دوبیتی های من (( 4 ))
(( دشت ))
من از این دشت ، نخل کوهم
پسرکی گریان از جنس نوحم
من از این دشت ، نخل کوهم
پسرکی گریان از جنس نوحم
هفت شعرم را میخوانم باز
میگردم در این جای رودم
(( سکوت ))
من از سکوت بی پنهایی خود
گشته ام بی سروسامانی خود
میشکنم این سکوت شب را
دلتنگم از این بی سر پناهی خود
(( آشنا ))
زلال آشنا و ساده هستم
هوای عشق این جاده هستم
خستگی هایم میسپارم برای تو
نگاه در نگاه تو ای آزاده هستم
(( عشق ))
زمستانی غروب و سرد داریم
یک جنگل سکوت زرد داریم
مانده ام این وادای نگاه تو
عشقی از نگاه درد داریم
(( قلب ))
برو آن جا ای عشق ساده دل
دل قلبم ای مشق ساده دل
دلتنگ محبت نگاه تو دارم
برای تو ای دشت ساده دل
میگردم در این جای رودم
(( سکوت ))
من از سکوت بی پنهایی خود
گشته ام بی سروسامانی خود
میشکنم این سکوت شب را
دلتنگم از این بی سر پناهی خود
(( آشنا ))
زلال آشنا و ساده هستم
هوای عشق این جاده هستم
خستگی هایم میسپارم برای تو
نگاه در نگاه تو ای آزاده هستم
(( عشق ))
زمستانی غروب و سرد داریم
یک جنگل سکوت زرد داریم
مانده ام این وادای نگاه تو
عشقی از نگاه درد داریم
(( قلب ))
برو آن جا ای عشق ساده دل
دل قلبم ای مشق ساده دل
دلتنگ محبت نگاه تو دارم
برای تو ای دشت ساده دل
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۷ ساعت 21:37 توسط حبیب
|