حالی که اگر درست در نخ تسبیح چینده می‌شدند آثار خوبی از آنها به جای می‌ماند

وی تصریح کرد: سینمای کودک سینمای فردی نیست و باید در  آن از علم مختص کودکان بهره برد و متناسب با تغییرات نسل جلو رفت بنابر این ممکن است یک فیلم سوژه خوبی داشته باشد اما به دلیل آنکه عناصر جذب مخاطب را ندارد دیده می‌شود و بنابر این تولید چنین اثری هیچ فایده‌ای برای سینمای کودک ندارد.

براساس این گزارش؛ علی زارعان مدیر گروه کودک شبکه 2 با اشاره به آنکه نباید کاری کنیم تا امثال مجید مجیدی، کامبوزیا پرتوی و سید‌جواد هاشمی را از دست دهیم اظهار داشت: تنها نهادی که می‌تواند این وضعیت را سامان دهد ریاست‌جمهوری است و رئیس‌جمهور باید مشاوران عالی برای وضعیت کودک و نوجوان داشته باشد.

*********************
ایران بهترین میزبان درنای کاغذی/ در بازگشت به ژاپن می‌گوییم ایرانی‌ها مردم صلح‌دوستی هستند

نشست صمیمی معاون بنیاد ساداکو و برادرزاده ساداکو عصر امروز با حضور جعفر گودرزی مدیر روابط عمومی جشنواره فیلم کودک، سیروس حسن‌پور کارگردان فیلم سینمایی درناهای کاغذی، پگاه آهنگرانی بازیگر و برخی از اصحاب رسانه در هتل کوثر اصفهان برگزار شد.

یوجی‌ساساکی خواهرزاده ساداکو، در ابتدای این مراسم در خصوص برنامه‌ای که روز گذشته تحت عنوان نصب تندیس درناهای کاغذی در میدان امام حسین اصفهان برگزار شد گفت: مراسم بسیار خوبی بود و ما از این کار تحت تأثیر قرار گرفتیم و حتماً در بازگشت به ژاپن به مردم کشورمان می‌گوییم که آنچه از مردم ایران دیدیم با آنچه که شنیده‌ایم بسیار فرق داشت.

همچنین ماساکی‌کوایاشی معاون بنیاد ساداکو در خصوص جشنواره فیلم کودک گفت: من اطلاع چندانی در مورد فستیوال‌های کودک نداشتم اما وقتی به ایران آمدم دیدم که به کودکان اهمیت زیادی می‌دهند و از طریق سینمای کودک می‌خواهند پیام صلح خودشان را به گوش دنیا برسانند.

همچنین در این مراسم پگاه آهنگرانی که به عنوان خبرنگار آزاد در جشنواره بیست و هفتم فیلم کودک حضور دارد خطاب به کوایاشی گفت: ایران و ژاپن هر دو قربانی سلاح‌های شیمیایی هستند با این تفاوت که ژاپن در اطلاع‌رسانی این زمینه کار زیادی انجام داده است و می‌خواهم با وجود اینکه  ایران خودش قربانی سلاح‌های کشتار جمعی است متهم به تلاش برای دستیابی به آن می‌شود و حتی در داخل کشور خودمان نیز بسیاری از مردم از این موضوع بی‌اطلاع هستند و می‌خواهم بدانم در ژاپن چه کار کرده‌اند که این موضوع را همه دنیا می‌دانند.

معاون بنیاد ساداکو در پاسخ به سؤال آهنگرانی اظهار داشت: از نظر دولت ژاپن ما هم خودمان شهروند هستیم و دولت در این زمینه هیچ کار خاصی انجام نداده است اما این خود مردمی هیروشیما بودند که با راه‌اندازی کمپین‌های تبلیغاتی در اینترنت و سایت‌های مختلف در این خصوص اطلاع‌رسانی کرده‌اند و به صورت خودجوش این کار انجام شد تا دوباره چنین بلایی سر ژاپن و هیروشیما نیاید.

وی ادامه داد: موضوع دیگر این است کسانی که به نوعی در این واقعه آسیب دیدند با بیان این موضوع به سایر مردم توضیح می‌دهند که چه رنج و مصیبت‌هایی بر آنها رفته است و حتی برای اطلاع‌رسانی در این زمینه داوطلبانه به کشورهای دیگر می‌روند.

به گزارش فارس، در ادامه این مراسم سیروس حسن‌پور که قرار است فیلم سینماهای درناهای کاغذی را در ارتباط با واقعه مشابه بمباران شیمیایی در سردشت و هیروشیما بسازد در این خصوص گفت: ما تاکنون دو سفر به هیروشیما داشته‌ایم و از نزدیک دیده‌ایم که چه تلاشی برای معرفی این فاجعه به دنیا می‌کند اما هنوز هم احساس می‌کنم این فاجعه را آنطور که باید و شاید به دنیا معرفی نکردم و خیلی از کشورهای دیگر دنیا هنوز متوجه عمق این فاجعه نشدند در حالی که ما سردشت را در کشور خودمان داریم که هنوز خیلی از مردم ایران در مورد چیزی نمی‌دانند و حتی موزه صلح ما یک موزه بسیار کوچک در پارکشهر است که اطلاعات کمی در آن گنجانده شده در حالی که موزه صلح هیروشیما خودش یک کشور است اما در یک گوشه‌ای از این موزه هم نشانی از سردشت نمی‌بینیم و تصمیم گرفتیم از طریق ساخت این فیلم نشان دهیم که چنین اتفاقی در سردشت هم افتاده است.

در ادامه مراسم، جعفر گودرزی مدیر روابط عمومی و مدیر اجرایی جشنواره فیلم کودک با اشاره به شروع شکل‌گیری حضور هیئتی از ژاپن به ایران گفت: ما برای اولین بار است که چنین کاری را انجام داده‌ایم و خواستیم از طریق جشنواره کودک پیام صلح خودمان را به دنیا نشان دهیم و این اتفاق حاصل زحمات چندین ماهه‌ای است ه همزمان با برگزاری مراسم بزرگداشت هفته جهانی صلح و نصب تندیس درنای کاغذی در اصفهان مشابه این مراسم در هیروشیما هم انجام شد که در روزنامه‌های ژاپن بازتاب داشت. برگزاری این مراسم به بهانه جشنواره فیلم کودک ایران بوده است.

در ادامه این مراسم یوجی‌ساساکی خواهرزاده ساداکو در خصوص انتخاب شعار دفاع از حقوق کودکان درگیر جنگ برای جشنواره کودک گفت: شعار بسیار خوبی است و نشان می‌دهد قربانیان اصلی جنگ در همه این کشورها کودکان هستند بنابراین باید تلاش کنیم تا از کودکان بیشتر مراقبت کنیم.

جعفر گودرزی نیز در خصوص این مراسم گفت: بعد از فیلمنامه درناهای کاغذی قرار شد توسط آقای حسن‌پور نوشته شود بنده و آقای میرعلایی سفری به ژاپن داشتیم و در همان سفر از دوستان دعوت کردیم تا سفری به ایران داشته باشند و درناهای کاغذی در ایران رونمایی شود که حتی قرار شد میدانی در اصفهان به نام درناهای کاغذی نامگذاری شود و ما پس از این اتفاق پروانه زرین جشنواره را به نشانه دوستی متقابل به دوستان هدیه دادیم.

همچنین ماساکی‌کوایاشی معاون بنیاد ساداکو در خصوص دلایل حمایت از فیلم سینمایی درناهای کاغذی گفت: سه دلیل برای ساخت این فیلم وجود داشت نکته اول احساس کردیم آقای حسن‌پور به لحاظ شخصیتی فرد مهربانی هستند و به این نتیجه رسیدیم که ایشان می‌توانند پیام ما را از طریق این فیلم به دنیا برسانند. نکته دوم این بود که ساداکو محور اصلی این فیلم بود و در نهایت از طریق همین فیلم متوجه شدیم که در ایران و عراق هم اتفاق مشابه با ژاپن رخ داده است.

وی همچنین در پایان در خصوص این سؤال که پس از بازگشت به ژاپن اگر قرار باشد در یک جمله نظرش را درباره ایران بگوید چه می‌گوید؟ گفت: مردم ایران مردم خیلی مهربان و صلح دوستی هستند و از نظر من ایران اولین کشور از نظر صلح و مردم‌ دوستی در جهان است.

[ جمعه 1392/07/19 ] [ 13:13 ] [ حبیب ]

[ ]

از پاره کردن پوستر «بچه‌های آسمان» تا پیش رفتن تا مرز خودکشی و ترک تحصیل خانم هنرپیشه

در این نشست که در هتل کوثر با حضور سینماگران و کارشناسانی چون سعید قطبی‌زاده ، پوران درخشنده، سیروس حسن‌پور، غلامرضا رمضانی ، مازیار فکری ارشاد و نیز بازیگرانی چون محمدرضا شیرخانلو،پگاه آهنگرانی، آرمیتا مرادی، امیرفرخ هاشمیان و علی علایی و جعفر گودرزی مدیر اجرایی جشنواره برگزار شد، ابتدا مازیار فکری ارشاد و سعید قطبی زاده به طرح موضوع انتخاب بازیگر کودک و نوجوان در سینمای ایران پرداختند. 

 

درخشنده:بسیاری از بچه‌ها، تک ستاره‌هایی بودند که فراموش شدند

در این نشست، پوران درخشنده درباره حضور بازیگران کودک و نوجوان در سینما گفت: تجربیات مختلفی در کار با بازیگران کودک و نوجوان و انتخاب آنها داشته‌ام.

وی ادامه داد: بازیگر کودک باید تحت مراقبت قرار گیرد. اگر بازیگر کودک در حال تحصیل است باید معلم کنارش باشد تا در مواقع بیکاری، به او آموزش دهد.

وی درباره حضور والدین بازیگران کودک سر صحنه فیلم‌های کودک گفت: بهتر است مادر و پدر یا یکی از آن دو در کنار بازیگر باشند چرا که آنها می‌توانند کودک را هدایت و حمایت کنند. در واقع والدین در تمام مدت در کنار بچه هستند، مراقب تغذیه‌اش هستند، برای بازی‌ها وقت می‌گذارند، فیلمنامه را می‌گیرند و حتما خودشان با بچه تمرین می‌کنند.

درخشنده درباره زمان کار کودکان در خارج از کشور (برای فیلمی چون عشق بدون مرز) گفت: زمان کاری برای بچه ها 4 ساعت است اما این نوع کار در ایران وجود ندارد کار کردن با بچه ها منسجم نیست. برخی از خانواده ها به دنبال بچه ها نیستند، بچه با گروه همراه است . به طور مثال عطیه در فیلم«پرنده کوچک خوشبختی» با من زندگی می کرد و دوست نداشت به خانه برود شب ها روی شانه من می خوابید.

وی در ادامه گفت: اگر کودکی برای نقش انتخاب می‌شود باید بداند که آن را به طور جدی دنبال کند،اینقدر باید علاقمند باشد تا همراه با حمایت خانواده این حرفه را دنبال کند. برخی از خانواده‌ها نمونه کارهای بچه‌ها را به صورت فردی در اختیار کارگردان‌ها قرار می‌دهند و ممکن است کودک در شهرستان باشد و دیگر کارگردانی به آن شهر برای انتخاب بازیگر سفر نکند. باید یک جایی باشد تا همه چیز به صورت اصولی دنبال شود، نام‌نویسی صورت گیرد و سوابق بچه‌ها جمع‌آوری شود. بسیاری از بچه‌ها، تک ستاره‌هایی بودند که فراموش شدند و حالا با رویاهایشان از سینما زندگی می‌کنند.

 

محمدرضا شیرخانلو:‌ بازیگر حرفه ای نیستم/ داوری کار سختی است

«محمدرضا شیرخانلو» بازیگر «دهلیز» و چند کار تلویزیونی دیگر که از داوران کودک و نوجوان این دوره از جشنواره است، در پاسخ به این سوال که آیا خود را بازیگر حرفه‌ای می‌دانی، گفت: نه!

شیرخانلو به نحوه انتخابش به عنوان بازیگر اشاره کرد و گفت: یکی از دوستانش خبرنگار بود و من را به گروه «چک برگشتی» معرفی کرد، از من تست گرفتند و بعد قرار شد بازی کنم.

او در پاسخ به این سوال که می‌خواهی چه کاری در آینده انجام دهی گفت: می‌خواهم هم بازیگر بمانم و هم کارگردان شوم. (صحبتی که با تشویق حضار روبه‌رو شد). این بازیگر کودک در پاسخ به این سوال که تجربه داوری چگونه است، گفت: کار خیلی سختی است!

 

قطبی زاده :در بسیاری از موارد کارگردانان بچه‌های بی‌ادب‌تر را برای بازی انتخاب می کنند‌

در ادامه نشست، سعید قطبی زاده درباره نوع انتخاب کارگردان‌ها گفت: دیده شده در بسیاری از موارد کارگردانان بچه‌های بی‌ادب‌تر و پرروتر یا بچه‌هایی را که رفتار بزرگسالانه‌تر داشته باشند، انتخاب می‌کنند. بسیاری از بچه‌های فیلم‌ها و سریال‌های کودک، رفتار، منش و گفتار بزرگسالان را دارند. دیگر نمی‌توان بچه‌های واقعی را در کارها دید. بیشتر بچه‌ها حرف‌های بزرگسالان را می‌زنند و رفتار بالغ دارند. در اکثر کارها یک آدم کوچولو می‌بینیم که روح کودکانه ندارد.

وی در ادامه گفت: بچه‌ها با دو رویکرد انتخاب می‌شوند. یا کارگردان به دنبال چهره خاص است یا کارگردان به توانایی‌اش در بازی‌گیری معتقد است و اعتماد به نفس دارد که نمونه‌های بارز آن در سینما مانند «باشو غریبه کوچک» یا فیلم «بچه‌های آسمان». گاهی اوقات کارگردان به سراغ بچه‌ای می‌رود که ترس از دوربین نداشته باشد و حداقل با انتخاب این بچه، یک مرحله جلو می‌افتد، زیرا تجربه دارد.

قطبی‌زاده به محوریت بازیگر در تبلیغات فیلم‌های کودک اشاره کرد و گفت: هر تبلیغی روی فیلم باشد، معطوف به بازیگر است و این ذهنیت برای بچه به وجود می‌آید که من بازیگر هستم. دیگر نه فرزند خوبی است و نه درس می‌خواند. اما باید توجه کرد که در دنیا بازیگرانی چون جنیفر لارنس، جنیفر کانلی، ناتالی پورتمن و... اتفاقا بازیگری را از کودکی آغاز کرده‌اند.

وی در ادامه گفت: در حال حاضر که جشنواره کودک و نوجوان است و روزنامه‌ها به این رویداد توجه دارند، امیدواریم برای هنرمندان و تشکیلات صنفی، این انگیزه را ایجاد کند تا گریزگاهی به وجود بیاورند و  کودکان و نوجوانان درست هدایت شوند.

امیر فرخ هاشمیان:‌ به مرحله ای رسیدم که پوستر «بچه های آسمان» را پاره کردم

بنابر این گزارش، «امیرفرخ هاشمیان» بازیگر بچه‌های آسمان که در این نشست حاضر بود، درباره اتفاقاتی که برایش بعد از دوری از عرصه بازیگری افتاد، گفت: بعد از آنکه «بچه‌های آسمان» محبوبیت خاصی برایم ایجاد کرد، اتفاقات زیادی برای من پیش آمد. دو سال که گذشت و فیلم از نظرها رفت، سختی شروع شد. نمی‌توانم بگویم چه اتفاقاتی افتاد اما مرا به مرحله‌ای رساند که پوستر بچه‌های آسمان را پاره کردم و گفتم شاید قسمت نیست دیگر این راه را ادامه دهم.‌

در ادامه نشست، «پگاه آهنگرانی» که در نشست حاضر بود، درباره اولین تجربیاتش در بازیگری گفت: 14 ساله بودم که کارم جلوی دوربین آغاز شد.من به شخصه کار موسیقی می‌کردم و باید بگویم شانسی وارد سینما شدم. بازیگری مانند موجی است که اگر درست انتخاب نکنی، آسیب می‌بینی... در واقع اینجا، برای نوجوان، شهرت شکل گرفته و روزنامه‌ها را دنبال می‌کند و یک دیدگاه فانتزی از بازیگری دارد. برخی از بازیگرها برایش به بت تبدیل شده‌اند و ممکن است خودش را در این جایگاه ببیند. به عقیده من مهم این است که بعد از شهرت و معروفیت، چه اتفاقی برای بچه‌ها رخ می‌دهد. از سوی دیگر کارگردانان مختلف هم در برخورد با بازیگرانشان، متفاوت عمل می‌کنند. نابازیگرهای آقای مجیدی آینده نداشتند اما آقای صدرعاملی از نابازیگرانش حمایت کرد. ایشان در انتخاب کارها به من کمک کردند و همین طور به بازیگران نقش ترانه و آیدا.

آرمیتا مرادی: برای حضور در سینما کودکی ام را از دست دادم

در ادامه این نشست، آرمیتا مرادی بازیگر نوجوان حاضر در جلسه درباره بازیگری گفت: دیده شدن برای هر انسانی جذاب است، من سینما را دوست دارم اما برای حضور در سینما، کودکی‌ام را از دست دادم، زیرا بین هم‌سن و سالان خودم نبودم. بین بزرگان بودم و با محدودیت‌هایی روبه‌رو بودم اما قبول کردم که اگر بخواهم از سینما بروم، برایم سخت است.

هاشمیان در ادامه این نشست ضمن تکمیل صحبت‌هایش گفت: وقتی کودک از سن 8 سالگی جلوی دوربین می‌رود، ذهنیتی دارد. من  از بچگی به فیلم و سینما علاقمند بودم و قبل از بازی در بچه‌های آسمان، سینما را دنبال می‌کردم. وقتی در فیلم آقای مجیدی انتخاب شدم احساس کردم با بازی در این فیلم، به خواسته‌هایم می‌رسم و فضایی خاص برای خودم ایجاد کردم. دوران خیلی شیرینی بود. اما بعد از کنار گذاشته شدنم شاید تا مرز خودکشی هم پیش رفتم... خیلی دل پری دارم...

فکری ارشاد با طرح این سوال که آیا وظیفه فیلمساز است که از بازیگر  حمایت کند، جلسه را ادامه دارد و از هاشمیان پرسید: چرا تحصیل نکردی؟ که او پاسخ داد: دیپلم گرفتم اما به دنبال تحصیلات دانشگاهی نرفتم. هنرستان صدا و سیما را انتخاب کردم اما به دلیل یکسری مسایل حاشیه‌ای نتوانستم ثبت نام کنم. بعد از آن به چند نفر مراجعه کردم که طردم کردند و همین، باعث شد پوستر بچه‌های آسمان را پاره کنم اما خدا خواست دوباره بازگشتم...

حسن پور: آیا فیلمساز موظف است از بازیگر حمایت کند؟

«سیروس حسن‌پور» از سینماگران حاضر در این نشست که سابقه بازیگری در سن کودکی را دارد، در پاسخ به این سوال که آیا  فیلمساز موظف است از بازیگر حمایت کند؟ گفت: من بازیگری را از 7 سالگی آغاز کردم و در فیلم‌هایی چون سفر، زنگ تفریح و سریال سلطان صاحبقران بازی کردم.

او در ادامه به استعدادهای بازیگری اشاره کرد و گفت: ما استعدادهای خوبی داریم که شگفت انگیز هستند اما تفاوت این است که خیلی‌ها جلوی دوربین نیامده‌اند. پروسه تولید و ساخت فیلم زمان‌بر است و ما در تولید به دنبال یافتن کاراکتر هستیم. من با آقای مجیدی کار کردم و برای فیلم «پدر» او، حسین عابدینی را انتخاب کردیم که در حال حاضر، در دانشگاه ادامه تحصیل می‌دهد. به عقیده من بهتر است نمونه‌هایی مانند حسین عابدینی را هم در چنین نشست‌هایی دعوت کنیم تا الگوسازی کنیم. باید دید بچه‌ها پس از بازی در فیلم چه شرایط اجتماعی زندگی می‌کنند و این البته به شرایط جامعه و آموزش نیز بستگی دارد.

غلامرضا رمضانی:‌ سعی کردم عامل جنایت هیچ بچه ای نباشم

«غلامرضا رمضانی» در ادامه نشست درپاسخ به این سوال که به نظام آموزشی برای تربیت بازیگر حرفه‌ای قائل هستید یا خیر؟ گفت: وقتی کارگردان یک فیلم می‌سازد، ممکن است 4 سال بعد کار نکند. ما در شرایطی در سینما زندگی می‌کنیم که سازماندهی نداریم. در این شرایط چطور من می‌توانم از بازیگر حمایت کنم؟ تشکل زمانی مفهوم دارد که سازماندهی منظمی وجود داشته باشد.

وی در ادامه گفت: سعی‌ام در طول این سال‌ها این بود که عامل جنایتی برای هیچ بچه‌ای نباشم. در فیلم «دونده» آموختم که چگونه باید با بازیگر نقش اصلی که متمول بود و بازیگر نقش موسی که فقیر بود کار کرد. چگونه برای موسی ایجاد توقع نکرد و در نهایت مبلغی را توسط فرد دیگری برای تحصیل او در نظر گرفت.

رمضانی در ادامه گفت: در اکثرا کارهایم از نابازیگر استفاده کرده‌ام و به گروه هشدار لازم را می‌دهم تا با او مثل تافته جدا بافته رفتار نکنند که دچار توهم شود یا به تداوم در بازیگری امیدوار شود... از روز اول می‌گویم شما قرار نیست بازیگر حرفه‌ای شوید. شرایط مطلوب پیش آمد، در کارهای دیگران بازی کنید...

وی در ادامه گفت: برخلاف خانم درخشنده، من معتقدم حضور پدر و مادر سرصحنه، یک اهرم بازدارنده است. مدام مشکل و فضاهای خاصی برای بچه ایجاد می‌کنند.

درخشنده در پاسخ به این سوال که نابازیگران از  شما توقع داشتند که در کارهای دیگر هم از آنها استفاده کنید؟ گفت: اینگونه نبود. بعضی از بازیگران من ناتوان جسمی یا ذهنی بودند که با ایفای نقش اعتماد به نفس آنها بالا رفت و در جامعه احترام بیشتری پیدا کردند. بچه‌ها توانایی خودشان را نشان دادند  و برای خودشان اعتماد به نفس کسب کردند و نگاه جامعه را نسبت به خود کمی تغییر دادند.

وی در ادامه گفت: مگر در سال چند فیلم کودک ساخته می‌شود که ما برای بازیگران نقش داشته باشیم؟ نباید از اینکه فرصتی پیش نیامده ناراحت شوند. من با بازیگران ارتباط دوستی دارم، اعیاد و تولدهایشان در کنارشان هستم اما توقعی در آنها ایجاد نکرده‌ام که در فیلم‌هایم از آنها استفاده کنم. در فیلم اخیرم از دو دختربچه کم سن و سال استفاده کردم که بسیار با استعداد هستند و اگر فرصتی پیش بیاید از آنها استفاده می‌کنم اما  اگر نشد، خودم را سرزنش نمی‌کنم.

قطبی زاده: بسیاری از بازیگران سینما و ضعیت روانی خوبی ندارند

«سعید قطبی‌زاده» در این نشست در پاسخ به این سوال که قائل به سیستم آموزش بازیگری کودک و نوجوان هستید، گفت: قطعا پروسه استعدادیابی و پرورش باید  وجود داشته باشد. من معتقدم کارگردان نسبت به آینده بازیگر تعهدی ندارد. اینکه سرانجام بازیگر باشو... چیست، به کارگردان ربطی ندارد. نیاز است تا بستری فراهم شود تا اگر بچه‌ای دلش می‌خواهد در این شغل باقی بماند، بتواند آموزش ببیند. تشکیلات صنفی باید این کار را انجام دهد. جایگاه بازیگردان تثبیت شده است و باید آکادمی‌ تشکیل بدهند که مخصوص هدایت نونهالان و پرورش آنها باشد. چهره‌ای انتخاب و سپس رها می‌شود. خیلی از بازیگران سینما وضعیت روانی خوبی ندارند. یک بازیگر دو ماه فشرده کار می‌کند اما دو سال بیکار است. باید بازیگر در کنار شغل بازیگری، مشغله و  سرگرمی دیگری را دنبال کند تا آسیب نبیند.

در ادامه این نشست «آرمیتا مرادی» بازیگر نوجوان با بیان اینکه بازیگری در روش زندگی او تاثیر بسیاری داشته است، گفت: معتقدم زندگی من با آدم‌های دیگر تفاوتی ندارد و سعی می‌کنم تفاوتی میان من و دیگران نباشد. همیشه سعی کرده‌ام آنچه در این فیلم‌ها به من می‌گویند، در چند ساعت زندگی کنم. 

پگاه آهنگرانی:‌ چند سال پیش احساس کردم خیلی بد است که من سیکل دارم

همچنین «پگاه آهنگرانی» در پاسخ به این سوال که بازیگری چه چیزی را به شخصیت شما اضافه کرده است، توضیح داد: خیلی چیزها و شاید بسیاری از این‌ چیزها اصلا خوب نبود و زمان برد و طول کشید که بفهمم که خبری هم نیست. بعد از نمایش «دختری با کفش‌های کتانی» همه مردم من را می‌شناختند و این موج که به یک باره ایجاد شد برای من بسیار ترسناک بود!  مثلا همیشه از هنرستان پیاده به خانه می‌آمدم اما بعد از نمایش این فیلم، دیگر این کار برایم سخت شده بود چون همه من را می‌شناختند و شاید باورتان نشود یک سال مردود شدم و مدتی هم ترک تحصیل کردم... تا همین چند سال پیش که احساس کردم خیلی بد است که مدرک تحصیلی آدم در حد سیکل باشد به همین دلیل رفتم دیپلم گرفتم! فکر می‌کردم چون شخصیت معروفی هستم چه احتیاجی به درس‌خواندن دارم!

وی تأکید کرد: به یقین اگر «دختری با کفش‌های کتانی» را بازی نمی‌کردم، شخصیت کنونی‌ام  را نداشتم و شاید بی‌پول‌تر و آرام‌تر بودم.  

«امیر فرخ هاشمیان» بازیگر فیلم «بچه‌های آسمان» ساخته مجید مجیدی نیز با بیان اینکه اگر به طور حرفه‌ای بازیگر می‌شدم خیلی چیزها به من اضافه می‌شد، ادامه داد: اگر آکادمی بود که من در  آن جا آموزش می‌دیدم حداقل متوجه می‌شدم برای این کار ساخته شده‌ام و یا اصلا استعداد ماندن در این عرصه را دارم یا خیر. 

وی ادامه داد: اگر بازیگر حرفه‌ای بودم شرایط زندگیم بهتر بود. هر چند در حال حاضر،  زندگی خوبی دارم اما ناراحتم از این که در آن سن کم بدون هیچ تمرین و آموزشی، آنچنان بازی‌ای از خود ارائه دادم که برای همیشه در تاریخ ماندگار شد. در شرایطی که همه بار «بچه‌های آسمان» بر دوش من بود، آیا واقعا حق من نبود که به کارگردان‌های دیگر معرفی شوم؟

همچنین در ادامه فکری‌ارشاد در پاسخ به این پرسش هاشمیان، گفت: این سوال پاسخ مفصل و پیچیده‌ای دارد.

سیروس حسن‌پور ادامه داد: در یکی از فیلم‌هایم به یک دختر بچه روستایی وعشایری نیاز داشتم. خیلی جستجو کردیم. در نهایت دختر بچه‌ با استعدادی را پیدا کردم. او بی‌سواد بود اما هم اکنون کلاس پنجم ابتدایی است. درواقع معتقدم عوامل یک فیلم در جهت تحول زندگی یک کودک و بالا بردن کیفیت آن تاثیرگذار  هستند.

«غلامرضا رمضانی» نیز با بیان اینکه برای انتخاب بازیگر در فیلم‌ها روش خاصی ندارد،  افزود: البته سعی می‌کنم به کودک سخت نگیرم تا به او آسیبی وارد نشود چراکه عموما دوره‌های آکادمیک ندیده‌اند. به همین دلیل همیشه خواسته‌ام که خودشان باشند و نقش بازی نکنند.   

درخشند: دردناک است که فیلمی 300میلیون هزینه ببرد و 20میلیون بفروشد

درخشنده نیز با بیان اینکه شرایط فیلمسازی به اندازه کافی برای ما سخت است، تاکید کرد:  بحث کودکانی که یک بازی می‌کنند و کنار گذاشته می‌شوند و حالا باید کاری کنیم که آموزش ببینند و برای‌شان صنف تشکیل دهیم راه به جایی نمی‌برد. ما چند فیلم کودک در طول سال تولید می‌کنیم و از همه ناراحت کننده‌تر این که نمایش عمومی فیلم‌های کودک تنها در همین جشنواره فیلم کودک است.

وی ادامه داد: سینمای کودک باید بودجه و شرایط بهتری داشته باشد اما من تعداد بسیاری از فیلم‌های خودم را سرمایه‌گذاری کرده‌ام و سالن‌های سینمایی همیشه در اختیار فیلم‌های تجاری بوده است، یعنی مسئولان، فیلم‌های بخش کودک و خصوصی را حمایت نمی‌کنند.

وی اضافه کرد: به نظرم بسیار دردناک است فیلمی که 300 میلیون هزینه برده است تنها 20 میلیون بفروشد. ما باید جدی‌تر به فکر سینمای کودک باشیم تا هر چه زودتر سر و سامان بگیرد. باید تکلیف خود را مشخص کنیم که آیا اصلا می‌خواهیم سینمای کودک داشته باشیم یا خیر؟ بنابراین پس از آنکه ماجرای پیچیده تولید و اکران به سامان رسید، باید به بحث‌هایی مانند مشکلات بازیگران کودک که از عرصه جا مانده‌اند، برسیم!

«سعید قطبی‌زاده» در این نشست، با اشاره به سرنوشت بازیگران کودک گفت:  باید راه حلی پیدا شود که اذهان عمومی هر چند وقت یک بار توسط  یک اقدام ژورنالیستی دچار نگرانی نشود و  مادرها نگران نباشند که سرنوشت کودک بازیگر آن‌ها چه خواهد شد... آیا معتاد می‌شوند؟ یا سرنوشت دیگری در انتظار آن‌هاست؟! بنابراین با هدایت این جریان و تشکیل صنف بیش از انجام یک کار حرفه‌ای، اقدامی انسانی و اخلاقی انجام داده‌ایم.

***********************
میهمانان جشنواره کودک در ضیافت شهردار اصفهان

در این مراسم هنرمندان نظیر داریوش فرضیایی، جهانبخش سلطانی، حسام نواب‌صفوی، حسن پورشیرازی و مجید مظفری در جملاتی کوتاه به تمجید از نقش سازنده جشنواره کودک بر ارتقاء سینمای کودک پرداختند و مهدی باقر‌بیگی بازیگر نقش قصه‌های مجید و عضو شورای شهر اصفهان نیز گفت: باید از همه مسئولانی که به برگزاری این جشنواره کمک کردند تشکر کنیم و امیدوارم سال آینده با توجه به علاقه‌ای که آقای صفایان‌نژاد شهردار اصفهان نسبت به برگزاری این جشنواره در شهر ما دارند همچنان جشنواره در اصفهان برگزار شود ضمن اینکه امیدوارم سال آینده تولیدات بومی بیشتر شود.

همچنین محمد قطبی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی اصفهان نیز در سخنانی کوتاه گفت: از شما هنرمندان که به خانه خودتان اصفهان مهد تمدن و فرهنگ آمدید تشکر می‌کنم و امیدوارم اصفهان پایتخت همیشگی جشنواره فیلم کودک باشد.

براساس این گزارش در این مراسم علیرضا رضاداد، محسن علی‌اکبری، هاشم میرزاخانی، حامد بهداد، جواد اردکانی، سیروس حسن‌پور، محمدرضا شریفی‌نیا، حسام‌نواب‌صفوی، پوران درخشنده، نیکی کریمی، مهرنوش طباطبایی، مهدی پاکدل، فرزاد اژدری، محمدعلی طالبی، علی شاه‌حاتمی سعید ابراهیمی‌فر، علی رویین‌تن، فریال بهزاد، علامرضا آزادی، ابراهیم اختری، سید‌هادی منبتی، سیاوش حقیقی و امیر اسفندیاری حضور داشتند.

*******************

استقبال دبیر جشنواره فیلم کودک از کودکان روستای شین ‌آباد

به دعوت ستاد اجرایی جشنواره فیلم کودک برای اولین بار پس از حادثه تلخ آتش سوزی مدرسه روستای شین آباد این کودکان مهمان جشنواره فیلم کودک بودند که احمد میرعلایی به همراه جعفر گودرزی مدیر اجرایی جشنواره و پوران درخشنده با حضور در باغ زره ساززان به استقبال این کودکان رفتند تا از امروز رسما به عنوان مهامانان ویژه جشنواره در شهر اصفهان حضور پیدا کنند.

بر اساس این گزارش، در این مراسم که علی زارعان مدیر گروه کودک شبکه دو سیما این گروه را همراهی می‌کرد پس از گرفتن عکس یادگاری با کودکان شین آباد این کودکان به عنوان مهمانان ویژه در مراسم اختتامیه بیست و هفتمین جشنواره فیلم کودک و نوجوان حضور پیدا خواهند کرد و پس از پایان جشنواره نیز به مدت دو روز از تمام مراکز فرهنگی تاریخی اصفهان بازید می‌کنند.

*******************************

بازدید جمعی از هنرمندان از بنیاد خیریه دست‌های مهربان

ظهر امروز سید احمد میرعلائی دبیر جشنواره فیلم کودک به همراه هنرمندانی همچون پوران درخشنده، سیروس حسن‌پور، دنیا فنی‌زاده و رسول توکلی با حضور در بنیاد خیریه دست‌های مهربان حمایت خود را از ایتام و کودکان محروم اعلام کردند.

بر اساس این گزارش و در ابتدای حضور کاروان کوچک سینمای ایران، یاسر خواجه مدیر روابط عمومی بنیاد خیریه دست‌های مهربان با ارائه توضیحی از اهداف تأسیس این بنیاد، گفت: بنیاد خیریه دست‌های مهربان از سال 84 و با هدف تحت پوشش قرار دادن ایتام، کودکان بی‌سرپرست و زنان سرپرست خانواده تأسیس شد که تاکنون 4 شعبه از این مؤسسه در سراسر کشور راه‌اندازی شده و پس از تهران، کرج و تبریز، اصفهان به عنوان چهارمین شعبه از سال گذشته کار خود را آغاز کرده است.

وی افزود: تا به امروز قریب به 8 هزار کودک یتیم و زنان سرپرست خانواده در شعبه‌های این مؤسسه تحت پوشش قرار گرفته‌اند که در اصفهان مجموعا 100 کودک تحت پوشش بنیاد ما قرار دارند که از راه کمک‌های مردمی به آنها خدمات‌رسانی می‌کنیم.

در ادامه این مراسم پس از آنکه کودکان تحت پوشش مؤسسه خیریه دست‌های مهربان به اجرای سرود بوی ماه مهر پرداختند، سید احمد میرعلائی به هر یک از آنها به عنوان تبرک عیدی داد و آرزو کرد این عیدی بتواند برای آنها منشأ خیر و برکت باشد.

میرعلائی همچنین با اعلام حمایت از اقدام بنیاد خیریه دست‌های مهربان بنا به پیشنهاد پوران درخشنده کارکدان فیلم سینمایی «هیس، دخترها فریاد نمی‌زنند» به مدیران این موسسه اعلام کرد: طی هفته‌های گذشته اقدام به برگزاری اکران ویژه‌ای در سه سئانس در یکی از مجتمع‌های فرهنگی شهر اصفهان کنند تا همه عواید حاصل از فروش بلیت آن در اختیار مؤسسه بنیاد خیریه دست‌های مهربان قرار گیرد.

در پایان این مراسم پس از آنکه هنرمندان حاضر دبیر جشنواره و جعفر گودرزی مدیر جشنواره عکسی به یادگار با کودکان تحت پوشش این مؤسسه گرفتند از طرف مؤسسه خیریه دست‌های مهربان لوح تقدیری به این هنرمندان و خبرنگاران حاضر که از سه رسانه فارس، ایسنا و مهر بودند اهدا شد.

***************************
نامزدهای پروانه‌های زرین مسابقه عکس و پوستر معرفی شدند

هیات داوری این بخش متشکل از  داریوش فرهنگ، تورج منصوری و رضا برجی پس از بررسی آثار رسیده نهایتا کاندیداهای دریافت جوایز را اعلام کردند. آرش صادقی و مهدی دل خواسته که دبیران این بخش از جشنواره هستند، روز گذشته با اعلام این خبر یادآوری کردند جوایز برندگان این بخش در آیین افتتاحیه این جشنواره که روز دوشنبه 15 مهرماه برگزار خواهد شد اهداء می شود.

همچنین در ایام جشنواره نمایشگاه آثار رسیده به مسابقه مواد تبلیغی (عکس و پوستر) در تالار استاد فرشچیان اصفهان که سینمای رسانه جشنواره است برپا می‌شود.

فهرست نامزدهای این بخش عبارتند از:

بخش عکس:1 – سیدنواب موسوی (تنهای تنها تنها) / 2 – احمدرضا شجاعی (ساکن خانه چوبی) / 3 – امید صالحی (ماهی کویر) / 4 – صبا سیاه پوش (تتل و راز صندوقچه) / 5 – پریسا ایمانپور (او خوب سنگ می زند)

بخش پوستر:1 – احسان برآبادی (تنهای تنهای تنها) /2- سیروس سلیمی (او خوب سنگ می زند) /3 – احمدرضا شجاعی (ساکن خانه چوبی)

بیست و هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان با گرامی‌داشت نام پیامبر اکرم (ص) پدر آسمانی کودکان دنیا از 15 تا 19 مهرماه در اصفهان برگزار خواهد شد.

[ جمعه 1392/07/19 ] [ 12:58 ] [ حبیب ]

[ ]

ای کسانی که ایمان آوردید خدایی را سپاس گویید که خداوند بخشنده و مهربان است.

با سلام و درود به خوانندگان عزیزتر از جان، در اول صحبت هایم یک پوزش بلند قد به شما خوانندگان عزیز تر از جان به دلیل اینکه به قول خود وفا نکردیم و زود این قول فراموش شد و آنهم به دلیل مشکلات شخصی امکان اینکه وب را بروز کنیم نبود و هنوز سر قول خود هستیم ولی چند تغییر در وب رخ داده که هفته های آینده مشاهده میکنید. از این بابت که شما عزیزان دل را منتظر گذاشتم بار دیگر پوزش می طلبم. خود این موضوع را می دانم و از اتفاقات پیش آمده ناراحت و امیدوارم که هیچوقت این موضوع و اتفاقات پیش نیاید گرچه قابل پیش بینی نیست و انکار ناپذیر. برگشت دوباره ما زود خواهد بود.3/آبان/1392 روز جمعه منتظر شما هستیم.

ساعت ها نشستم و به فکر فرو رفتم ساعت هاست که چشم هایم روی بوم است اما چیزی به ذهنم نمی رسد بلند میشوم به پنجره خیره.باران شروع میشود و شیشه ها را خیس. هنوز چشم هایم به درون پنجره هست. یک باره صدای زنگ آمد. تلفن خود را بر می دارم. در آن طرف صدا، صدای نا آشنا می آمد و اما انگار صدا را می شناسم ولی هنوز و ...

[ جمعه 1392/07/19 ] [ 9:53 ] [ حبیب ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،