دوبیتی های من (( 5 ))

دوبیتی های زیر را تقدیم می کنم به مهتاب عزیزم

(( پریشان ))

کجا رفتی کجا رفتی ای جوانی

هوای تو را دارم ای مهربانی

میخونم مهتابم از دل قلبم

زخاک تو را میخونم ای پریشانی


(( کودکانه ))

قدم به قدم با پای کودکانه

نشسته ام در این جای کودکانه

رفته ام از جایی به جای دیگر

غمیگن دل چرکین نایی ندارم


(( سوز ))

میسوزمو میسوزم از درون

میگریمو میگیرم از برون

آسمون ابری این دل قلب

شعله های آتیش عشق از کرون


(( رها ))

هوای سرد این زمستون سیاه

گشته ام مجنون تو از نگاه

به غیر تو دل تنگی رو ندارم

رها می کنم خودمو از این دنیا

دوبیتی های من (( 4 ))

(( دشت ))

من از این دشت ، نخل کوهم
پسرکی گریان از جنس نوحم
هفت شعرم را میخوانم باز
میگردم در این جای رودم

(( سکوت ))

من از سکوت بی پنهایی خود
گشته ام بی سروسامانی خود
میشکنم این سکوت شب را
دلتنگم از این بی سر پناهی خود

(( آشنا ))

زلال  آشنا و ساده هستم
هوای عشق این جاده هستم
خستگی هایم میسپارم برای تو
نگاه در نگاه تو ای آزاده هستم

(( عشق ))

زمستانی غروب و سرد داریم
یک جنگل سکوت زرد داریم
مانده ام این وادای نگاه تو
عشقی از نگاه درد داریم

(( قلب ))

برو آن جا ای عشق ساده دل
دل قلبم ای مشق ساده دل
دلتنگ محبت نگاه تو دارم
 برای تو ای دشت ساده دل